هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 78 : سخن هفتاد پهلو!

ابوبصیر گوید: من نزد حضرت امام محمد باقر علیه صلوات الله الفاطر بودم که به حضرت گفته شد: سالم بن ابی حفصه و یارانش از شما روایت می کنند که فرموده اید که شما بر هفتاد وجه سخن می گویید که از آنها راه خروج دارید و می توانید آن گفته ها را توجیه کنید. حضرت فرمود: سالم از من چه می خواهد؟ آیا می خواهد ملائکه و فرشتگان را بیاورم. به خدا سوگند پیامبران نیز چنین نکرده اند ولی یوسف (علیه السلام) گفت: ایتها العیرانکم لسارقون**یوسف / 70، ترجمه: ای اهل قافله! شما دزد هستید.*** به خدا سوگند آنان سارق و دزد نبودند، در عین حال یوسف (علیه السلام) نیز دروغ نگفت**ر.ک: فصلنامه بینات شماره 14، 62، به نقل از: نور الثقلین 2، 272. ***.

حکایت 79 : زید شهید

جابر جعفی گوید: روزی امام محمد باقر علیه صلوات الله الغافر به برادرش زید نگاه کرد و این آیه را خواند فالذین هاجروا و اخرجوا من دیارهم و اوذوا فی سبیلی و قاتلوا و قتلوا لا کفرن عنهم سیئاتهم و لا دخلنهم جنات تجری من تحتها الانهار ثوباً من عند الله و الله عنده حسن الثواب**آل عمران/ 195، ترجمه: آنها که در راه خدا هجرت کردند و از خانه های خود بیرون رانده شدند و در راه من آزار دیدند و جنگ کردند و کشته شدند به یقین گناهانشان را می بخشم و آنها را در باغ های بهشتی که از زیر درختانش نهرها جاری است وارد می کنم این پاداشی است از طرف خداوند و بهترین پاداشها نزد پروردگار است. *** سپس اشاره به زید کرد و فرمود: به خدا سوگند این زید، از همین مردانی است که این آیه درباره شان سخن می گوید**ر.ک: داستان باستان/ 140 به نقل از: الروض النضیر 1/ 55. ***.

حکایت 80 : کفش و نعلین زرد رنگ

حضرت امام محمد باقر علیه صلوات الله الشاکر می فرماید: هر کس نعلین و کفش زردرنگ بپوشد پیوسته مسرور و شاد خواهد بود تا هر وقت که چنین کفشی را به پا داشته باشد. زیرا خدای عزوجل می فرماید: صفراء فاقع لونها تسر الناظرین**بقره 69. *** یعنی: زرد یکدست که بینندگان را شاد و مسرور سازد**ر.ک: فروع الکافی/ 466 کتاب الزی والتجمل باب الوان النعال ح 6. ***)).