هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 119 : فرشته ای بزرگوار

مرحوم علامه شیخ علی اکبر نهاوندی در کتاب خزینه الجواهر فی زینه المنابر چنین نوشته اند: تنبیه، بدان که این عادت و حالت از برای طایفه زنان هست که چون صاحب جمالی ببینند که در ملاحظه او حیران بمانند حایض می شوند چنانچه ام الفضل دختر مأمون وقتی چشمش به جمال شوهرش امام محمد تقی (علیه السلام) افتاد در شب زفاف در وقتی که آن حضرت وارد حجله خانه شد چنان واله و حیران مند و وله و حیرت بر او دست داد که قوه ماسکه اش تمام شده، حایض گردید، امام (علیه السلام) از وسط حجره مراجعت فرمود، مادر ام الفضل نزد آن بزرگوار آمد و عرض کرد: برای چه مراجعت می فرمایید مگر جمال او پندتان نشد؟ حضرت در جواب او این آیه شریفه را قرآئت فرمود: فلما رأینه اکبرنه و قطعن ایدیهن و قلن حاش لله ما هذا بشرا ان هذا الا ملک کریم**یوسف/ 31، ترجمه: هنگامی که چشمشان ( زنان) به او ( یوسف) افتاد او را بسیار بزرگ (و زیبا) شمردند و (بی توجه) دست های خود را بریدند و گفتند منزه است خدا، این بشر نیست این یک فرشته بزرگوار است. ***.سپس مادر ام الفضل از دخترش پرسید. حایض شدی؟ او تصدیق کرد ولی چون مقام علم امام را دانا نبودند حمل بر سحر کردند**ر.ک: خزینه الجواهر فی زینه المنابر/ 80 79. ***.
کاش که آنان که عیب من جستند - رویت ای دلستان بدیدندی
تا بجای ترنج در نظرت - بی خبر دستها بریدندی
سعدی

حکایت 120 : ابن الرضا و آیت خدا

قاسم بن عبد الرحمن زیدی مذهب گوید: به بغداد رفته بودم. روزی دیدم مردم در حالی دویدن هستند و بربام ها و مکان های بلند برمی آیند و می ایستند. پرسیدم: چه خبر است؟ گفتند: ابن الرضا (امام جواد (علیه السلام است، ابن الرضا است. گفتم: به خدا او را می نگرم. دیدم بر استر نر یا ماده ای سوار است و به پیش می آید. با خود گفتم: خدا شیعه را از رحمت خود دور کند که می گویند خدا اطاعت این (کودک خردسال) را واجب کرده است. حضرت جواد (علیه السلام) متوجه من شد و فرمود: ای قاسم بن عبد الرحمن! نخوانده ای که خداوند متعالی می فرماید: ابشرا منا واحدا نتبعه انا اذا لفی ضلال و سعر**قمر/ 24، ترجمه: (طایفه ثمود نیز انذارهای الهی را تکذیب کردند و گفتند:) آیا ما از بشری از جنس خود پیروی کنیم؟ اگر چنین کنیم در گمراهی و جنون خواهیم بود. *** با خود گفتم: به خدا این ساحر است. حضرت باردیگر متوجه من شده و فرمود: آیا نخوانده ای که خداوند متعال می فرماید: ءالقی الذکر علیه من بیننا بل هو کذاب اشر**قمر/ 25، ترجمه: (طایفه ثمود نیز انذارهای الهی را تکذیب کردند و گفتند:) آیا از میان ما تنها بر او وحی نازل شده؟ نه، او آدم بسیار دروغگوی هوسبازی است. *** با دیدن این اعجاز از عقیده خود برگشته، شهادت دادم که او حجت خدا بر خلق است و به امامت وی معتقد شدم**ر.ک: سرگذشت های تلخ و شیرین قرآن 4/ 128 127 به نقل از: اثبات الهداه 6/ 191. کشف الغمه 3/ 216. ***.
آنچه گفتند در اوصاف کمالیت - او همچنان هیچ نگفتند دو صد چندان است

حکایت 121 : مرد نیکوکار در خدمت امام جواد

مرد نیکوکاری در حال نشاط و خوشحال خدمت حضرت امام محمد جواد علیه صلوات الله الکری الجواد رسید. حضرت فرمود: چه خبر شده که چنین مسرور و خوشحالی؟ عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! از پدر شما شنیدم که می فرمود: بهترین روز شادی انسان روزی است که خداوند توفیق انجام کارهای نیک و خیرات و احسان را به او عنایت فرماید و او را در حل مشکلات برادران دینی اش موفق بدارد)). امروز نیازمندانی از جاهای مختلف به من مراجعه کردند و به خواست خدا، گرفتاری هایشان حل شد و نیاز ده نفر را برطرف نمودم بدین جهت است که چنین سرور و شادی به من دست داده است. امام جواد (علیه السلام) فرمود: به جانم سوگند! شایه است چنین شاد و خوشحال باشی به شرط این که اعمال خویش را ضایع نکرده و در آینده نیز آن را باطل نکنی. سپس امام (علیه السلام) فرمود: یا ایها الذین آمنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن والاذی کالذی ینفق ماله رئآء الناس و لا یؤمن بالله و الیوم الاخر فمثله کمثل صفوان علیه تراب فاصابه وابل فترکه صلدا لا یقدرون علی شی ء مما کسبوا و الله لا یهدی القوم الکافرین**بقره/ 264. ***.
یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید! بخشش های خود را با منت و آزار، باطل نسازید همانند کسی که مال خود را برای نشان دادن به مرم، انفاق می کند و به خدا و روز رستاخیز ایمان نمی آورد (کار او) همچون قطعه سنگی است که بر آن (قشر نازکی از) خاک باشد (و بذرهایی در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد (و همه خاک و بذرها را بشوید) و آن را صاف (و خالی از خاک و بذر) رها کند آنها از کاری که انجام داده اند چیزی به دست نمی آورند و خداوند جمعیت کافران را هدایت نمی کند**ر.ک: داستان های بحار الأنوار 3/ 141 140. به نقل از: بحار الأنوار 68/ 159. ***.
افسدت بالمن ما قدمت من حسن - لیس الجواد اذا اسدی بمنان