هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 108 : القاب زیبا و پسندیده

محمد بن یحیی بن ابی عباد گوید: عمویم روایت نموده که: روزی حضرت رضا (علیه السلام) با آن که عادتاً به نظم اشعار و روایت آنها نمی پرداخت ابن اشعار خواند:
کلنا نأمل مدا فی الاجل - والمنایا هازئات بالامل
لا یغرنک اباطیل المنی - والزم القصد ودع عنک العلل
انما الدنیا کظل زائل - حل فیها راکب ثم ارتحل**همه ما در آروزی عمری طولانی هستیم و حال آنکه مرگها، آرزوها را به مسخره گرفته ریشخند می نمایند. مبادا آرزوهای باطل و دور و ودراز شما را مغرور سازد میانه روی در کار را از دست نداده و علت های واهی را بی اثر بدان و از خود دور ساز بدان و متوجه باش که دنیا همچون سایه ای فناپذیر است که برای لحظاتی سواره ای در زیر آن سایه قرار گرفته و سپس کوچ می نماید.***
عموی محمد بن یحیی گوید: من از حضرت پرسیدم: این اشعار از کیست؟ حضرت فرمود: از یکی از عراقی های شما، عرض کردم: اشعار مزبور را ابوالعتاهیه به نام خود انشاد می کرد. حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: نام او را بگو و این لقب را که حاکی از حماقت است و شایسته مقام او نیست**نام شاعر ابو اسحاق اسماعیل بن قاسم بن مؤید بن کیسان عنزی ولائی عینی است ملقب به ابو العتاهیه و این عنوان لقب وی بوده نه این که کنیه اش باشد، عتاهیه به معنی انسان بی خرد، بی عقل و سرگشته است. ***، برزبان نیاور. زیرا خدای تعالی فرموده: و لا تنابزوا بالالقاب**حجرات 11، ترجمه: و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید. ***. ممکن است خود او این لقب را بشنود و از شنید آن ناراحت شود**ر.ک: ترجمه روضات الجنات 2/ 152 151 به نقل از: عیون اخبار الرضا (علیه السلام). ***.
و عین الرضا عن کل عیب کلیله - ولکن عین السخط تبدی المساویا

حکایت 109 : التماس دعا

عبد الله بن ابان زیات که نزد حضرت رضا (علیه السلام) از راویان صاحب منزلت بوده گوید: به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم: برای من و خانواده ام دعا بفرمایید. حضرت فرمود: مگر دعا نمی کنم؟ به خدا قسم عمال شما در هر شب و روز به من نشان داده می شود. عبد الله در ادامه گود: این سخن حضرت بر من بسیار گران آمده و بزرگ جلوه نمود. حضرت چون چنین دید فرمود: مگر قرآن نخوانده ای و قل اعملوا فسیری الله عملکم و روسوله و المومنون**توبه/ 105، ترجمه: بگو عمل کنید، خدوند و فرستاده او و مؤمنان اعمال شما را می بینند. *** مقصود از مؤمنون به خدا سوگند، علی بن ابی طالب (علیه السلام) است**ر.ک: خاندان وحی/ 9، به نقل از: کافی 1/ 219 باب عرض الاعمال علی النبی و الائمه ح 4. لازم به ذکر است که مرحوم فیض در وافی فرموده: مقصود حضرت رضا (علیه السلام)، علی (علیه السلام) و اولاد اوست و چون در وقت نزول آیه فقط علی (علیه السلام) موجود بوده لذا فقط او را ذکر فرموده است. ***.
خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواند - وز زبان تو تمنای دعایی دارد

حکایت 110 : شریک در عبادت

وقت نماز رسیده بود، مأمون دستور داد برایش آب بیاورند تا وضو بسازد غلامان تشت و تنگ را در کنار مسند شاهانه مأمون حاضر کردند امام رضا (علیه السلام) و افرادی که آنجا حضور داشتند با کمال تعجب مشاهده کردند که مأمون در وضو گرفتن، از غلامان کمک می گیرد. آنها می دانستند که مأمون خلیفه عباسی فرد نادان و یا ناتوانی نیست بلکه از سر خود خواهی و بی مبالاتی نسبت به احکام دین به این کار اقدام کرده است.
امام رضا (علیه السلام) که از غرور و خود پسندی مأمون آگاه بود، فرصت را غنیمت شمرد و به روش وضو گرفتن او ایراد گرفت. مأمون که سعی می کرد خود را خونسرد نشان دهد به حضرت عرض کرد: آیا دلیلی براعتراض خودداری؟ حضرت فرمود: بلی. آنگاه این آیه را تلاوت فرمود: فمن کان یرجو لقآء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعباده ربه احدا**کهف 110. *** یعنی: پس هر که به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته انجام دهد و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند)).
مأمون دانست که با کمک گرفتن از دیگران در عبادت خداوند شریک گرفته است سپس دستور داد غلامان کنار روند و خود از نو وضو ساخت و با این عمل خود، فرمایش حضرت را تأیید کرد**ر.ک: ماهنامه بشارت شماره 5/ 30. به نقل از: بحار الأنوار 67/ 222. کشف الغمه 3/ 109. ***.
مطهرون نقیات ثیابهم - تجری الصلاه علیهم اینما ذکروا
ابونواس