هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 143 : درماندگی دانشمند وهابی

یکی از اهل دانش می گفت: در مدینه بودم، یکی از شیعیان ایرانی، پنجره و دیوار مرقد مطهر رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را بوسید. امام جماعت مسجد که دانشمندی وهایی بود او را دید، بر سرش فریاد کشید که چرا می بوسی؟ این دیوار، سنگ است و آن پنجره، آهن است. چرا سنگ و آهن را که فهم و شعوری ندارند می بوسی و مرتکب شرک می شوی؟ من در برابر فریادهای آن عالم وهابی، دلم به حال آن شیعه ایرانی سوخت لذا به جلو رفتم و به امام جماعت وهابی آنجا گفتم: بوسیدن این در و پنجره، نشانه پیوند و علاقه ما به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است و هیچ گونه شرکی در این عمل نیست. وهابی گفت: نه، این کار شرک است. گفتم: آیا این آیه را نخوانده ای که می فرماید: فلما ان جآء البشیر القاه علی وجهه فارتد بصیرا**یوسف/ 96، ترجمه: اما هنگامی که بشارت دهنده فرا رسید آن (پیراهن یوسف (علیه السلام را بر صورت او (یعقوب (علیه السلام افکند ناگهان (یعقوب) بینا شد. درباره شبیه این آیه ر.ک: یوسف/ 93.*** این پیراهن، پارچه بود، چه طور شد که پارچه چشم یعقوب (علیه السلام) را بینا کرد؟!
امام جماعت وهابی در پاسخ به سؤال من، درمانده شد و نتوانست پاسخ دهد**ر.ک: حکایت های شنیدنی 5/ 55 54. ***.

حکایت 144 : عرض تسلیت

عربی منظور تسلیت به معاویه گفت: بارک الله لک فی الفانی و آجرک فی الباقی خدا در دنیا به تو برکت دهد و در آخرت به تو پاداش عنایت فرماید. معاویه چنین پنداشت که او جمله را به غلط ادا کرده است لذا به وی اعتراض نمود. (یعنی: چرا نگفتی بارک الله لک فی الباقی و اجرک فی الفانی؟) عرب گفت: (مگر قرآن نخوانده ای که می فرماید:) ما عندکم ینفذ و ما عند الله باق**نحل/ 96. ***یعنی: آنچه نزد شماست فانی می شود اما آنچه نزد خداست باقی است**ر.ک: کشکول شیخ بهائی 2، 295. ***)).

حکایت 145 : ارزنده ترین اندرز

گویند: یکی از عارفان از مرشدش تقاضا کرد تا وی را اندرزی دهد و سفارش جامعی برای او بیان فرماید. مرشد گفت: سفارش جامعی بهتر از بیان حضرت پروردگار نیست که در قرآن مجید می فرماید: ولقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله**نساء/ 131، ترجمه: و ما به کسانی که پیش از شما، کتاب آسمانی به آنها داده شده بود سفارش کردیم (همچنین) به شما (نیز) سفارش می کنیم از (نافرمانی) خدا بپرهیزید (و تقوای الهی را رعایت کنید.) درباره مورد دیگر که مختصر شباهتی با این آیه دارد. ر.ک: انعام/ 153.*** بدیهی است که خدای متعال از همه کس بهتر و بیشتر به صلاح بنده اش خبردار است و بخشش و مهربانی و او از هربخشنده و مهربانی زیادتر است و به طوری که می دانیم هیچ خوی پسندیده ای بهتر و جامع تر و ذی مقدارتر و نافذتر در عبودیت از تقوا نیست زیرا هرگاه بهتر از آن وجود داشت سزاوارتر آن بود که در مقام توصیه آن را نام ببرد و از آنجا که بدان اکتفا نموده هویدا است که سفارشی بهتر و ارزنده تر از آن وجود ندارند**ر.ک: کشکول شیخ بهائی 1/ 441 440.***.