هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 73 : آیه بعدی را نیز بخوان

شخصی صوفی مسلک به نام عباد بصری، خدمت امام سجاد علیه صلوات الله الصباررسید و گفت: چرا شما جنگ و جهاد را رها کرده و هر سال به حج می روید و حال آن که خداوند در ستایش و تجلیل از جهاد فرموده: ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون و عدا علیه حقا فی التوراه و الانجیل و القرآن و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذالک هو الفوز العظیم**توبه 111، ترجمه: خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خریداری کرده که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد (به این گونه که:) در راه خدا پیکار می کنند می کشند و کشته می شوند این وعده حقی است بر او اکه در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما به داد و ستدی که با خدا کرده اید و این است آن پیروزی بزرگ *** بنابراین آیا بهتر نیست به جای حج، جهاد کنید؟!
امام سجاد (علیه السلام) به او فرمودند: دنباله آیه را هم بخوان که در اوصاف رزمندگان می فرماید: التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدود الله و بشر المومنین**توبه/ 112، ترجمه: توبه کنندگان، عبادت کاران، سپاس گویان، سیاحت کنندگان رکوع کنندگان، سجده آوران، آمران به معروف، نهی کنندگان از منکر و حافظان حدود و مرزهای الهی مؤمنان حقیقی اند؛ و بشارت ده به این چنین مؤمنان. ***. من اگر چنین رزمندگان (با چنین اوصافی که در این آیه آمده) داشتم حتما برای جهاد اقدام می کردم لیکن من افراد لایقی که رهبری مرا بپذیرند و از من اطاعت نمایند، نمی بینم و لذا دست به جهاد نزده ام و به حج می روم**ر.ک: حج (محسن قرائتی)/ 54 53، به نقل از: من لا یحضره الفقیه 2/ 141. باب 62 فضائل الحج))، ح 62. ***.
از این حدیث استفاده می شود که جهاد اسلامی با جنگ های عادی و لشکر کشی های کشور گشایانه، تفاوت داشته و نیاز به سپاهیانی باتقوا، خداشناس، بصیر و مکتبی دارد تا به گسترش عقیده دینی کمک کند و اسلام و انقلاب را صادر نماید**ر.ک: حج (محسن قرائتی)/ 54. ***.
هم الغیوث اذا ما ازمت و الاسد - اسد الشری و البأس محتدم
فرزدق)).

حکایت 74 : پدران شایسته

روایت کنند از علی بن الحسین امام زین العابدین علیه صلوات الله رب العالمین که روزی در مجلسی می فرمود که:ای گروه مردمان هر خاموشی ( سکوتی) که در او فکری نیست، پس آن تباه است. و هر کلامی که در او ذکری نیست پس آن بیهوده است. بدانید و آگاه باشید که حق سبحانه و تعالی یاد می کند جماعتی را به سبب پدران و محافظت می نماید و نگاه می دارد ابنآء ( فرزندان) را به آباء ( پدران و اجداد) چنانچه در کلام خود یاد کرده که: و کان ابو هما صالحا**کهف/ 82، ترجمه: و پدرشان ( دو نوجوان یتیم) مرد صالحی بود. *** که حضرت خضر (علیه السلام) را فرستاد و حفظ اموال آن دو یتیم کرد که در زیرزمین مدفون بود به آن که تجدید آن علامت کرد تا مال ایشان ضایع نشود زیرا که یکی از پدران ایشان سمت صلاح داشته از پدران بزرگوارم (علیهم السلام) به من رسیده است که آن صالح، از پدر جد دهم آن دو یتیم بوده و ما خود عترت رسول خداییم پس ما را محافظت کنید برای روح رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و رعایت جانب ما را فرومگذارید. راوی می گوید: پس از هر جانب در آن مجلس فغان و گریه برخاست**ر.ک: کشفه الغمه (ترجمه علی بن حسین زوارئی) 1، 70. ***.
من جداه دان فضل الانبیاء له - و فضل امته دانت له الامم
فرزدق

حکایت 75 : نهی از قیل و قال

پیشوایان دینی، مردم را از گفت و شنودی که هدفدار نباشد پرهیز داده اند امام محمد باقرعلیه سلام الله الشاکر می فرماید: ان رسول الله نهی عن القیل و القال**در برخی از احادیث ان الله... ر.ک: کافی، 1/ 60 ح 5، 5/ 300 ح 2. *** یعنی: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مردم را از قیل و قال ( سخنان بیهوده و غیرهدفمند) نهی و منع کرده است. از ایشان پرسیدند: این سخن در کجای قرآن است؟ فرمود: لا خیر فی کثیر من نجواهم الا من امر بصدقه او معروف او اصلاح بین الناس**نساء/ 114. *** یعنی: در بسیاری از سخنان در گوشی (و جلسات محرمانه) آنها، خیر و سودی نیست مگر کسی که (به این وسیله،) امر به کمک به دیگران یا کار نیک یا اصلاح در میان مردم کند**ر.ک: تحلیلی نوین از اوقات فراغت و تفریحات سالم/ 74. ***)).
ووال اناسا ذکرهم و حدیثهم - روی جدنا عن جبرئیل عن الباری