هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 84 : وضوی جبیره

عبدالاعلی مولی آل سام گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم یا ابن رسول الله! من به هنگام راه رفتن لغزیده و برزمین خوردم و ناخن پایم شکست و برانگشت پایم پارچه ای نهادم و آن را پانسمان کردم. حال، چگونه وضو بگیرم؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: حل این مسأله و نظایر آن را می توان از کتاب خدا (قرآن مجید) استنباط نمود**کنایه از این که تو خود چرا در صدد برنیامدی تا جواب این مسأله را از قرآن بیابی؟ *** خدای تعالی در قرآن می فرماید: و ما جعل علیکم فی الدین من حرج**حج/ 78، ترجمه: و در دین (اسلام) کار سنگین و سختی بر شما قرار نداد. درباره دو آیه دیگر که با آیه مذکور مشابهت مفهومی دارند، ر.ک: بقره/ 185، مائده/ 6. *** بنابراین وظیفه تو آن است که برهمان پارچه (و پانسمان) مسح نمایی (و وضوی جبیره بگیری**ر.ک: وسائل الشیعه، 1/ 327.
د: این که در ظرف تعسر و حرج بایستی به مقدار ضرورت از اجزاء و شرایط رفع ید شود چون در روایت به مجرد حرجی بودن مسح بر بشره (پوست) اصل مسح از بین نرفته است بلکه تنها شرطیت مسح بر بشره (به مقدار پانسمان زخم) برداشته شده است و به عبارت دیگر از حدیث مذکور استفاده می شود که مثل معروف الضرورات تتقدر بقدرها باید حفظ شود. ***.)

حکایت 85 : سه به ازای سه

معاویه بن وهب گوید: روزی امام جعفر صادق علیه صلوات الله الصادق به من فرمود: ای معاویه! هر کس موفق شود سه چیز را به جای آورد از سه چیز دیگر محروم نخواهد ماند. (بدین گونه که:) هر کس توفیق دعا کردن یابد از اجابت دعا محروم نمی ماند زیرا خدای عزوجل می فرماید: ادعونی استجب لکم**غافر/ 60، ترجمه: مرا بخوانید تا (دعای) شما را پذیرفته و اجابت نمایم. ***. هر کس توفیق شکر گزاری یابد از فزونی نعمت محروم نمی شود زیرا خدای عزوجل می فرماید: لئن شکرتم لازیدنکم**ابرهیم/ 7، ترجمه: اگر شکر گزاری کنید (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود. *** و هر کس موفق به توکل بر خداوند گردد، از کفایت امرش توسط خداوند، محروم نمی گردد به دلیل این که خداوند فرموده: و من یتوکل علی الله فهو حسبه**طلاق/ 3، ترجمه: و هر کس بر خدا توکل کند، امرش را کفایت می کند، (انتهای آیه 38 سوره زمر نیز فی الجمله تناسبی دارد) ر.ک: خصال صدوق 1/ 101.***.

حکایت 86 : جوانمردان پیر!

شاگردان و یاران امام صادق علیه سلام الله الخالق گرداگرد ایشان حلقه زده بودند. امام (علیه السلام) از یکی از آنان**سلیمان بن جعفر الهندی. *** پرسید: شما به چی کسی فتی ( جوان) می گویید؟ او گفت: به کسی که در سن جوانی است. امام صادق (علیه السلام) فرمود: (پس چرا) با این که اصحاب کهف در سنین پیری بودند، خداوند آنان را به خاطر ایمانی که داشتند با عنوان جوانی یاد نموده است (آنجا که می فرماید: اذ اوی الفتیه الی الکهف**کهف/ 10، ترجمه: زمانی را به خاطر بیاور) که آن جوانان به غار پناه بردند. *** و یا این که فرموده: انهم فتیه آمنوا بربهم**کهف/ 13، ترجمه: آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند. ***.)
امام (علیه السلام) آنگاه در پایان فرمود: من آمن بالله و اتقی فهو الفتی هر کس به خدا ایمان داشته باشد و تقوا پیشه کند، جوان و (جوانمرد) است. (بنابراین به آنان که از نظر سن و سال پیرند ولی قلبی پاک و با ایمان دارند، می توان جوان و جوانمرد گفت**ر.ک: حکایت های شنیدنی 5/ 59 58، به نقل از: تفسیر نور الثقلین 3/ 244. تفسیر عیاشی 2/ 323 ح 11 به نقل از: بحار الأنوار 5/ 434، البرهان 2/ 457، الصافی 2/ 7 6. ***.)
به بسم الله الرحمن الرحیم است - که آن اصحاب کهف است و رقیم است
بیا در کهف قرآن ای برادر - ببین احوال انسان را سراسر
از این گنجینه سر الهی - به وسع خویش یابی هر چه خواهی
چو قدر خویشتن را ناشناسی - به نعمت های ایزد ناسپاسی
گمانم این که از فتیه چوخوانی - مرآنان را جوانانی بدانی
ولیکن گوش دل بگشا زمانی - شنو از غائص بحر معانی
امام صادق آن قرآن ناطق - که فتیه بوده اند پیران صادق
ولی از قدرت روحی ایمان - به قرآن وصفشان آمد جوانان
بیا پیر جوان می باش ای پیر - بیا روشن روان می باش ای پیر
توهم اصحاب کهفی و رقیمی - چو بسم الله الرحمن الرحیمی
علامه حسن زاده آملی)).