هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 65 : با پرستوها

در اتاق باز شد نگاه دخترک لغزید طرف باغچه گلها، آرام بیرون آمد کسی در حیاط نبود نگاهی به اتاق آقا انداخت در باز بود با خود فکر کرد که لابد کسی پیش آقاست. برگشت و به طرف باغچه آمد نگاهش به پروانه ای افتاد با بالهای رنگی. یک لحظه به دنبال پروانه دوید روی گل زیبایی نشسته بود در برابر گل سرش را خم کرد چشمهایش را بست و بویید. انگشتان باریکش را به ساقه سبز گل تکیه داد و آرام چرخی داد. گل را چید جلوتر رفت، گل دیگری چید و چند گل دیگر تا شد یک دسته گل زیبا دستهایش پر از هاگ گلها شد. آمد پشبت در اتاق آقا ودست هایش را دراز کرد و گفت: بفرمایید آقا. آقا نگاه کرد. دست دراز کرد و گلها را گرفت بویید و به او نگاه کرد چه زیبا چه رنگارنگ. دخترک گفت: آقا، بهترین هدیه ها را به بهترین انسان ها می دهند. لبخندی صمیمی برلبان آقا سبز شد چند لحظه ای به او نگریست و زیر لب زمزمه کرد: تو آزادی دخترم**انت حره لوجه الله. ***! خدا آزادی را به تو داده است چیزی زیباتر از آزادی نیست که در برابر گل های زیبا به تو هدیه شود. دخترک به یاد پروانه و پرستو افتاد نگران شد با خود فکر می کرد که نکند از باغ خانه آقا از میان پروانه ها و گل های خوشبو بیرون برود گفت: آقا اگر آزادم پس بگذار بمانم آقا گفت: تو آزادی. به طرف در برگشت بقیه حرف ها را نشنید اما حس کرد کسی می گوید: بمان با گلها یا برو با پرستوها. انس بن مالک راوی این داستان می گوید: به آقا (امام حسین (علیه السلام عرض کردم: آزادی یک دختر در برابر چند شاخه گل...؟! فرمود: خدا این گونه به ما آموخته است: و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها**نساء/ 86. *** یعنی: هرگاه به شما تحیت و درود گویند پاسخ آنرا بهتر از آن بدهید یا (لا اقل) به همان گونه پاسخ گویید. امام (علیه السلام) در ادامه فرمود: نیکوتر از درود وی، رهائیش بود**ر.ک: ماهنامه بشارت شماره سوم/ 47 46 این حکایت بازنوشته وبه قلم زیبای جناب مرتضی دانشمند است. ***.

حکایت 66 : هر چه می خواهد دل تنگت بپرس

گفته شده است که: حضرت حسین بن علی علیهما صلوات الله العلی از مردی برکرسی نشسته و می گفت: سلونی عما دون العرش**به استثنای مافوق عرش، هر چه می خواهید از من بپرسید. *** پرسیدند: موی ریش تو زوج است یا فرد؟ پس آن مرد ساکت و متحیر شد و نتوانست پاسخ گوید عرض کرد: خبر ده مرا ای ابن بنت رسول الله! حضرت فرمودند: موی لحیه (ریش یا محاسن) زوج است به دلیل قول حق تعالی که می فرماید: و من کل شی ء خلقنا زوجین**ذاریات/ 49. نکته: زوجیت و تعدد و دوگانگی در تمام اشیاء جهان انسان را متذکر این معنی می کند که خلق جهان واحد و یگانه است زیرا دوگانگی از ویژگیهای مخلوقات است در حدیثی از امام رضا (علیه السلام) نیز به این معنی اشاره شده آنجا که می فرماید: خدای تعالی اشیاء جهان را متضاد آفریده تا روشن شود که برای او ضدی نیست وآنها را با هم قرین ساخته تا معلوم شود که قرینی برای او نیست. نور را ضد ظلمت و خشکی را ضد تری و خشونت را ضد نرمش و سرما را ضد گرما قرار داده و در عین حال اشیاء متضاد را جمع کرده و موجودات نزدیک به هم را از هم جدا نموده تا این جدائی دلیل بر جدا کننده و آن پیوستگی دلیل بر پیوند دهنده باشد، ر.ک: تفسیر نمونه 22/ 377 به نقل از توحید صدوق مطابق نقل نور الثقلین 5/ 130. *** یعنی: و از هر چیزی یک جفت آفریدیم**ر.ک: کشکول منتظری 2/ 331. ***.

حکایت 67 : زیباترین الگو

از تلاشهای امام سجاد علیه صلوات الله الغفار که همه جنبه دینی داشت و هم سیاسی، توجه ایشان به قشری بود که به خصوص از زمان خلیفه دوم به بعد و به ویژه در عصر امویان مورد شدیدترین فشارهای اجتماعی بوده و از محروم ترین طبقات جامعه اسلامی در قرون اولیه به شمار می رفتند این قشر بردگان و کنیزکان اعم از ایرانی، رومی، مصری و سودانی بودند که متحمل سخت ترین کارها شده و از طرف اربابان مورد اهانت های شدیدی قرار می گرفتند امام سجاد (علیه السلام) همانند امیر المؤمنین (علیه السلام) با برخورد اسلامی خویش بخشی از موالی عراق را به سمت خویش جذب کرد، کوشید تا حیثیت اجتماعی این قشر را بالا برد. یکبار که آن حضرت کنیزکی را آزاد کرد و به عقد خویش در آورد، عبد الملک بن مروان که قصد عیب جویی و استهزای امام را داشت ایشان را به خاطر ازدواج مورد سرزنش قرار داد که چگونه تن به چنین کاری داده است امام سجاد در پاسخ با ذکر آیه لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه**احزاب/ 21، ترجمه: مسلما برای شما در زندگی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سرمشق نیکویی بود.*** به سیره پیامبر در مورد صفیه اشاره کرد و همچنین یاد آورد شده که پیامبر دختر عمه خویش را به زید بن حارثه داد و بدین ترتیب امام سجاد (علیه السلام) سیره حسنه پیامبر را که نزد امویان بدین روز افتاده بود مجدداً احیا نمود**ر.ک: تاریخ سیاسی اسلام 2/ 559 به نقل از: طبقات الکبری 5/ 24، العقد الفرید 7/ 140. ***.
یغضی حیاء و یغضی من مهابته - فلا یکلم الا حین یبتسم
فرزدق