هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 80 : کفش و نعلین زرد رنگ

حضرت امام محمد باقر علیه صلوات الله الشاکر می فرماید: هر کس نعلین و کفش زردرنگ بپوشد پیوسته مسرور و شاد خواهد بود تا هر وقت که چنین کفشی را به پا داشته باشد. زیرا خدای عزوجل می فرماید: صفراء فاقع لونها تسر الناظرین**بقره 69. *** یعنی: زرد یکدست که بینندگان را شاد و مسرور سازد**ر.ک: فروع الکافی/ 466 کتاب الزی والتجمل باب الوان النعال ح 6. ***)).

حکایت 81 : شیعه

ابوالحسن علی بن ابراهیم قمی از علمای قرن سوم و چهارم قمری از حضرت امام محمد باقر علیه صلوات الله الغافر روایت می کند که آن حضرت خطاب به برخی از شیعیان فرمودند: این اسم باید برای شما موجب خیر و مبارکی گردد. ابوبصیر می گوید: به آن حضرت عرض کردم: کدام اسم؟ فدایت شوم. حضرت فرمود: شیعه)). فردی از حاضران به آن حضرت عرض کرد: یا ابن رسول الله! مردم ما را به خاطر این اسم ( شیعه) سرزنش می کنند. حضرت فرمودند: آیا سخن خداوند متعال را نشنیده ای که می فرماید: و ان من شیعته لابراهیم**صافات/ 83، ترجمه: و از پیروان ( شیعیان) او ( نوح (علیه السلام ابراهیم (علیه السلام) بود.***.
و در جای دیگر فرموده: فاستغاثه الذی من شیعته علی الذی من عدوه**هذا من شیعته وهذا من عدوه فاستغاثه... قصص/ 15، ترجمه: (یکی از پیروان شیعیان او بود و دیگری از دشمنانش) آن که از پیروان ( شیعیان) او ( موسی (علیه السلام بود در برابر دشمنش از وی ( موسی (علیه السلام تقاضای کمک کرد.***.
پس این اسم ( شیعه) باید موجب سعادت و برکت شما گردد**ر.ک: تفسیر القمی 2/ 223. بحار الأنوار 12/ 29.***.
نکته: مرحوم علمه سید محمد حسین حسینی تهرانی می فرماید: از استادم مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان پرسیدم که معنای این روایت و دو آیه ای که در آن آمده، چیست؟ زیرا مراد از شیعته در آیه اول، شیعه نوح و مراد از شیعته در آیه دوم شیعه حضرت موسی علی نبینا و آله و علیهما السلام است. علامه طباطبائی در پاسخ فرمودند: ظاهراً مراد این است که چون لفظ شیعه در قرآن کریم استعمال شده است و نسبت تشیع را به شیعه نوح و موسی (علیهم السلام) داده است بنابراین، این اسم، اسم مبارکی است که شما شیعیان نیز خود را شیعه می نامید. بنابراین فقط از نقطه نظرشباهت اسمی که شما شیعیان علی بن ابی طالب (علیه السلام) و شیعیان آن دو پیامبر دارید و مبارک بودن این لقب، امید کرامت و فلاح و فوز ( رستگاری) برای شماست و این از نقطه نظر تشریف است**ر.ک: مهر تابان/ 184. ***.

حکایت 82 : شریک جرم

محمد بن ارقط گوید: به حضور امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدم به من فرمود: به کوفه رفت و آمد می کنی؟ گفتم: آری، فرمود: آیا قاتل های امام حسین (علیه السلام) را در کوفه می بینی؟ عرض کردم: از آنها هیچ کس باقی نمانده است. همه مرده اند فرمود: در این صورت نظر تو این است که تنها قاتل کسی است که شخصی را بکشد و یا باعث و متصدی قتل او گردد آیا سخن خداوند را در قرآن نشنیده ای که (به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب می کند که به یهودیان زمان خودش بگوید:) قل قد جائکم رسل من قبلی بالبینات و بالذی قلتم فلم قتلتموهم ان کنتم صادقین**آل عمران/ 183، ترجمه: بگو: پیامبرانی پیش از من، برای شما آمدند و دلایل روشن و آنچه را گفتید، آوردند پس چرا آنها را به قتل رساندید اگر راست می گویید؟!)). *** در صورتی که یهودیان معاصر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، پیامبری را نکشته بودند چرا که از زمان حضرت عیسی (علیه السلام) تا زمان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) پیامبری وجود نداشت و این که قرآن کریم در آیه فوق یهودیان زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را نیز به عنوان قاتل معرفی می نماید از این رو است که راضی به روش آباء و اجداد خود بودند بنابراین افرادی که در کوفه راضی به روش اجداد خود در مورد قتل امام حسین (علیه السلام) هستند خود آنان نیز قاتل به حساب می آیند**ر.ک: داستان و پندها 8/ 50 49. با اقتباس از: وسائل الشیعه، 11/ 412، کتاب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر، باب 5، ح 14. ***.