هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 107 : سه خصلت مؤمن حقیقی

حارث بن دلهاث گوید: از امام رضا علیه آلاف التحیه و الثنا شنیدم که می فرمود: مؤمن، به حقیقت مؤمن نخواهد بود مگر این که سه خصلت و خوی نیک در او وجود داشته باشد آن سه خصلت عبارت است از الف: سنتی از پروردگارش ب: سنتی از پیامبرش ج: سنتی از ولیش. اما سنت پروردگارش، کتمان نمود سر است چنان که خدای عزوجل می فرماید: عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً الا من ارتضی من رسول**جن/ 27 26، ترجمه: دانای غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی سازد مگر رسولانی که آنان را برگزیده است. *** و اما سنت پیامبرش را به مدارا نمودن با مردم است چنان که خدای عزوجل پیامبرش را به مدارا نمودن با مردم فرمان داد و فرمود: خذ العفو و امر بالمعروف و اعرض عن الجاهلین**اعراف/ 199، ترجمه: با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر و به نیکی ها دعوت نما و از جاهلان روی بگردان (و با آنان ستیزه مکن.) ***. و اما سنت ولی او، صبر نمودن در کارزار و در برابر محرومیت ها و سختی ها و بیماری هاست چنان که خدای عزوجل می فرماید: و الصابرین فی البأساء و الضرآء**بقره/ 177، ترجمه: و در کارزار و در برابر محرومیت ها و خستی ها و بیماری ها صبر و استقامت به خرج می دهند)). ر.ک: خصال صدوق 1/ 82. ***.

حکایت 108 : القاب زیبا و پسندیده

محمد بن یحیی بن ابی عباد گوید: عمویم روایت نموده که: روزی حضرت رضا (علیه السلام) با آن که عادتاً به نظم اشعار و روایت آنها نمی پرداخت ابن اشعار خواند:
کلنا نأمل مدا فی الاجل - والمنایا هازئات بالامل
لا یغرنک اباطیل المنی - والزم القصد ودع عنک العلل
انما الدنیا کظل زائل - حل فیها راکب ثم ارتحل**همه ما در آروزی عمری طولانی هستیم و حال آنکه مرگها، آرزوها را به مسخره گرفته ریشخند می نمایند. مبادا آرزوهای باطل و دور و ودراز شما را مغرور سازد میانه روی در کار را از دست نداده و علت های واهی را بی اثر بدان و از خود دور ساز بدان و متوجه باش که دنیا همچون سایه ای فناپذیر است که برای لحظاتی سواره ای در زیر آن سایه قرار گرفته و سپس کوچ می نماید.***
عموی محمد بن یحیی گوید: من از حضرت پرسیدم: این اشعار از کیست؟ حضرت فرمود: از یکی از عراقی های شما، عرض کردم: اشعار مزبور را ابوالعتاهیه به نام خود انشاد می کرد. حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: نام او را بگو و این لقب را که حاکی از حماقت است و شایسته مقام او نیست**نام شاعر ابو اسحاق اسماعیل بن قاسم بن مؤید بن کیسان عنزی ولائی عینی است ملقب به ابو العتاهیه و این عنوان لقب وی بوده نه این که کنیه اش باشد، عتاهیه به معنی انسان بی خرد، بی عقل و سرگشته است. ***، برزبان نیاور. زیرا خدای تعالی فرموده: و لا تنابزوا بالالقاب**حجرات 11، ترجمه: و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید. ***. ممکن است خود او این لقب را بشنود و از شنید آن ناراحت شود**ر.ک: ترجمه روضات الجنات 2/ 152 151 به نقل از: عیون اخبار الرضا (علیه السلام). ***.
و عین الرضا عن کل عیب کلیله - ولکن عین السخط تبدی المساویا

حکایت 109 : التماس دعا

عبد الله بن ابان زیات که نزد حضرت رضا (علیه السلام) از راویان صاحب منزلت بوده گوید: به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم: برای من و خانواده ام دعا بفرمایید. حضرت فرمود: مگر دعا نمی کنم؟ به خدا قسم عمال شما در هر شب و روز به من نشان داده می شود. عبد الله در ادامه گود: این سخن حضرت بر من بسیار گران آمده و بزرگ جلوه نمود. حضرت چون چنین دید فرمود: مگر قرآن نخوانده ای و قل اعملوا فسیری الله عملکم و روسوله و المومنون**توبه/ 105، ترجمه: بگو عمل کنید، خدوند و فرستاده او و مؤمنان اعمال شما را می بینند. *** مقصود از مؤمنون به خدا سوگند، علی بن ابی طالب (علیه السلام) است**ر.ک: خاندان وحی/ 9، به نقل از: کافی 1/ 219 باب عرض الاعمال علی النبی و الائمه ح 4. لازم به ذکر است که مرحوم فیض در وافی فرموده: مقصود حضرت رضا (علیه السلام)، علی (علیه السلام) و اولاد اوست و چون در وقت نزول آیه فقط علی (علیه السلام) موجود بوده لذا فقط او را ذکر فرموده است. ***.
خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواند - وز زبان تو تمنای دعایی دارد