هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 46 : شاهد

عبد الله بن حارث نقل می کند که: امام علی (علیه السلام) بر منبر فرمود: هیچ کس به حد بلوغ و تکلیف نرسیده است مگر این که خداوند درباره او آیه ای نازل کرده است. مردی که نسبت به آن حضرت بغض و کینه داشت برخاست و گفت: خداوند درباره تو چیزی از قرآن نازل کرده است؟ مردم برخاستند تا او را بزنند. حضرت فرمود: از او دست بدارید، سپس به او فرمود: آیا سوره هود را خوانده ای؟ آن مرد گفت: آری. امام علی (علیه السلام) این آیه را از آن سوره تلاوت کرد که خداوند می فرماید: افمن کان علی بینه من ربه ویتلوه شاهد منه**هود/ 17. در آیه مذکور، خبر حذف شده است یعنی تقدیرش چنین بوده: افمن کان علی بینه من ربه کمن لا بینه له یعنی: آیا کسی که از پروردگار خود بر دلیل روشنی است مانند کسی است که دلیل روشن ندارد؟ *** یعنی: آیا آن کس که دلیل آشکاری از پروردگار خویش دارد و به دنبال آن، شاهدی از سوی او می باشد (همچون کسی است چنین نباشد)؟!
سپس فرمود: آن کسی که بر دلیل روشنی از پروردگار خود بود محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است و گواهی (شاهدی) که همراه اوست من هستم**ر.ک: جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید/ 398 397. برای اطلاع بیشتر در این باره ر.ک: فضائل الخمسه من الصحاح السته 1/ 270. همچنین ر.ک: تفسیر نمونه 9/ 54 به نقل از: تفسیر برهان 2/ 213. ***.
فانت الذی اعطیت اذ انت راکع - فدتک نفوس القوم یا خیر راکع
حسان بن ثابت

حکایت 47: فرار بی فرار

در جریان جنگ صفین حضرت امام علی علیه صلوات الله القوی برای لشکریان خود خطبه های آتشین و سخنان مهیج می فرمود و به مدلول سخن کز دل بر آید لا جرم بر دل نشیند))، مواعظ و خطابه هایش نیروی ایمان و قدرت مبارزه را در لشکریان وی چندین برابر می کرد زیرا سخنان آن حضرت ملکوتی بود و شنونده را منقلب می کرد.
امام علی (علیه السلام) به سپاهیان خود می فرمود: فرار از جنگ به علت ترس از مرگ نتیجه ندارد و تا اجل کسی حتم و مقدر نشود کشته نخواهد شد و در این باره به قرآن مجید استناد نموده و این آیه را تلاوت می فرمود:
قل لا ینفعکم الفرار ان فررتم من الموت او القتل و اذا لات تمتعون الا قلیلا**احزاب/ 16. *** یعنی: بگو اگر از مرگ یا کشته شدن فرار کنید سودی به حال شما نخواهد داشت و در آن هنگام جز بهره کمی از زندگانی نخواهید گرفت**ر.ک: علی (علیه السلام) کیست/ 171 170، به نقل از: کشف الغمه. ***)).
الیس اول من لی بقبلتهم - و اعرف الناس بالاثار و السنن
و آخر الناس عهداً بالنبی - و من جبریل عون له فی الغسل و الکفن
خزیمه بن ثابت انصاری)).

حکایت 48 : زاهد و پارسا در کلام حضرت مولی (علیه السلام)

حضرت سید الاوصیآء و وارث الأنبیآء امام علی بن ابی طالب علیه صلوات الله الملک الغالب در تعریف زهد و پارسایی چنین می فرماید: زهد و پارسایی به طور کلی بین دو کلمه از قرآن است آنجا که خدای سبحان فرموده: لکیلا تأسوا علی مافاتکم ولا تفرحوا بما آتاکم**حدید/ 23، ترجمه: تا بر آنچه از دست شما رفت حسرت نخورید و به آنچه به شما رسیده شادمان مباشید. *** کسی که برگذشته افسوس نخورد و به آینده شادمان نباشد**شیخ اجل سعدی در گلستان چنین حکایت کند: حکیمی را پرسیدند چندین درخت نامور که خدای عزوجل آفریده است و برومند، هیچ یک را آزاد نخوانده اند مگر سرو را که ثمره ای (میوه ای) ندارد، در این چه حکمت است؟ گفت: هر درختی را ثمره ای معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوش است و این است صفت آزادگان. ر.ک: گلستان سعدی، باب هشتم. ***، همه جوانب زهد را رعایت نموده است**ر.ک: نهج البلاغه، حکمت 439 کلمات قصار. ***.
بر آنچه دارای در دست شادمانه مباش - وز آنچه از کف تو رفت از آن دریغ مخور
ناصر خسرو