هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 121 : مرد نیکوکار در خدمت امام جواد

مرد نیکوکاری در حال نشاط و خوشحال خدمت حضرت امام محمد جواد علیه صلوات الله الکری الجواد رسید. حضرت فرمود: چه خبر شده که چنین مسرور و خوشحالی؟ عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! از پدر شما شنیدم که می فرمود: بهترین روز شادی انسان روزی است که خداوند توفیق انجام کارهای نیک و خیرات و احسان را به او عنایت فرماید و او را در حل مشکلات برادران دینی اش موفق بدارد)). امروز نیازمندانی از جاهای مختلف به من مراجعه کردند و به خواست خدا، گرفتاری هایشان حل شد و نیاز ده نفر را برطرف نمودم بدین جهت است که چنین سرور و شادی به من دست داده است. امام جواد (علیه السلام) فرمود: به جانم سوگند! شایه است چنین شاد و خوشحال باشی به شرط این که اعمال خویش را ضایع نکرده و در آینده نیز آن را باطل نکنی. سپس امام (علیه السلام) فرمود: یا ایها الذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن والاذی کالذی ینفق ماله رئآء الناس و لا یؤمن بالله و الیوم الاخر فمثله کمثل صفوان علیه تراب فاصابه وابل فترکه صلدا لا یقدرون علی شی ء مما کسبوا و الله لا یهدی القوم الکافرین**بقره/ 264. ***.
یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید! بخشش های خود را با منت و آزار، باطل نسازید همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مرم، انفاق می کند و به خدا و روز رستاخیز ایمان نمی آورد (کار او) همچون قطعه سنگی است که بر آن (قشر نازکی از) خاک باشد (و بذرهایی در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد (و همه خاک و بذرها را بشوید) و آن را صاف (و خالی از خاک و بذر) رها کند آنها از کاری که انجام داده اند چیزی به دست نمی آورند و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمی کند**ر.ک: داستان های بحار الأنوار 3/ 141 140. به نقل از: بحار الأنوار 68/ 159. ***.
افسدت بالمن ما قدمت من حسن - لیس الجواد اذا اسدی بمنان

حکایت 122 : مسیحی زناکار و فتوای امام هادی

روزی مردی مسیحی را که با زنی مسلمان زنا کرده بود، نزد متوکل آوردند متوکل تصمیم گرف ت بر او حد شرعی جاری سازد در این هنگام مسیحی شهادتین گفت و مسلمان شد. یحیی ابن اکثم (قاضی القضات) گفت: اسلام آوردن او، کارهای خلاف پیشین وی را از بین می برد بنابراین نباید حد در مورد او جاری گردد. بعضی از فقها گفتند: باید در مورد او سه بار حد جاری شود. اختلاف نظرها باعث شد که متوکل مسأله را از امام هادی علیه صلوات الله الهادی استفتاء نماید. مسأله را برای امام نوشت، امام (علیه السلام) در پاسخ نوشتند آن قدر باید او را شلاق بزنند تا بمیرد)). یحیی بن اکثم و فقهای دیگر با فتوای امام (علیه السلام) مخالفت کردند و گفتند: این فتوا مدرکی از آیه و ورایت ندارد. متوکل نامه ای به حضرت نوشت و مدرک این فتوا را از ایشان طلب نمود. امام هادی (علیه السلام) در جواب نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم فلما رأوا بأسنا قالوا آمنا بالله وحده و کفرنا بما کنا به مشرکین فلم یک ینفعهم ایمانهم لما رأوا بأسنا سنت الله التی قد خلت فی عباده و خسر هنالک الکافرون**غافر/ 85 84، ترجمه: هنگامی که عذاب (شدید) ما را دیدند گفتند؛ هم اکنون به خداوند یگانه ایمان آوردیم و به معبودهایی که همتای او می شمردیم، کافر شدیم اما هنگامی که عذاب ما را مشاهده کردند ایمانشان برای آنها سودی نداشت. این سنت خداوند است که همواره در میان بندگانش اجرا شده و آنجا کافران زیانکار شدند. ***.
متوکل پاسخ منطقی امام را پذیرفت و دستور داد تا حد آن مرد زناکار مطابق فتوای حضرت اجرا گردد آن مرد زنا کار را آن قدر شلاق زدند تا زیر ضربات شلاق مرد**ر.ک: داستان های بحار الأنوار 3/ 49 148 به نقل از: بحار الأنوار 50/ 174 ، وسائل الشیعه 18/ 408 407، کتاب الحدود و التعزیرات، باب قتل الیهودی و النصرانی اذا زنی بمسله وان اسلم عند اراده اقامه الحد، ح 2. ***.

حکایت 123 : سلطنت شیطان

محمد بن اقرع گوید: در خاطرم افتاد که آیا ائمه (علیهم السلام) را احتلام**احتلام: خارج شدن منی از انسان در حالت خواب، در خواب مجامعت کردن، شیطانی شدن. *** می افتد یا نه، خواستم که از امام حسن عسکری سؤال کنم، چون چشمم بر وی افتاد هیبت او مرا فروگرفت و شرم داشتم که آن را از او بپرسم. امام (علیه السلام) روی در من کرد و گفت: جواب آن سئوال تو این آیت است که حق سبحانه و تعالی می فرماید: ان عبادی لیس لک علیهم سلطان**حجر/ 42، اسراء/ 65. *** یعنی: به درستی که نیست تو را ای شیطان بربندگان مخلص من قوتی و استیلائی در اغواء و اضلال)). پس فرمود: احتلام از عمل های شیطان است**لذا می بینید که احتلام را در فارسی شیطانی شدن می گویند. *** و شیطان را بر عبید خاص دسترس نیست**ر.ک: لطائف الطوائف/ 59. ***.
از خدای آمده ای آیت رحمت برخلق - خود کدام آیت حسن است که در شأن تو نیست