هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

بخش دوم: استناد به آیات قرآن، فصل دوم: استناد دیگران

ولقد انزلنا الیکم آیات مبینات
نور 34.

حکایت 126 : خواهی نشوی رسوا عامل به سه آیت شو

شخصی به عبد الله بن عباس گفت: می خواهم امر به معروف و نهی از منکر نموده و مردمان را وعظ و نصیحت کنم.
ابن عباس پرسید: شروع کرده ای؟ گفت: تصمیم دارم. ابن عباس گفت: مانعی ندارد اما مواظب باش که سه آیه از آیات قرآن مجید تو را رسوا نسازد. آن شخص گفت: کدام سه آیه؟ ابن عباس گفت: یکی این آیه که می گوید: اتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم**بقره/ 44، ترجمه: آیا مردم را به نیکی دعوت می کنید اما خودتان را فراموش می نمایید؟! *** آیا تو اطمینان داری که از مخاطبان و نکوهش شدگان این آیه نیستی؟ آن شخص گفت: نه، آیه دوم را بگو. ابن عباس گفت: آیه دوم این است که می گوید: لم تقولون مالا تفعلون کبر مقتا عند الله ان تقولوا مالا تفعلون**صف/ 3 2، ترجمه: (ای کسانی که ایمان آورده اید) چرا سخنی می گویید که عمل نمی کنید؟ نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمی کنید! *** نسبت به این آیه چه طور؟ آیا مطمئن هستی که از توبیخ شدگان این آیه نیستی؟ آن شخص گفت: نه، آیه سوم را بگو. ابن عباس گفت: آیه سوم گفتار خدای تعالی به نقل از عبد صالح حضرت شعیب (علیه السلام) است که به مردم چنین گفت: و ما ارید ان اخالفکم الی من انها کم عنه**هود/ 88، ترجمه: من هرگز نمی خواهم چیزی که شما را از آن باز می دارم، خودم مرتکب شوم. *** آیا از اهل این آیه هستی؟ آن شخص گفت: نه، ابن عباس گفت: بنابراین اول از خودت شروع کن**ر.ک: سرگذشتهای تلخ و شرین قرآن 1/ 119، محاضرات الادبآء 1/ 132. ***. (آنگاه به نصیحت کردن دیگران بپرداز.)
یا واعظ الناس قد اصحبت متهما - اذ عبت منهم امورا انت تأتیها
کمن کسی الناس من عری و عورته - للناس بادیه ما ان یواریها
ابن کناسه

حکایت 127 : مهریه فراوان

گویند عمر بن الخطاب روزی بالای منبر پیامبر رفت و مردم را از این که مهریه زنانشان را بیش از چهارصد درهم قرار دهند، منع کرد پس از آن که از منبر پایین آمد زنی از او پرسید: ای خلیفه! آیا ما از کتاب خدا پیروی کنیم یا از حرف های تو؟ عمر گفت: البته از کتاب خدا.
زن گفت: مگر تو در قرآن نخوانده ای که خداوند متعال می فرماید: و آتیتم احداهن قنطارا**نساء/ 20. *** یعنی: و مال فراوانی (به عنوان مهریه) به او پرداخته اید)).
عمر وقتی این را شنید گفت: کل الناس افقه من عمر؛ تمامی مردم از عمر عالم تر هستند**ر.ک: علامه امینی جرعه نوش غدیر/ 227، به نقل از سنن بیهقی 7/ 233، محاضرات الادبآء 1/ 75، الغدیر 6/ 99 95. ***))، (حتی زنان پره نشین: حتی المخدرات فی الحجال.