هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 66 : هر چه می خواهد دل تنگت بپرس

گفته شده است که: حضرت حسین بن علی علیهما صلوات الله العلی از مردی برکرسی نشسته و می گفت: سلونی عما دون العرش**به استثنای مافوق عرش، هر چه می خواهید از من بپرسید. *** پرسیدند: موی ریش تو زوج است یا فرد؟ پس آن مرد ساکت و متحیر شد و نتوانست پاسخ گوید عرض کرد: خبر ده مرا ای ابن بنت رسول الله! حضرت فرمودند: موی لحیه (ریش یا محاسن) زوج است به دلیل قول حق تعالی که می فرماید: و من کل شی ء خلقنا زوجین**ذاریات/ 49. نکته: زوجیت و تعدد و دوگانگی در تمام اشیاء جهان انسان را متذکر این معنی می کند که خلق جهان واحد و یگانه است زیرا دوگانگی از ویژگیهای مخلوقات است در حدیثی از امام رضا (علیه السلام) نیز به این معنی اشاره شده آنجا که می فرماید: خدای تعالی اشیاء جهان را متضاد آفریده تا روشن شود که برای او ضدی نیست وآنها را با هم قرین ساخته تا معلوم شود که قرینی برای او نیست. نور را ضد ظلمت و خشکی را ضد تری و خشونت را ضد نرمش و سرما را ضد گرما قرار داده و در عین حال اشیاء متضاد را جمع کرده و موجودات نزدیک به هم را از هم جدا نموده تا این جدائی دلیل بر جدا کننده و آن پیوستگی دلیل بر پیوند دهنده باشد، ر.ک: تفسیر نمونه 22/ 377 به نقل از توحید صدوق مطابق نقل نور الثقلین 5/ 130. *** یعنی: و از هر چیزی یک جفت آفریدیم**ر.ک: کشکول منتظری 2/ 331. ***.

حکایت 67 : زیباترین الگو

از تلاشهای امام سجاد علیه صلوات الله الغفار که همه جنبه دینی داشت و هم سیاسی، توجه ایشان به قشری بود که به خصوص از زمان خلیفه دوم به بعد و به ویژه در عصر امویان مورد شدیدترین فشارهای اجتماعی بوده و از محروم ترین طبقات جامعه اسلامی در قرون اولیه به شمار می رفتند این قشر بردگان و کنیزکان اعم از ایرانی، رومی، مصری و سودانی بودند که متحمل سخت ترین کارها شده و از طرف اربابان مورد اهانت های شدیدی قرار می گرفتند امام سجاد (علیه السلام) همانند امیر المؤمنین (علیه السلام) با برخورد اسلامی خویش بخشی از موالی عراق را به سمت خویش جذب کرد، کوشید تا حیثیت اجتماعی این قشر را بالا برد. یکبار که آن حضرت کنیزکی را آزاد کرد و به عقد خویش در آورد، عبد الملک بن مروان که قصد عیب جویی و استهزای امام را داشت ایشان را به خاطر ازدواج مورد سرزنش قرار داد که چگونه تن به چنین کاری داده است امام سجاد در پاسخ با ذکر آیه لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه**احزاب/ 21، ترجمه: مسلما برای شما در زندگی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سرمشق نیکویی بود.*** به سیره پیامبر در مورد صفیه اشاره کرد و همچنین یاد آورد شده که پیامبر دختر عمه خویش را به زید بن حارثه داد و بدین ترتیب امام سجاد (علیه السلام) سیره حسنه پیامبر را که نزد امویان بدین روز افتاده بود مجدداً احیا نمود**ر.ک: تاریخ سیاسی اسلام 2/ 559 به نقل از: طبقات الکبری 5/ 24، العقد الفرید 7/ 140. ***.
یغضی حیاء و یغضی من مهابته - فلا یکلم الا حین یبتسم
فرزدق

حکایت 68 : پیرمرد شامی و امام سجاد (علیه السلام)

راوی می گوید: در آن موقعی که اهل بیت امام حسین (علیه السلام) درب مسجد جامع بودند پیرمردی نزد آنان آمد و گفت: حمد خداوندی را که شما را کشت و هلاک کرد و از کشته شدن مردهای شما همه شهرها را در آسایش قرار داد و امیر المؤمنین را بر شما مسلط ساخت! علی بن الحسین (علیهم السلام) به او فرمود: ای پیرمرد آیا قرآن خوانده ای؟ پیرمرد: آری. امام سجاد (علیه السلام): آیا این آیه را در قرآن خوانده ای: قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی**شوری/ 23. *** یعنی: بگو من هیچ پاداشی از شما بررسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم ( اهل بیتم) پیرمرد: آری، خوانده ام. امام سجاد (علیه السلام): ما خویشان پیغمبر هستیم. امام سجاد (علیه السلام): آیا در سوره بنی اسرائیل ( اسراء) این آیه را خوانده ای: و آت ذاالقربی حقه**اسراء/ 26. درباره مشابه این آیه ر.ک: روم/ 38. ***یعنی: و حق نزدیکان را بپرداز. پیرمرد: آری. امام سجاد (علیه السلام): ما ذی القربی و خویشان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هستیم. امام سجاد (علیه السلام): آیا این آیه را خوانده ای: واعلموا انما غنمتم من شی ء فان لله خمسه و للرسول و لذی القربی**انفال/ 41. *** یعنی: بدانید هر گونه غنیمتی به دست آورید خمس آن برای خدا و برای پیامبر و برای نزدیکان است. پیرمرد: آری! امام سجاد (علیه السلام): ما ذی القربی هستیم. امام سجاد (علیه السلام): آیا این آیه را خوانده ای: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا**احزاب/ 33. *** یعنی: خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد. پیرمرد: این آیه را هم خوانده ام. امام سجاد (علیه السلام): ما همان اهل بیتی هستیم که خدا آیه طهارت را در منزلت ما نازل نمود. پیرمرد از شنیدن این کلمات ساکت ماند و از سخنان خویش پشیمان شد و گفت: شما را به خدا قسم آیا این آیات در قرآن در شأن شماست؟ فرمود: آری، به خدا قسم، به حق جدم رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) که این آیات در حق ماست. پیرمرد گریست و عمامه خود را برزمین زد و سر به سوی آسمان برداشت و گفت: خدایا! به سوی تو از دشمنان آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، از آدمی و پری بیزاری می جویم.
پس از آن به حضرت سجاد (علیه السلام) گفت: آیا توبه من قبول می شود؟ فرمود: آری.
اگر توبه کنی خداوند قبول می کند و تو با ما هستی. گفت: من توبه کردم. چون داستان این پیرمرد به گوش یزید بن معاویه رسید، دستور داد او را کشتند**ر.ک: اللهوف علی قتلی الطفوف/ 198 194 بحار الأنوار، 45/ 166 155، روضه الواعظین/ 191. ***.
ولیس قولک من هذا بضائره - العرب تعرف من انکرت و العجم
فرزدق