هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 54 : تصویر هیچ))!

ابن شهر آشوب در کتاب مناقب خویش می نویسد: پادشاه روم نامه ای به معاویه نوشت که در آن سؤالاتی بود از جمله این که معنای لا شی ء چیست؟ معاویه متحیر ماند. عمرو عاص به معاویه گفت: فرمان بده تا اسب خوبی را به میان لشکر علی بن ابی طالب (علیه السلام) بفرستند و بگویند این را می فروشیم. هر گاه بپرسند که به چند می فروشید؟ بگویید به لاشی ء**به قول عربها بلاش)). *** (به قیمت هیچ) در این هنگام مسأله بر تو روشن خواهد شد. معاویه به گفته عمروعاص عمل کرد. خریدار چون قیمت اسب را سؤال کرد، فروشنده گفت: آن را به لاشی ء می فروشم. در این وقت، حضرت علی (علیه السلام) به قنبر فرمودند: بگیر این اسب را. فروشنده گفت: لاشی ء را بده که قیمت این اسب است. حضرت علی (علیه السلام) دست وی را گرفته، به طرف صحرا رونمودند در این حال سرایی به نظر فروشنده آمد حضرت فرمود: این، قیمت اسب توست آن را بگیر. فروشنده گفت: این چگونه می شود؟ حضرت فرمود: مگر این آیه را قرائت نکرده ای که خداوند متعال می فرماید: کسراب بقیعه یحسبه الظمئان مآء حتی اذاجآءه لم یجده شیئاً**نور/ 39***. یعنی: (کسانی که کافر شدند اعمالشان) همچون سرابی است در یک کویر که انسان تشنه از دور آن را آب می پندارد اما هنگامی که به سراغ آن می آید چیزی نمی یابد**ر.ک: قضاوت های حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)/ 134. نقل از: مناقب آل ابی طالب (ابن شهر آشوب) 2/ 383 382. ***.
فیک یا اغلوطه الکون غدا الفکر کلیلاً - انت حیرت ذوی اللب و بلبلت العقولا
کلما اقبل فکری فیک شبراً فرمیلاً - ناکسا عمیآء لا تهدی السبیلا
ابن ابی الحدید)).

حکایت 55 : امام علی (علیه السلام) و ابطال قضاوت شریح

ابن طلحه در کتاب مطالب السئول فی مناقب آل الرسول حدیث کند که: در ایام خلافت حضرت امیر المؤمنین علیه صلوات رب العالمین زنی وفات کرده و از وی شوهر و دو پسر عمو بجای ماند. یکی از آن دو پسر عمو او را از جانب مادر، برادر بود**یعنی یکی از دو پسر عمو، برادر مادری آن زنی بود. ***. شریح قاضی حکم کرد که نصف میراث آن زن را به شوهرش بدهند و نصف دیگر را به آن پسر عمویی که از جانب مادر، برادر بود. و پسر عموی دیگر را از ارث محروم نمودند. چون این خبر به امیر المؤمنین (علیه السلام) رسید، فرمود:ای شریح! این چه قضا بود که راندی؟ عرض کرد: به حکم قرآن، این حکومت کردم و آن پسر عموی که از جانب مادر، بردارد بود به جای دوبرادر گذاردم که یکی از جانب پدر و یکی از جانب مادر بود. امام علی (علیه السلام) فرمود: آیا در کتاب خدا وارد است که بعد از شوهر آنچه به جا می ماند، آن را پسر عمویی که از جانب مادر، برادر است به میراث می برد؟ شریح عرض کرد: در کتاب خدا، چنین وارد نیست. حضرت فرمود: خدای تعالی می فرماید: و ان کان رجل یورث کلاله او امراه وله اخ او اخت فلکل واحد منهما السدس**نساء/ 12، ترجمه: و اگر مردی بود باشد که کلاله (خواهر یا برادر) از او ارث می برد یا زنی که برادر یا خواهر دارد، سهم هر کدام یک ششم است (اگر برادران و خواهران مادری باشند.) *** پس آن حضرت نصف (یک دوم) میراث را به شوهر واگذاشت و آن دو پسر عمو را آن یک که از جانب مادر برادر بود، ثلت (یک سوم) رسیده و آن دیگر را سدس (یک ششم) و مال میراث بدین قسمت به نهایت شد**ر.ک: قضاوت های حضرت امیر المؤمنین/ 121 120 به نقل از: مطالب السئول فی مناقب آل الرسول. (ابن طلحه.) ***.
علیم علی نه قال و مقال است عن فلان - بل علم او چو در یتیم است بی نظیر
ناصر خسرو

حکایت 56 : دیه سقط جنین

شیخ مفید (رحمه الله) در کتاب ارشاد می فرماید: مردی زنی را زد آن زن بر اثر این حادثه، جنین خود را که علقه (خون بسته شده) بود سقط کرد. داوری به نزد حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) بردند. آن حضرت فرمود: دیه آن چهل دینار است و این آیه را (به عنوان شاهد) تلاوت فرمود: ولقد خلقنا الانسان من سلاله من طین ثم جعلناه نطقه فی قرار مکین ثم خلقنا النطقه علقه فخلقنا العلقه مضغه فخلقنا المضغه عظاما فکسونا العظام لحما ثم انشاناه خلقا آخر فتبارک الله احسن الخالقین**مومنون/ 14 12، ترجمه: و ما انسان را از عصاره ای از گل آفریدیم سپس او را نطفه ای در قرارگاه مطمئن (رحم) قرار دادیم سپس نطفه را به صورت علقه (خون بسته) و علقه را به صورت مضغه ( چیزی شبیه گوشت جویده شده) و مضغه را به صورت استخوان هایی در آوردیم و براستخوان ها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینش تازه ای دادیم پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است. ***.
آنگاه فرمود: دیه سقط نطفه بیست دینار و علقه چهل دینار و مضغه شصت دینار است و دیه استخوان پیش از این که خلقتش کامل گردد، هشتاد دینار است و در صورتی که بشری مستوی الخلقه شده باشد پیش از این که روح در آن دمیده شود و بعد از تمامی خلقت بدن، صد دینار است و هرگاه روح در آن دمیده شده باشد، دیه اش هزار دینار است**ر.ک: قضاوت های حضرت امیر المؤمنین/ 134 133 به نقل از: ارشاد مفید. ***.
انت الامام الذی نرجو بطاعته - یوم النجاه من الرحمن غفرانا
اوضحت من دیننا ما کان ملتبساً - جزاک ربک بالاحسان احسانا