هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 122 : مسیحی زناکار و فتوای امام هادی

روزی مردی مسیحی را که با زنی مسلمان زنا کرده بود، نزد متوکل آوردند متوکل تصمیم گرف ت بر او حد شرعی جاری سازد در این هنگام مسیحی شهادتین گفت و مسلمان شد. یحیی ابن اکثم (قاضی القضات) گفت: اسلام آوردن او، کارهای خلاف پیشین وی را از بین می برد بنابراین نباید حد در مورد او جاری گردد. بعضی از فقها گفتند: باید در مورد او سه بار حد جاری شود. اختلاف نظرها باعث شد که متوکل مسأله را از امام هادی علیه صلوات الله الهادی استفتاء نماید. مسأله را برای امام نوشت، امام (علیه السلام) در پاسخ نوشتند آن قدر باید او را شلاق بزنند تا بمیرد)). یحیی بن اکثم و فقهای دیگر با فتوای امام (علیه السلام) مخالفت کردند و گفتند: این فتوا مدرکی از آیه و ورایت ندارد. متوکل نامه ای به حضرت نوشت و مدرک این فتوا را از ایشان طلب نمود. امام هادی (علیه السلام) در جواب نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم فلما رأوا بأسنا قالوا آمنا بالله وحده و کفرنا بما کنا به مشرکین فلم یک ینفعهم ایمانهم لما رأوا بأسنا سنت الله التی قد خلت فی عباده و خسر هنالک الکافرون**غافر/ 85 84، ترجمه: هنگامی که عذاب (شدید) ما را دیدند گفتند؛ هم اکنون به خداوند یگانه ایمان آوردیم و به معبودهایی که همتای او می شمردیم، کافر شدیم اما هنگامی که عذاب ما را مشاهده کردند ایمانشان برای آنها سودی نداشت. این سنت خداوند است که همواره در میان بندگانش اجرا شده و آنجا کافران زیانکار شدند. ***.
متوکل پاسخ منطقی امام را پذیرفت و دستور داد تا حد آن مرد زناکار مطابق فتوای حضرت اجرا گردد آن مرد زنا کار را آن قدر شلاق زدند تا زیر ضربات شلاق مرد**ر.ک: داستان های بحار الأنوار 3/ 49 148 به نقل از: بحار الأنوار 50/ 174 ، وسائل الشیعه 18/ 408 407، کتاب الحدود و التعزیرات، باب قتل الیهودی و النصرانی اذا زنی بمسله وان اسلم عند اراده اقامه الحد، ح 2. ***.

حکایت 123 : سلطنت شیطان

محمد بن اقرع گوید: در خاطرم افتاد که آیا ائمه (علیهم السلام) را احتلام**احتلام: خارج شدن منی از انسان در حالت خواب، در خواب مجامعت کردن، شیطانی شدن. *** می افتد یا نه، خواستم که از امام حسن عسکری سؤال کنم، چون چشمم بر وی افتاد هیبت او مرا فروگرفت و شرم داشتم که آن را از او بپرسم. امام (علیه السلام) روی در من کرد و گفت: جواب آن سئوال تو این آیت است که حق سبحانه و تعالی می فرماید: ان عبادی لیس لک علیهم سلطان**حجر/ 42، اسراء/ 65. *** یعنی: به درستی که نیست تو را ای شیطان بربندگان مخلص من قوتی و استیلائی در اغواء و اضلال)). پس فرمود: احتلام از عمل های شیطان است**لذا می بینید که احتلام را در فارسی شیطانی شدن می گویند. *** و شیطان را بر عبید خاص دسترس نیست**ر.ک: لطائف الطوائف/ 59. ***.
از خدای آمده ای آیت رحمت برخلق - خود کدام آیت حسن است که در شأن تو نیست

حکایت 124 : مستضعفین وارثان زمین

نقل نموده اند که: بعد از ولادت و ظهور نور، حضرت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حضرتش کلمه شهادت ادا نموده در سجده افتاد و پیشانی بر زمین نهاد و چیزی گفت که کسی ندانست در آن محل امام حسن عسگری (علیه السلام) در آمد و او را برداشت و روی به روی او نهاد و زبان در دهانش کرد. بعد از آن گفت که: سخن گوی. او ( حضرت مهدی عج ) به زبان فصیح این آیت را خواند و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه نجعلهم الوارثین**قصص/ 5. ***.
یعنی: ما خواستم آن که منت نهیم بر آن کسانی که زبون شده بودند و بیچاره در زمین و ساختیم ایشان را پیشوایان در امر دین و گردانیدیم ایشان را وارثان علم الیقین**ر.ک: لطائف الطوائف/ 61. ***)).
اگر کرد در مهد مهدی سخن - زصنع الهی تعجب مکن
که عیسی که گوی فصاحت ربود - به هنگام طفلی سخنگوی بود