هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 72: برادران

گویند: مردی از اهل بصره خدمت امام سجاد علیه صلوات الله العلام عرضه داشت: جد شما علی بن ابی طالب (علیه السلام) مسلمانان و مؤمنان را (در جنگ های جمل، صفین و نهروان) کشت! امام (علیه السلام) چندان گریست که مشت حضرتش از اشک پر شد آن گاه اشک های مبارکش را برروی خاک ریخت و فرمود: ای برادر بصری، چنین نیست به خدا سوگند علی نه مؤمنی را کشت ونه مسلمانی را. آن قوم در حقیقت اسلام نیاورده بودند بلکه اظهار اسلام کردند و کفر خود را پنهان داشتند و چون یاورانی در راه کفر خود یافتند کفر خود را آشکار ساختند... .
آن گاه مردی از اهل کوفه گفت: جد شما درباره آنها فرمود: برادران ما برما سرکشی نمودند)). (پس چه طور شما می فرمایید آنان کافر بودند؟).
امام سجاد (علیه السلام) در پاسخ فرمود: مگر در کتاب الهی نخوانده ای: و الی عاد اخاهم هودا**اعراف/ 65، هود/ 50. درباره آیات مناسب با مبحث مذکور ر.ک: احقاف/ 21، اعراف/ 73، 85، هود/ 61، 84 نمل/ 45، عنکبوت/ 36، شعراء/ 106، 124، 142، 161، ق/ 13. *** یعنی: به سوی قوم عاد برادرشان هود را فرستادیم)). و معلوم است که هود برادر آنها نبود بلکه همشهری آنان بود. بنابراین مراد علی (علیه السلام) نیز مردم شهری است که حضرت در آنجا بوده نه برادران دینی او که نام مسلمان بتوان بر آنها نهاد. آنان نیز مانند قوم هود بودند که خداوند هود و مؤمنان همراه او را نجات بخشید و قوم او را بوسیله طوفان سخت به هلاکت رسانید**ر.ک: ماهنامه بشارت شماره یک/ 62 به قلم: حسین استاد ولی. نکته: درباره عذاب نازل بر قوم عاد و هلاکت آنان ر.ک: هود/ 60 58، اعراف/ 72، الحاقه/ 8 6، ذاریات/ 4142، شعراء/ 139، فصلت/ 16 13، احقاف/ 25 24، قمر/ 21 18، فجر/ 8 6، عنکبوت/ 40 38، نجم/ 50. ***.
فجده من قریش فی ارومتها - محمد و علی بعده علم
فرزدق

حکایت 73 : آیه بعدی را نیز بخوان

شخصی صوفی مسلک به نام عباد بصری، خدمت امام سجاد علیه صلوات الله الصباررسید و گفت: چرا شما جنگ و جهاد را رها کرده و هر سال به حج می روید و حال آن که خداوند در ستایش و تجلیل از جهاد فرموده: ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون و عدا علیه حقا فی التوراه و الانجیل و القرآن و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذالک هو الفوز العظیم**توبه 111، ترجمه: خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خریداری کرده که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد (به این گونه که:) در راه خدا پیکار می کنند می کشند و کشته می شوند این وعده حقی است بر او اکه در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما به داد و ستدی که با خدا کرده اید و این است آن پیروزی بزرگ *** بنابراین آیا بهتر نیست به جای حج، جهاد کنید؟!
امام سجاد (علیه السلام) به او فرمودند: دنباله آیه را هم بخوان که در اوصاف رزمندگان می فرماید: التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدود الله و بشر المومنین**توبه/ 112، ترجمه: توبه کنندگان، عبادت کاران، سپاس گویان، سیاحت کنندگان رکوع کنندگان، سجده آوران، آمران به معروف، نهی کنندگان از منکر و حافظان حدود و مرزهای الهی مؤمنان حقیقی اند؛ و بشارت ده به این چنین مؤمنان. ***. من اگر چنین رزمندگان (با چنین اوصافی که در این آیه آمده) داشتم حتما برای جهاد اقدام می کردم لیکن من افراد لایقی که رهبری مرا بپذیرند و از من اطاعت نمایند، نمی بینم و لذا دست به جهاد نزده ام و به حج می روم**ر.ک: حج (محسن قرائتی)/ 54 53، به نقل از: من لا یحضره الفقیه 2/ 141. باب 62 فضائل الحج))، ح 62. ***.
از این حدیث استفاده می شود که جهاد اسلامی با جنگ های عادی و لشکر کشی های کشور گشایانه، تفاوت داشته و نیاز به سپاهیانی باتقوا، خداشناس، بصیر و مکتبی دارد تا به گسترش عقیده دینی کمک کند و اسلام و انقلاب را صادر نماید**ر.ک: حج (محسن قرائتی)/ 54. ***.
هم الغیوث اذا ما ازمت و الاسد - اسد الشری و البأس محتدم
فرزدق)).

حکایت 74 : پدران شایسته

روایت کنند از علی بن الحسین امام زین العابدین علیه صلوات الله رب العالمین که روزی در مجلسی می فرمود که:ای گروه مردمان هر خاموشی ( سکوتی) که در او فکری نیست، پس آن تباه است. و هر کلامی که در او ذکری نیست پس آن بیهوده است. بدانید و آگاه باشید که حق سبحانه و تعالی یاد می کند جماعتی را به سبب پدران و محافظت می نماید و نگاه می دارد ابنآء ( فرزندان) را به آباء ( پدران و اجداد) چنانچه در کلام خود یاد کرده که: و کان ابو هما صالحا**کهف/ 82، ترجمه: و پدرشان ( دو نوجوان یتیم) مرد صالحی بود. *** که حضرت خضر (علیه السلام) را فرستاد و حفظ اموال آن دو یتیم کرد که در زیرزمین مدفون بود به آن که تجدید آن علامت کرد تا مال ایشان ضایع نشود زیرا که یکی از پدران ایشان سمت صلاح داشته از پدران بزرگوارم (علیهم السلام) به من رسیده است که آن صالح، از پدر جد دهم آن دو یتیم بوده و ما خود عترت رسول خداییم پس ما را محافظت کنید برای روح رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و رعایت جانب ما را فرومگذارید. راوی می گوید: پس از هر جانب در آن مجلس فغان و گریه برخاست**ر.ک: کشفه الغمه (ترجمه علی بن حسین زوارئی) 1، 70. ***.
من جداه دان فضل الانبیاء له - و فضل امته دانت له الامم
فرزدق