هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 136 : پاسخ شبلی

گویند: عمران بغدادی که از فقهاء اهل سنت بود و در بغداد می زیست شبلی**ابوبکر جعفر بن یونس خراسانی بغدادی. *** را آدامی نادان معرفی می نمود و مردم را از دیدار او منع می کرد. روزی با عده ای از یارانش با شبلی ملاقات کرد. عمران به یارانش گفت: برای این که کاملاً از نادانی او با خبر شوید از او پرسشی کنید تا پایه و مایه علمی او را آزموده باشید. یکی از یاران نزدیک عمران، از شبلی پرسید: هرگاه کسی پنج شتر داشته باشد چند شتر را باید به عنوان زکات بدهد؟ شبلی پاسخ داد: بنابر مذهب تو، یک گوسفند و بنابر مذهب ما، همه آنها را باید در راه خدا داد! او پرسید: پیشوای تو در این حکم کیست؟ شبلی گفت: امیر المؤمنین علی (علیه السلام)، زیرا هنگامی که این آیه نازل شد: من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا فیضاعفه له اضعافا کثیره**بقره/ 245، ترجمه: کیست که به خدا قرض الحسنه ای دهد (و از اموالی که خدا به او بخشیده انفاق کند) تا آن را برای او، چندین برابر کند. درباره مشابه این آیه، ر.ک: حدید/ 11. ***، علی (علیه السلام) آنچه در اختیار داشت همه را به حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آورد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: چیزی برای امور خانواده خود باقی نگذاردی! علی (علیه السلام) پاسخ داد: خدا و رسول برای من کافی هستند. بالاخره علی (علیه السلام) آنچه داشت در راه خدا به بینوایان داد**ر.ک: ترجمه روضات الجنات 2، 528 527. ***.

حکایت 137 : همردیف ظالمان

نقل است که ابوحنیفه را یک بار محبوس کردند. یکی از ظلمه (ستمکاران) بیامد و گفت: مرا قلمی بتراش. گفت: نتراشم. هر چند گفت، سود نداشت. گفت: چرا نمی تراشی؟ گفت: ترسم که از آن قوم باشم که حق تعالی فرموده است: اخشروا الذین ظلموا و ازواجهم**صافات/ 22. *** یعنی: ظالمان و همردیفانشان را جمع کنید (و به دوزخ ببرید)**ر.ک: تذکره الاولیاء/ 287. ***)).

حکایت 138 : از ماست که برماست!

شخصی شیر می فروخت و آب در آن می ریخت پس از چندین سال سیلابی بیامد و گوسفندان و اموالش را برد. به پسر خود گفت: نمی دانم این سیل از چه آمد! پسر گفت: ای پدر، این آبی است که به شیر داخل می کردی اندک اندک جمع شد و هر چه داشتیم برد مگر نخوانده ای که: و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم**شوری/ 30. ***؛ یعنی: هر مصیبتی به شما رسد به خاطر اعمالی است که انجام داده اید**ر.ک: ماهنامه بشارت شماره 2/ 59. ***.
بد می کنی و نیک طمع می داری - نیکی نبود جزای بدکرداری