هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 47: فرار بی فرار

در جریان جنگ صفین حضرت امام علی علیه صلوات الله القوی برای لشکریان خود خطبه های آتشین و سخنان مهیج می فرمود و به مدلول سخن کز دل بر آید لا جرم بر دل نشیند))، مواعظ و خطابه هایش نیروی ایمان و قدرت مبارزه را در لشکریان وی چندین برابر می کرد زیرا سخنان آن حضرت ملکوتی بود و شنونده را منقلب می کرد.
امام علی (علیه السلام) به سپاهیان خود می فرمود: فرار از جنگ به علت ترس از مرگ نتیجه ندارد و تا اجل کسی حتم و مقدر نشود کشته نخواهد شد و در این باره به قرآن مجید استناد نموده و این آیه را تلاوت می فرمود:
قل لا ینفعکم الفرار ان فررتم من الموت او القتل و اذا لات تمتعون الا قلیلا**احزاب/ 16. *** یعنی: بگو اگر از مرگ یا کشته شدن فرار کنید سودی به حال شما نخواهد داشت و در آن هنگام جز بهره کمی از زندگانی نخواهید گرفت**ر.ک: علی (علیه السلام) کیست/ 171 170، به نقل از: کشف الغمه. ***)).
الیس اول من لی بقبلتهم - و اعرف الناس بالاثار و السنن
و آخر الناس عهداً بالنبی - و من جبریل عون له فی الغسل و الکفن
خزیمه بن ثابت انصاری)).

حکایت 48 : زاهد و پارسا در کلام حضرت مولی (علیه السلام)

حضرت سید الاوصیآء و وارث الأنبیآء امام علی بن ابی طالب علیه صلوات الله الملک الغالب در تعریف زهد و پارسایی چنین می فرماید: زهد و پارسایی به طور کلی بین دو کلمه از قرآن است آنجا که خدای سبحان فرموده: لکیلا تأسوا علی مافاتکم ولا تفرحوا بما آتاکم**حدید/ 23، ترجمه: تا بر آنچه از دست شما رفت حسرت نخورید و به آنچه به شما رسیده شادمان مباشید. *** کسی که برگذشته افسوس نخورد و به آینده شادمان نباشد**شیخ اجل سعدی در گلستان چنین حکایت کند: حکیمی را پرسیدند چندین درخت نامور که خدای عزوجل آفریده است و برومند، هیچ یک را آزاد نخوانده اند مگر سرو را که ثمره ای (میوه ای) ندارد، در این چه حکمت است؟ گفت: هر درختی را ثمره ای معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوش است و این است صفت آزادگان. ر.ک: گلستان سعدی، باب هشتم. ***، همه جوانب زهد را رعایت نموده است**ر.ک: نهج البلاغه، حکمت 439 کلمات قصار. ***.
بر آنچه دارای در دست شادمانه مباش - وز آنچه از کف تو رفت از آن دریغ مخور
ناصر خسرو

حکایت 49 : دوره آبستنی شش ماهه

زنی که شش ماه از ازدواجش گذشته و زایمان کرده بود را به نزد عمر بن الخطاب آوردند. عمر مصمم شد که او را سنگسار (رجم) کند**زیرا عمر خیال می کرد که مدت حمل همیشه باید نه ماه باشد و این زن چون سه ماه زودتر وضع حمل کرده بود، نتیجه گرفته که قبلاً مرتکب فجور شده است. ***. این خبر به گوش ابو الائمه النجبآء حضرت علی (علیه السلام) رسید، حضرت فرمود: بر این زن حدی نیست. عمر کسی را به نزد آن حضرت فرستاد و دلیل این امر را جویا شد. حضرت در پاسخ فرمود: خداوند در قرآن کریم می فرماید: والوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین**بقره 233، ترجمه: مادران فرزندان خود را دو سال تمام شیر می دهند. ***.
و در آیه دیگر می فرماید: و حمله و فصاله ثلاثون شهرا**احقاف/ 15، ترجمه: و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است. *** در نتیجه، شش ماه دوره آبستنی و دو سال هم دوران شیردهی است که مجموعا سی ماه می شود، (پس نتیجه می گیریم که کمترین مدت آبستنی شش ماه است**اصطلاح شش ماهه به دنیا آمدن در زبان فراسی، مشهور است. ***.)
عمر پس از شنیدن کلام و استدلال قرآنی حضرت، آن زن را رها نمود و آن حضرت را تصدیق نموده و گفت: لولا علی لهلک عمر**ظاهراً عمر مضمون این جمله را حدود هفتار بار با عبارتهای مختلف در مناسبتهای گوناگون تکرار نموده است. *** یعنی: اگر علی (علیه السلام) نبود عمر هلاک می شد**ر.ک: علامه امینی، جرعه نوش غدیر/ 220 219 به نقل از: مسند احمد 1/ 190، 195 تفسیر نیشابوری 3/ سوره احقاف، و نیز ر.ک: الغدیر 6/ 93. ***.
هل مثل فتواک اذا قالوا - مجاهره لولا علی هلکنا فی فتاوینا؟!
صاحب بن عباد)).