هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 87 : آن دو نفر را می بینند!

جمعی در محضر امام صادق علیه صلوات الله الرازق نشسته بودند. سخن از شیعه و پیروان خاندان رسالت به میان آمد. امام (علیه السلام) فرمود: پیروان ما در لحظات آخر عمر، چیزهایی را می بینند که چشمها با دیدن آن، روشن می گردد و شاد می شوند)). یکی از حاضران پرسید: چه چیز را می بینند؟ این سؤال را ده بار تکرار کرد و اصرار داشت تا امام به او پاسخ دهد ولی امام صادق (علیه السلام) هر بار در پاسخ او می فرمودند: می بینند)). سرانجام امام (علیه السلام) آن شخص سؤال کننده را صدا زد و فرمود: گویا اصرار داری تا بدانی چه چیز را می بینند؟ عرض کرد: آری. قاطعاً. سپس گریه کرد. امام (علیه السلام) به حال او رقت کرد و فرمود: آن دو نفر را می بینند! آن شخص با اصرار پرسید: کدام دو نفر را؟ امام (علیه السلام) فرمود: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی (علیه السلام) را می بینند. هیچ مؤمنی نیست مگر این که در لحظات آخر عمر، این دو بزرگوار را خواهد دید که آن دو بزرگوار به او بشارت می دهند. آنگاه فرمود: این مطلب را خداوند در قرآن، بیان کرده است، حاضران پرسیدند: خداوند در کجا و کدام سوره بیان فرموده است؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: در سوره یونس آنجا که می فرماید: الذین آمنوا و کانوا یتقون لهم البشری فی الحیوه الدنیا و فی الآخره**یونس/ 64 63، ترجمه: همان ها که ایمان آوردند و پرهیزگار بودند در زندگی دنیا و در آخرت شاد و مسرورند. *** (بشارت دنیا آنان، همان حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی (علیه السلام) در لحظات آخر عمر آنهاست که بربالین آنان حاضر گشته و آنها را شاد و مسرور می سازد**ر.ک: حکایت های شنیدنی 5/ 164 163 به نقل از: تفسیر نور الثقلین 2/ 110. تفسیر نمونه 8/ 340. ***.)

حکایت 88 : پاسخ کوبنده امام صادق به ابو حنیفه

روزی ابوحنیفه (از علمای مشهور اهل سنت و رئیس مذهب حنفی) در حضور امام صادق (علیه السلام) بود. غذایی بر سفره نهاده شد و با هم خوردند. پس از صرف غذا، امام صادق (علیه السلام) فرمود: الحمد لله رب العالمین**حمد/ 2، انعام/ 45، یونس/ 10، صافات/ 182، زمر/ 75، غافر/ 65، ترجمه: ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است.*** اللهم هذا منک و من رسولک**خدایا این غذا از جانب تو و از جانب رسول تو بود. ***. ابو حنیفه به عنوان اعتراض گفت: ای ابا عبد الله! آیا برای خدا شریک قرار دادی؟ (و رسولش را شریک او نمودی.) امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: وای بر تو! خداوند در قرآنش می فرماید: و ما نقموا الا ان اعناهم الله و رسوله من فضله**توبه/ 74، ترجمه: آنها فقط از این انتقام می گیرند که خداوند و رسولش آنان را به فضل خود بی نیاز ساختند. *** و در موردی دیگر می فرماید: ولو اتهم رضوا ما آتاهم الله رسوله و قالوا حسبنا الله سیؤتینا الله من فضله و رسوله**توبه/ 59، ترجمه: (در حالی که) اگر به آنچه خدا و پیامبرش به آنان داده راضی باشند و بگویند خداوند برای ما کافی است و به زودی خدا و رسولش از فضل خود به ما می بخشند (برای آنها بهتر است.) ***.
ابو حنیفه گفت: سوگند به خدا گویی این دو آیه از قرآن را هرگز نخوانده و نشینده بودم مگر در این لحظه (که خداوند لفظ رسولش را در کنار نام خود قرار داده است) امام (علیه السلام) فرمود: بلکه این دو آیه را، هم خوانده ای و هم شنیده ای ولی خداوند در مورد تو و افرادی همانند تو این (دو) آیه را نازل کرده است:
الف: افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها**محمد/ 24، ترجمه: آیا آنها در قرآن تدبر نمی کنند یا بردلهایشان قفل نهاده شده است. ***.
ب: کلا بل ران علی قلوبهم ما کانوا یکسبون**مطففین 14، ترجمه: چنین نیست، بلکه اعمالشان چون زنگاری بردلهایشان نشسته است. *** (یعنی: قلب آلوده تو، تو را به این گونه اعتراضات واداشته است. اگر قلب صاف بود این گونه اشتباه و اعراض نمی کردی**ر.ک: حکایت های شنیدنی 4/ 145 143 به نقل از: کنزالفوائد (کراجکی) 196. ***.)

حکایت 89 : همه مسئول هستند

مردی به خدمت امام صادق علیه صلوات الله الفالق رسید و عرض کرد: یا ابن رسول الله! من همسایگانی دارم که دارای کنیزکانی آوازخوان و مطرب هستند. این کنیزکان با عود ( یکی از آلات موسیقی) نوازندگی می کنند. من نیز گاهی که به دستشویی میروم زمان بیشتری در آنجا درنگ می کنم تا به آواز و نوازندگی آنان گوش فرادهم. (این عمل من چه حکمی دارد؟) امام (علیه السلام) فرمود: از این کار، دست بردار. آن مرد گفت: به خدا سوگند من به قصد گوش فرادادن به آنجا نمی روم (یعنی: این عملی نیست که آن را با پای خویش انجام داده باشم تنها عملی شنیدنی است که آن را با گوشم می شنوم. امام (علیه السلام) فرمود: عجبا! خدای به فریادت برسد! ای مرد! چه می گویی؟ مگر نشنیده ای که خدای عزوجل می فرماید: ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولا**اسراء/ 36، ترجمه: گوش و چشم و دل همه مسؤولند (و در پیشگاه الهی همه باید پاسخگو باشند.) *** آن مرد گفت: گویا من تا به حال از هیچ کس این آیه از کتاب خدا را نشنیده بودم**نکته قابل توجه این است که: این شخص همیشه آیه را با صدر آن در نظر می گرفته و در آن رابطه معنی می کرده است و هیچ گاه به فکرش خطور نمی کرده که این قسمت از آیه بتواند مستقل باشد و معنای جدیدی ارایه دهد (و لذا سخن استناد و استدلال حضرت او را شگفت زده کرده است) مجموع آیه چنین است. و لا تقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئولا یعنی: از آنچه راجع به آن علم نداری پیروی نکن (زیرا) گوش و چشم و قلب همه آنها مورد بازخواست واقع می شوند. در پایان لازم به ذکر است که: از کلام حضرت که فرمود: آیا نشنیده ای که خدا می فرماید و سپس قسمتی از آیه را قرائت کردند، معلوم می شود که بعضی از کلام خدا هم مستقلاً ظهور دارد و آن ظهور قابل احتجاج نیز هست و نباید ذیل آیه را تنها با در نظر گرفتن صدر آیه، معنی کرد و گفتکه تنها در پیروی از غیر علم است که چشم و گوش و قلب مسئولند. ***. بنابراین من آن عمل را ترک نموده واستغفار و توبه می نمایم**ر.ک: من لا یحضره الفقیه 1/ 45، باب الاغسال ح 6. درباره مشابه روایت مذکور ر.ک: فروع کافی، باب الغناء، ح 10. ***.