هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 50: فتنه را دوست دارم ولی حق را نه!

ابن صباغ مالکی در فصول المهمه می نویسد: مردی را نزد عمر آوردند زیرا او در پاسخ گروهی که از وی پرسیده بودند چگونه صبح کردی گفته بود: صبح کردم درحالی که فتنه را دوست دارم و حق را ناخوشایند دارم و یهود و نصاری را تصدیق می کنم و بدانچه ندیده ام ایمان آورده ام و بدانچه خلق نشده اقرار می کنم! عمر کسی را خدمت امام علی (علیه السلام) فرستاد و چون آن حضرت آمد عمر گفتار آن مرد را برای آن حضرت بازگو کرد.
حضرت علی (علیه السلام) فرمود: راست گفته که فتنه را دوست دارد. خدای تعالی می فرماید: انما اموالکم و اولادکم فتنه**تغابن/ 15، ترجمه: اموال و اولاد شما فتنه و وسیله آزمایش است چنانچه در آیه 28 سوره مبارکه انفال همین مضمون به کار رفته با این تفاوت که به شکل انما اموالکم و... است. نکته: بد نیست بدانیم که کلمه فتنه مجموعاً سی و چهار بار در قرآن کریم به کار رفته است که از این تعداد تقریباً دوازده مورد آن به معنی آزمایش و وسیله امتحان است. ***. و منظور از حق که ناخوشانید اوست، مرگ است که خدای تعالی می فرماید: وجآءت سکره الموت بالحق**ق/ 19 ترجمه: و سرانجام سکرات مرگ حقیقت را می آورد. *** و این که سخن یهود و نصاری را تصدیق می کند در این مورد است که خدای تعالی می فرماید: و قالت الیهود لیست النصاری علی شی ء و قالت النصاری لیست الیهود علی شی ء**بقره/ 113 ترجمه: یهودیان گفتند: مسیحیان هیچ موقعیتی (نزد خدا) ندارند و مسیحیان نیز گفتد: یهودیان هیچ موقعیتی ندارند (و برباطلند.) *** و اما بدانچه ندیده ایمان آورده. مقصودش خداوند عزوجل است که به او ایمان آورده است و بدانچه خلق نشده اقرار می کند منظور او اقرار به قیامت است. عمر گفت: اعوذبالله من معضله لا علی لها پناه می برم به خدا از مشکلی که علی برای حل آن حضور نداشته باشد**ر.ک: علی (علیه السلام) کیست/ 111، به نقل از: فصول المهمه 18. الغدیر 6/ 105 به نقل از: الطرق الحکمیه/ 46. درباره نظیر این حکایت ر.ک: تفسیر نمونه 22/ 266 به نقل از: تفسیر روح البیان 9/ 118. ***.
گفتن بر خورشید که من چشمه نورم دانند بزرگان که سزاوار سها نیست

حکایت 51 : آمار موران

عمار یاسر گوید: من با امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه سلام الله الواهب بودم در بعضی از غزوات (جنگ ها)، به ناگاه به یک وادی رسیدیم، دیدیم مملو از مورچه است. گفتم: یا سیدی! آیا کسی از خلق خداست هست که عدد این مورچه ها را بداند؟ حضرت فرمود: بلی ای عمار. من می شناسم کسی را که می داند عدد آنها را و می شناسد عدد ذکر و انثای نره و ماده آنها را. عرض کردم: یا امیرالمؤمنین! آن شخص کیست؟ فرمود: این آیه را از سوره یس قرائت نکرده ای که: و کل شی ء احصیناه فی امام مبین**یس/ 12، ترجمه: و همه چیز را در کتاب آشکار کننده ای یا قلب امام خلیفه الله برشمرده ایم. *** گفتم: بلی یا امیر المؤمنین قرائت کرده ام. فرمود: انا ذالک الامام المبین من آن امام مبین هستم**ر.ک: قضاوت های حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)/ 319. به نقل از: بحار الانوار (ظاهراً طبع کمپانی) 9/ 467. ***.
سایه پیغمبر ندارد هیچ می دانی چرا - آفتابی چون علی در سایه پیغمبر است

حکایت 52 : مصداق سهم

مردی وصیت کرد که هنگام مرگش یک سهم از اموال او را تصدق کنند پس از مرگ او، ورثه اش اختلاف کردند که مراد از یک سهم چیست؟ داوری به نزد حضرت علی (علیه السلام) بردند حضرت حکم فرمود که باید یک هشتم ما ترک را تصدق دهند و این آیه شریفه را تلاوت فرمود: انما الصدقات للفقرآء و المساکین و العاملین علیها و المؤلفه قلوبهم وفی الرقاب و الغارمین وفی سبیل الله و ابن السبیل**توبه / 60، ترجمه: زکات ها مخصوص فقرا و مساکین و کارکنانی است که برای (جمع آوری) آن زحمت می کشند و کسانی که برای جلب محبتشان اقدام می شود و برای (آزادی) بردگان و (ادای دین) بدهکاران و در راه (تقویت آیین) خدا و واماندگان در راه. *** و فرمود: این اصناف هشت صنف هستند و برای هر یک سهمی است لذا مراد از یک سهم یک هشتم است**ر.ک: قضاوت های حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)/ 131 به نقل از ارشاد مفید و مناقب ابن شهر آشوب، همچنین ر.ک: من لا یحضره الفیه 4/ 152، ح 526، الاستبصار 4/ 134 133، ح 502 و 503. ***.
لو ان**ا نقل و حذف خوانده شود به شکل: لو ان *** المرتضی ابدا محله - لخر الناس طرا سجداً له
کفی فی فضل مولانا علی - وقوع الشک فیه انه الله**لفظ جلاله الله در این گونه موارد به جهت ضرورت شعری، بدون الف مدی قرائت می شود (به شکل اله )همان گونه که در بیت زیر، چنین است:
ما دگر کس نگرفتیم بجای تو ندیم الله الله تو فراموش مکن عهد قدیم
(سعدی) ***
و مات الشافعی لیس یدری - علی ربه ام ربه الله
امام شافعی