هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 93 : گناهان کبیره

حضرت عبد العظیم حسنی (علیه السلام) می فرماید: امام جواد (علیه السلام) به نقل از اجداد طاهرینش برایم حکایت فرمود که: عمرو بن عبید**ظاهراً وی همان عمرو بن عبید معتزلی معروف است. *** به محضر مبارک امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شد. هنگامی که سلام کرد و نشست این آیه شریفه را تلاوت نمود: الذین یجتنبون کبائر الاثم و الفواحش**نجم/ 32، ترجمه: (نیکوکاران) همان هایی (هستند) که از گناهان بزرگ و اعمال زشت دوری می کنند، درباره شبیه این آیه، ر.ک: شوری/ 37. *** آنگاه ساکت شده و از تلاوت ادامه آیه خودداری نمود. در این هنگام امام صادق (علیه السلام) از وی پرسید: چرا ساکت شدی (و قرائت را قطع نمودی؟) عمرو بن عبید پاسخ داد: دوست دارم بدانم کدامیک از گناهان در قرآن مجید به عنوان گناهان کبیره معرفی شده اند. امام صادق (علیه السلام) فرمود: آری**کلمه آری (نعم) در این گونه موارد، بدین معنی است که اصل درخواست و یا سؤال مورد نظر، امری مطلوب، ممکن و در نهایت پسندیده است. ***، ای عمرو! بزرگترین گناه کبیره، شرک به خداست. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: من یشرک بالله فقد حرم الله علیه الجنه**مائده/ 72، ترجمه: هرکس شریکی برای خدا قرار دهد خداوند بهشت را بر او حرام کرده است. (خداوند سبحان در قرآن مجید در ضمن یک مثال جالب و زیبا چنین فرموده: هر کس همتا و شریکی برای خدا قرار دهد گویی از آسمان سقوط کرده و پرندگان در وسط هوا او را می ربایند و یا تندباد او را به جای دور دستی پرتاب می کند ر.ک: حج/31.)***. پس از آن، ناامیدی از رحمت خداست زیرا خدای عزوجل می فرماید: انه لا ییاس من روح الله الا القوم الکافرون**یوسف/ 87، ترجمه: (و از رحمت خدا مأیوس نشوید) که تنها گروه کافران از رحمت خدا مأیوس می شوند. *** پس از آن، ایمن دانستن خود از مکر و مجازات الهی است، زیرا خدای عزوجل می فرماید: فلا یأمن مکر الله الا القوم الخاسرون**اعراف/ 99، ترجمه: جز زیانکاران خود را از مکر (و مجازات) خدا ایمن نمی دانند. ***، و از جمله گناهان کبیره، عاق والدین گشتن است زیرا خدای سبحان شخص عاق را جبار وشقی دانسته است**اشاره به آیه: ولم یجعلنی جبار شقیا مریم/ 32، ترجمه: (عیسی گفت: و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده) و مرا جبار و شقی قرار نداده است. ***. دیگر از گناهان کبیره، به ناحق کشتن کسی است که خداوند خونش را حرام شمرده**تعبیری است برگرفته از، انعام/ 151، اسرآء/ 33، فرقان/ 68. ***(و برای آن حرمت قائل گشته است) زیرا خدای عزوجل می فرماید: فجزآءه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه و اعد له عذابا عظیما**نساء/ 93، ترجمه: (و هر کس فرد با ایمانی را از روی عمد به قتل برساند) مجازات او دوزخ است در حالی که جاودانه در می ماند و خداوند بر او غضب می کند و او را از رحمتش دور می سازد و عذاب عظیمی برای او آماده ساخته است. *** دیگر از گناهان کبیره، خوردن ظالمانه اموال یتیمان است زیرا خدای عزوجل می فرماید: انما یأکلون فی بطونهم نارا و سیصلون سعیرا**نساء / 10، ترجمه: (کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می خورند در حقیقت) تنها آتش می خورند و به زودی در شعله های آتش (دوزخ) می سوزند. ***. دیگر از گناهان کبیره، فرار کردن از جنگ و جهاد (و بیرون رفتن از صف لشکریان اسلام) است زیرا خدای عزوجل می فرماید: ومن یولهم یومئذ دبره الا متحرفا لقتال او متحیزا الی فئه فقد باء بغضب من الله و مأواه جهنم و بئس المصیر**انفال/ 16، ترجمه: (ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که با انبوه کافران در میدان نبرد روبه رو شوید به آنها پشت نکنید و فرار ننمایید) و هر کس در آن هنگام به آنها پشت کند مگر آن که هدفش کناره گیری از میدان برای حمله مجدد و یا به قصد پیوستن به گروهی از مجاهدان بوده باشد. (چنین کسی) به غضب خدا گرفتار خواهد شد و جایگاه او جهنم است و چه بد سرانجامی است. ***دیگر از گناهان کبیره، ربا خواری (نزول خواری) است زیرا خدای عزوجل می فرماید: الذین یأکلون الربا لا یقومون الا کما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس**بقره/ 275، ترجمه: کسانی که ربا می خورند (در قیامت) برنمی خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماس شیطان دیوانه شده است. *** دیگر از گناهان کبیره، جادوگری و سحر است زیرا خدای عزوجل می فرماید: ولقد علموا لمن اشراه ماله فی الآخره من خلاق**بقره/ 102، ترجمه: و مسلما می دانستند هر کسی خریدار این گونه متاع ( سحر و جادو) باشد، در آخرت بهره ای نخواهد داشت. *** دیگر از گناهان کبیره، زنا است زیرا خدای عزوجل می فرماید: و من یفعل ذالک یلق اثاما یضاعف له العذاب یوم القیامه ویخلد فیهی مهانا**فرقان/ 69 68، ترجمه: هر کس چنین کند مجازات سختی خواهد دید عذاب او در قیامت مضاعف می گردد و همیشه با خواری در آن خواهد ماند. ***دیگر از گناهان کبیره، سوگند دروغینی است که بدان وسیله مالی به دست آورند زیرا خدای عزوجل می فرماید: ان الذین یشترون بعهد الله و ایمانهم ثمنا قلیلا اولئک لاخلاق لهم فی الاخره**آل عمران/ 77، ترجمه: کسانی که پیمان الهی و سوگندهای خود (به نام مقدس او) را به بهای ناچیزی می فروشند آنها بهره ای در آخرت نخواهند داشت. *** دیگر از گناهان کبیره خیانت کردن است زیرا خدای عزوجل می فرماید: و من یغلل یأت بما غل یوم القیامه**آل عمران/ 161، ترجمه: و هر کس خیانت کند، روز رستاخیز آنچه را در آن خیانت کرده با خود (به صحینه محشر) می آورد. ***. دیگر از گناهان کبیره نپرداختن زکات واجب است زیرا خدای عزوجل می فرماید: فتکوی بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم**توبه/ 35، ترجمه: و با آن ( طلا و نقره هایی که گنجینه و ذخیره کرده بودند و در قیامت با آتش جهنم، گرم و سوزان شده) صورت ها و پهلوها و پشت هایشان را داغ می کنند. *** دیگر از گناهان کبیره شهادت دادن دروغین و کتمان شهادت است زیرا خدای عزوجل می فرماید: و من یکتمها فانه آثم قلبه**بقره/ 283، ترجمه: (وشهادت را کتمان نکنید) و هر کس آن را کتمان کند قلبش گناهکار است. *** دیگر از گناهان کبیره شراب نوشیدن است زیرا خدای عزوجل از آن نهی نموده است همان گونه که از پرستیدن بتها نهی نموده است**ظاهرا مراد آن حضرت این آیه شریفه است: یا ایها الذین آمنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون مائده/ 90، ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید! شراب و قمار و بتها و ازلام ( نوعی بخت آزمایی) پلید و از عمل شیطان است از آنها دوری کنید تا رستگار شوید. ***. دیگر از گناهان کبیره ترک نمودن عمدی نماز و یا هر واجب دیگر است زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: من ترک الصلاه متعمدا فقد بری من ذمه الله و ذمه رسول الله**هر کس نماز را عمدا ترک نماید از پنا خدا و رسول خارج گردیده است. ***. دیگر از گناهان کبیره، نقض عهد و پیمان و قطع رحم ( بریدن از خویشاوندان) است زیرا خدای عزوجل می فرماید: اولئک لهم اللعنه و لهم سوء الدار**رعد/ 25، ترجمه: (آنها که عهد الهی را پس از محکم کردن می شکنند و پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده قطع می کنند و در روی زمین فساد می نمایند) لعنت برای آنهاست و بدی (و مجازات) سرای آخرت. ***. پس از این که سخنان امام صادق (علیه السلام) به اینجا رسید، عمرو بن عبید، در حالی که با صدای بلند گریه می کرد از نزد آن حضرت برگشته و می گفت: هر کس به رأی خویش متکی بوده و در برابر شما اهل بیت عصمت و طهارت ادعای فضیلت و دانش نماید، هلاک گشته است**ر.ک: اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الکبائر ( گناهان کبیره) حدیث 24. ***.

حکایت 94 : میهمان حی و میزبان میت

شخصی از امام صادق علیه سلام الله السابق پرسید: مگر علی (علیه السلام) در دین خدا نیرومند نبود؟ امام فرمود: آری، نیرومند بود.
آن شخص پرسید: پس چرا علی (علیه السلام) بر اقوامی (از افراد بی ایمان و منافق) مسلط گشت ولی آنها را به هلاکت نرساند؟ امام فرمود: یک آیه از قرآن، مانع این کار بود. او پرسید: کدام آیه؟
امام (علیه السلام) فرمود: این آیه شریفه: لو تزیلوا لعذبنا الذین کفروا منهم عذابا الیما**فتح/ 25، ترجمه: و اگر مؤمنان و کفار (در مکه) از هم جدای می شدند کافران را عذاب دردناکی می کردیم. ***. سپس فرمود: خداوند ودیعه های مؤمنی در صلب اقوام کافر و منافق داشت**امام کاظم (علیه السلام) می فرماید: انما المومن فی صلب الکافر بمنزله الحصاه فی اللبنه یجی ء المطر فیغسل اللبنه و لا یضر الحصاه شیئاً. مؤمن در صلب کافر همانند سنگریزه در خشت است که باران برخشت می بارد و آن را می شوید و از بین می برد ولی به سنگریزه آسیبی نمی رسد، ر.ک: الکافی، کتاب الایمان و الکفر، باب المؤمن فی صلب الکافر، ح 2. *** و علی (علیه السلام) هرگز پدرانی را که در صلب آنها، این ودیعه ها بودن نمی کشت، تا آنها ظاهر گردند... و همچنین قائم ما اهل بیت یعنی حضرت ولی عصر (عج) ظاهر نمی شود تا این که امانت ها آشکار شوند**ر.ک: داستان های صاحبدلان 2/ 38 37، تفسیر نور الثقلین 5/ 70، تفسیر نمونه 22/ 93. ***.

حکایت 95 : رحمت اختلاف

عبد المؤمن انصاری گوید: به امام صادق علیه صلوات الله السامق عرض کردم قومی روایت می کنند که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده: اختلاف امتی رحمه**ر.ک: معانی الاخبار/ 157، ح 1، علل الشرایع 1/ 85، ح 4. *** (اختلاف امت من، رحمت است) آیا این روایت درست است؟
امام صادق (علیه السلام) در پاسخ فرمود: آری، راست می گویند.
عرض کردم: بنابراین اگر اختلاف امت، رحمت باشد سپس اتفاق و اجتماع آنان عذاب است؟!
فرمود: آن گونه که تو و آنها تصور می کنید نیست، بلکه منظور از سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) همان سخن خداوند در قرآن کریم است که می فرماید: فلو لا نفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون**توبه/ 122، ترجمه: چرا از هر گروهی از آنان طایفه ای کوچ نمی کند (و طایفه ای در مدینه بماند) تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهی یابند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود آنها را بیم دهند شاید (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خودداری کنند. ***، خداوند به مسلمانان دستور داده که به حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) کوچ کنند و معارف اسلامی را از آن حضرت بیاموزند و سپس به سوی قوم خود بازگردند و آن معارف را به آنان یاد دهند. منظور از اختلاف رفت و آمد مسلمانان از بلاد خود به نزد رسول خدا و نواب آن حضرت است برای یاد گرفتن دین نه اختلاف در دین. سپس دوباره با تأکید فرمود: جز این نیست که دین، یکی است**ر.ک: داستان های صاحبدلان 2/ 22 21 به نقل از: و سائل الشیعه 18/ 101، کتاب القضاء ابواب صفات القاضی، باب 11، ح 10 نکته: واژه اختلاف دارای چند معناست از جمله: جانشین شدن، در پس چیزی یا کسی قرار گرفتن، کسی را از پشت سر گرفتن، اختلاف و ناسازگاری کردن، آمد و شد و رفت و آمد کردن، این واژه هفت بار در قرآن کریم به کار رفته که در اکثر موارد به معنی آمد و شد است همانند: اختلاف اللیل و النهار (ر.ک: بقره/ 164، آل عمران/ 190، یونس/ 6، مومنون/ 80، جاثیه/ 5) و در دو مورد نیز به معنی اختلاف و ناسازگاری و تفاوت است، (ر.ک: روم/ 22، نساء/ 82.) ناگفته نماند که جمله مختلف الملائکه در زیارت جامعه کبیره نیز به منی محل تردد و آمد و شد فرشتگان است. ***.