هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 115 : تقدم روز بر شب

مرحوم شیخ بهایی در کتاب کشکول خویش چنین می نویسد: ابو القاسم محمود نیشابوری در تفسیر ایجاز البیان در ذیل تفسیر آیه شریفه و لا اللیل سابق النهار**یس/ 40، ترجمه: و نه شب بر روز پیشی می گیرد. *** می نویسد: آنگاه که حضرت رضا (علیه السلام) در دربار مأمون تشریف داشت از آن حضرت سؤال شد: شب جلوتر از روز بوه یا روز جلوتر از شب؟ امام (علیه السلام) فرمود: روز مقدم بر شب است زیرا قرآن کریم فرمود: و لا اللیل سابق النهار و به قانون حساب نجومی نیز روز مقدم بر شب است برای این که آفرینش دنیا در طالع سرطان بوده یعنی موقعی که برج سرطان طلوع کرده و همزمان با طلوع آن، ستارگان سیار در شرف خود بودند و خورشید در همین درجه طالع و در وسط آسمان بوده بنابراین روز مقدم است**ر.ک: کشکول شیخ بهائی 1/ 520. ***.

حکایت 116 : انتظار فرج

از محمد بن فضیل روایت شده که گفت: فرج را از حضرت رضا علیه آلاف التحیه و الثناسئوال کردم. حضرت فرمود: آیا انتظار فرج از فرج نیست؟ خدای عزوجل فرموده: فانتظروا انی معکم من المنتظرین**اعراف/ 71، یونس/ 20، 102. ترجمه: پس شما منتظر باشید من هم با شما انتظار می کشم. ***یعنی انتظار برید فرج، مرا و من انتظار می برم آن وقتی را که برای این مر مصلحت دانسته ام که آن وقت در رسد و نیز از آن حضرت روایت شده که فرمود: چه نیکوست صبر انتظار فرج، آیا نشنیده ای قول خداوند را که فرموده: و ارتقبوا انی معکم رقیب**هود/ 93، ترجمه: شما انتظار بکشید، من هم با شما در انتظارم. *** و: فانتظروا انی معکم من المنتظرین پس بر شما باد به صبر زیرا که فرج می آید بعد از ناامیدی و به تحقیق که بودند پیش از شما که از شما صبر کننده تر بودند**ر.ک: نجم الثاقب/ 751. ***.
تنگ است بسی به سینه ام راه نفس - از بس که به راه حق نمی بینم کس
پرگشته جهان سراسر از ظلم و نفاق - ای پادشه عصر به فریاد برس

حکایت 117 : سه منزل و سه سلام

یاسر خادم می گود: شنیدم از اما رضا (علیه السلام) که می فرمود: موحش ترین آنچه این خلق را هست، در سه موطن ( جایگاه) است اول: روزی که متولد می شود و بیرون می آید از شکم مادرش پس می بیند دنیا را. دوم: روزی که می میرد پس مشاهده می کند آخرت و اهل آن را. سوم: روزی که برانگیخته می شود پس می بیند احکامی را که در دینا ندیده. و سلام فرستاد خدای عزوجل بریحیی علیه نبینا و آله و علیه السلام در این سه موطن و ایمن گردانید او را از خوفش و فرمود که: و سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا**مریم/ 15، ترجمه: سلام بر او ( یحیی) آن روز که تولد یافت و آن روز که می میرد و آن روز که زنده برانگیخته می شود. *** و سلام کرد عیسی علیه نبینا و آله و علیه السلام بر نفس خویش در این سه موطن که گفت: و السلام علی یوم ولد و یوم اموت و یوم ابعث حیا**مریم/ 33، ترجمه: (عیسی گفت:) و سلام (خدا) بر من، در آن روز که متولد شدم و در آن روز که می میرم و آن روز که زنده برانگیخته خواهم شد. ر.ک: کشف الغمه (ترجمه: علی بن حسین زوارئی 3/ 124. تفسیر نمونه 13/ 27 به نقل از: تفسیر برهان 3/ 7. ***.
روزی که تو آمدی به دنیا عریان - جمعی به تو خندان و تو بودی گریان
کاری بکن ای دوست که وقت مردن - مردم هم گریان و تو باشی خندان