هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 71 : بوسه بردست خدا

امام سجاد حضرت علی بن الحسین (علیهم السلام) هنگامی که به مستمندی صدقه می داد دست خود را می بوسید. شخصی از آن حضرت، راز این بوسیدن را پرسید امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: صدقه مؤمن قبل از آن که به دست فقیر و نیازمند برسد، به دست خداوند می رسد**لانها تقع فی ید الله قبل ان تقع فی ید السائل. *** (از این رو من دستم را می بوسم) آنگاه حضرت برای تعلیل گفته اش این آیه شریفه را قرائت فرمود: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبه عن عباده ویأخذ الصدقات**توبه/ 104. ***یعنی: آیا نمی دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد**ر.ک: داستان ها و پندها 7/ 86 به نقل از: لئالی الأخبار 3/ 30. وسائل الشیعه 4/ 303، 304 باب استحباب تقبیل الانسان یده بعد الصدقه و تقبیل ما تصدق به و شمه بعد القبض، ح 2 و 7. ***.
ما قال لا قط الا فی تشهده - لولا التشهد کانت لاءه نعم
فرزدق

حکایت 72: برادران

گویند: مردی از اهل بصره خدمت امام سجاد علیه صلوات الله العلام عرضه داشت: جد شما علی بن ابی طالب (علیه السلام) مسلمانان و مؤمنان را (در جنگ های جمل، صفین و نهروان) کشت! امام (علیه السلام) چندان گریست که مشت حضرتش از اشک پر شد آن گاه اشک های مبارکش را برروی خاک ریخت و فرمود: ای برادر بصری، چنین نیست به خدا سوگند علی نه مؤمنی را کشت ونه مسلمانی را. آن قوم در حقیقت اسلام نیاورده بودند بلکه اظهار اسلام کردند و کفر خود را پنهان داشتند و چون یاورانی در راه کفر خود یافتند کفر خود را آشکار ساختند... .
آن گاه مردی از اهل کوفه گفت: جد شما درباره آنها فرمود: برادران ما برما سرکشی نمودند)). (پس چه طور شما می فرمایید آنان کافر بودند؟).
امام سجاد (علیه السلام) در پاسخ فرمود: مگر در کتاب الهی نخوانده ای: و الی عاد اخاهم هودا**اعراف/ 65، هود/ 50. درباره آیات مناسب با مبحث مذکور ر.ک: احقاف/ 21، اعراف/ 73، 85، هود/ 61، 84 نمل/ 45، عنکبوت/ 36، شعراء/ 106، 124، 142، 161، ق/ 13. *** یعنی: به سوی قوم عاد برادرشان هود را فرستادیم)). و معلوم است که هود برادر آنها نبود بلکه همشهری آنان بود. بنابراین مراد علی (علیه السلام) نیز مردم شهری است که حضرت در آنجا بوده نه برادران دینی او که نام مسلمان بتوان بر آنها نهاد. آنان نیز مانند قوم هود بودند که خداوند هود و مؤمنان همراه او را نجات بخشید و قوم او را بوسیله طوفان سخت به هلاکت رسانید**ر.ک: ماهنامه بشارت شماره یک/ 62 به قلم: حسین استاد ولی. نکته: درباره عذاب نازل بر قوم عاد و هلاکت آنان ر.ک: هود/ 60 58، اعراف/ 72، الحاقه/ 8 6، ذاریات/ 4142، شعراء/ 139، فصلت/ 16 13، احقاف/ 25 24، قمر/ 21 18، فجر/ 8 6، عنکبوت/ 40 38، نجم/ 50. ***.
فجده من قریش فی ارومتها - محمد و علی بعده علم
فرزدق

حکایت 73 : آیه بعدی را نیز بخوان

شخصی صوفی مسلک به نام عباد بصری، خدمت امام سجاد علیه صلوات الله الصباررسید و گفت: چرا شما جنگ و جهاد را رها کرده و هر سال به حج می روید و حال آن که خداوند در ستایش و تجلیل از جهاد فرموده: ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون و عدا علیه حقا فی التوراه و الانجیل و القرآن و من اوفی بعهده من الله فاستبشروا ببیعکم الذی بایعتم به و ذالک هو الفوز العظیم**توبه 111، ترجمه: خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خریداری کرده که (در برابرش) بهشت برای آنان باشد (به این گونه که:) در راه خدا پیکار می کنند می کشند و کشته می شوند این وعده حقی است بر او اکه در تورات و انجیل و قرآن ذکر فرموده و چه کسی از خدا به عهدش وفادارتر است؟! اکنون بشارت باد بر شما به داد و ستدی که با خدا کرده اید و این است آن پیروزی بزرگ *** بنابراین آیا بهتر نیست به جای حج، جهاد کنید؟!
امام سجاد (علیه السلام) به او فرمودند: دنباله آیه را هم بخوان که در اوصاف رزمندگان می فرماید: التائبون العابدون الحامدون السائحون الراکعون الساجدون الامرون بالمعروف و الناهون عن المنکر و الحافظون لحدود الله و بشر المومنین**توبه/ 112، ترجمه: توبه کنندگان، عبادت کاران، سپاس گویان، سیاحت کنندگان رکوع کنندگان، سجده آوران، آمران به معروف، نهی کنندگان از منکر و حافظان حدود و مرزهای الهی مؤمنان حقیقی اند؛ و بشارت ده به این چنین مؤمنان. ***. من اگر چنین رزمندگان (با چنین اوصافی که در این آیه آمده) داشتم حتما برای جهاد اقدام می کردم لیکن من افراد لایقی که رهبری مرا بپذیرند و از من اطاعت نمایند، نمی بینم و لذا دست به جهاد نزده ام و به حج می روم**ر.ک: حج (محسن قرائتی)/ 54 53، به نقل از: من لا یحضره الفقیه 2/ 141. باب 62 فضائل الحج))، ح 62. ***.
از این حدیث استفاده می شود که جهاد اسلامی با جنگ های عادی و لشکر کشی های کشور گشایانه، تفاوت داشته و نیاز به سپاهیانی باتقوا، خداشناس، بصیر و مکتبی دارد تا به گسترش عقیده دینی کمک کند و اسلام و انقلاب را صادر نماید**ر.ک: حج (محسن قرائتی)/ 54. ***.
هم الغیوث اذا ما ازمت و الاسد - اسد الشری و البأس محتدم
فرزدق)).