هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 76 : مسح عامه و خاصه

**مراد از عامه))، اهل سنت و مراد از خاصه اهل تشییع هستند. ***
زراره گوید: به امام باقر علیه سلام الله الغافر عرض کردم: یا ابن رسول الله! مدرک این که فرمودید به هنگام وضو باید قسمتی از سر و پاها را مسح نمود (نه این که آن را شست کما این که برادران اهل سنت چنین می کنند) چیست و شما این مطلب را از کجا دانستید؟ امام باقر (علیه السلام) تبسمی کرد و فرمود: ای زراره! رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین فرموده است و خدای تعالی نیز در قرآن مجید فرموده است: اغسلوا وجوهکم**مائده/ 6، ترجمه: صورت هایتان را به هنگام وضو بشویید. *** پس ما دانستیم که باید تمام صورت را به هنگام وضو شست آنگاه فرمود: وایدیکم الی المرافق**مائده/ 6 ترجمه: و دستهایتان را تا آرنج بشویید. *** (بنابراین خدای تعالی شستن دو دست تا آرنج را به شستن صورت وصل نمود پس ما دانستیم که باید دو دست را به طور کامل تا آرنج شست) آنگاه خدای تعالی بین دو جمله فاصله انداخت (و تفاوت قایل گشته) و فرمود: و امسحوا برؤسکم**مائده/ 6، ترجمه: و قسمتی از سرهایتان را مسح کنید. *** بنابراین ما از این که فرمود: برؤسکم دانستیم که باید قسمتی از سر را مسح نمود به دلیل وجود حرف باء در ابتدای این کلمه. آنگاه خدای تعالی حکم دوپای را همانند حکم سر قرار داد همان گونه که حکم دو دست را همانند حکم صورت قرار داده بود زیرا فرمود: و ارجلکم الی الکعبین**مائده/ 6، ترجمه: و پاهیتان را تا مفصل ( بر آمدگی پشت پا) مسح کنید. ***پس ما از این که خداوند حکم دو پای را همانند حکم سر قرار داده دانستیم که باید قسمتی از پاها را مسح نمود. پس از نزول این آیه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) همین شیوه وضو گرفتن را سنت نهاد ولی مردم آن را تباه کردند**ر.ک: الاستبصار 1 63 62 باب مقدار مسح رأس و رجلین ح 5، من لا یحضره الفقیه 1، 57 56 باب تیمم ح 1. ***.

حکایت 77 : نماز مسافر

از زراره و محمد بن مسلم روایت شده که چنین گفته اند: به امام محمد باقر العلوم (علیه السلام) عرض کردیم: یا ابن رسول الله! درباره نماز خواندن به هنگام سفر چه می فرمایید. نماز مسافر چگونه و چند رکعت است؟ امام (علیه السلام) فرمود: خدای عزوجل می فرماید: و اذا ضربتم فی الارض فلیس علیکم جناح ان تقصروا من الصلاه**نساء/ 101، ترجمه: هنگامی که سفر می کنید گناهی برشما نیست که نماز را کوتاه کنید. *** بنابراین تبدیل نمودن نمازهای چهار رکعتی به نمازهای دورکعتی ( تقصیر، قصر) در سفر واجب است همان گونه که در حضر (عدم سفر) چهار رکعت خواندن نمازهای چهار رکعتی ( اتمام) واجب است. پس از پایان یافتن سخنان آن حضرت ما ( زراره و ممد بن مسلم) به ایشان عرض کردیم: خدای عزوجل در آیه ای که قرائت نمودید تنها فرموده: لیس علیکم جناح یعنی: گناهی برشما نیست و نفرموه: اقصروا یعنی: واجب است که نماز را به قصر بخوانیدحال چگونه شما می فرمایید که قصر نماز واجب است و در حقیقت خداوند آن را واجب نموده همان گونه که اتمام نماز در حضر واجب است؟ امام باقر (علیه السلام) در پاسخ ما فرمود: آیا خدای عزوجل نفرموده است: ان الصفا و المروه من شعائر الله فمن حج البیت او اعتمر فلا جناح علیه ان یطوف بهما**بقره/ 158، ترجمه: صفا و مروه از شعائر (و نشانه های) خداست بنابراین کسانی که حج خانه خدا و یا عمره انجام می دهند مانعی نیست که بر آن دوطواف کنند (و سعی صفا و مروه انجام دهند.) *** آیا بر این عقیده نیستید که طواف صفا و مروه ( سعی بین صفا و مروه) واجب است زیرا اولاً خدای تعالی آن را در کتاب خود ذکر فرموده و ثانیاً پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز آن را به جای آورده است حال که چنین است (و شما خود معترفید که سعی بین صفا و مروه واجب است با این که وجوب آن در آیه مذکور با واژه فلا جناح علیه بیان شده است) قصر نمازها در سفر نیز همانند سعی بین صفا و مروه چیزی است که آن را رسول اکرم به جای آورده و خدای تعالی آن را در کتاب خویش ذکر نموده است و در حقیقت قصر نیز همانند سعی واجب است**ر.ک: من لا یحضره الفقیه 1/ 279 278، باب الصلاه فی السفر ح 1، نکته: ظاهرا اشکال زراره و محمد بن مسلم از اینجا ناشی شده که واژه جناحی نیست در قرآن کریم بیست و پنج بار درباره مسائل مختلف تکرار شده که در اکثر آنها دلالت بروجوب ندارد. به عنوان نمونه ر.ک: سوره مبارکه بقره آیات 198، 229، 230، 233، 234، 235، 236، 240، 282. ***.

حکایت 78 : سخن هفتاد پهلو!

ابوبصیر گوید: من نزد حضرت امام محمد باقر علیه صلوات الله الفاطر بودم که به حضرت گفته شد: سالم بن ابی حفصه و یارانش از شما روایت می کنند که فرموده اید که شما بر هفتاد وجه سخن می گویید که از آنها راه خروج دارید و می توانید آن گفته ها را توجیه کنید. حضرت فرمود: سالم از من چه می خواهد؟ آیا می خواهد ملائکه و فرشتگان را بیاورم. به خدا سوگند پیامبران نیز چنین نکرده اند ولی یوسف (علیه السلام) گفت: ایتها العیرانکم لسارقون**یوسف / 70، ترجمه: ای اهل قافله! شما دزد هستید.*** به خدا سوگند آنان سارق و دزد نبودند، در عین حال یوسف (علیه السلام) نیز دروغ نگفت**ر.ک: فصلنامه بینات شماره 14، 62، به نقل از: نور الثقلین 2، 272. ***.