هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 34 : اهل بیت در آیه تطهیر

پس از نزول آیه مبارکه تطهیر**آیه 33 سوره مبارکه احزاب ***، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در قول و عمل و در موارد و مناسبت های مختلف، مصادیق حقیقی آیه شریفه را معین فرمود و به همگان نشان داد که اهل بیت فقط و فقط اصحاب کسا (پنج تن آل عبا) هستند و بس**برخی از اقوال (یا اقاویل) دیگر از این قرار است: الف: تنها زنان پیامبر.ب: اصحاب کساء و همسران پیامبر. ج: تنها پیامبر. د: تنها بنی هاشم (و شامل زنان نمی شود) ه: هر کس که با پیامبر پیوند نسبی یا سببی دارد، و: زنان و تمامی بنی هاشم که صدقه بر آنان حرام شده است ز: اصحاب کساء و زنان پیامبر و پدران همسران پیامبر... ***. روایت نموده اند که ماه های متمادی هر گاه که پیامبر برای نماز بیرون می رفت به در خانه فاطمه (علیها السلام) می آمد و می فرمود: الصلاه یا اهل بیت انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا**احزاب/ 33، ترجمه: خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد: الصلاه یا اهل البیت یعنی: نماز را به پای دارید ای اهل بیت. ***. مورخان این مدت را از چهل روز تا نوزده ماه برشمرده اند. هر چند روایات فراوانی این امر را تأیید کرده**ر.ک: اهل بیت در آیه تطهیر 11، 29، به نقل از: جامع البیان 22/ 5. ***، گروهی از عالمان، مدعی اجماع مفسران و نقل جمهور دانشمندان اهل سنت شده و آن را متواتر و افزون از شمارش دانسته اند. با این همه برخی از افراد جاهل با چنگ زدن به پندارهای واهی به مخالفت برخاسته و تلاش بیهوده کرده اند تا مگر بتوانند اذهان مردمان را در این باره دچار شک و تردید نمایند. گویند: هنوز چیزی از رحلت جانگداز رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نگذشه بود که عکرمه خارجی در بازارهای مدینه جار می زد که حاضر است در بیان مصداق اهل بیت با هر کس که بخواهد مباهله کند و بگوید که همسران پیامبر اهل بیت او و مصادیق آیه تطهیرند. این همه تلاش و کوشش در جهت دگرگون کردن حقیقت برای آن بود که اهل بیت دنیایی از مفاهیم و معانی اصیل و ارزشمند را در خود داشت و از بان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عدل و همتای قرآن نامیده شده بود. آنان می خواستند باگسترده کردن دایره شمول اهل بیت، مردم مسلمان را از مصادیق حقیقی اهل بیت دور سازند و در جهان به خواب رفته و فاصله گرفته از این ستارگان درخشان آسمان اسلام، به مقاصد زشت خود نایل آیند**ر.ک: اهل بیت در آیه تطهیر 11، 12، 20. ***.
یا آل بیت رسول الله حبکم - فرض من الله فی القرآن انزله
کفاکم من عظیم الفخر انکم - من لم یصل علیکم لا صلاه له
امام شافعی
ان عد اله التقی کانوا ائمتهم - اوقیل من خیر اهل الارض قیل هم
فرزدق

حکایت 35 : دلهای بی کینه

آورده اند که: شخصی در مسجد بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) وارد شد و پیامبر قصه عقد اخوت بین یارانش را گوشزد می کرد تا رسید به اینجا که فرمود:ای علی! قسم به کسی که مرا به حق، برانگیخت، تو در بهشت در قصر با من و با دخترم فاطمه (علیها السلام) هستی.ای علی! تو برادر و رفیق من هستی. سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) این آیه شریفه را تلاوت فرمود: و نزعنا ما فی صدور هم من غل اخوانا علی سرر متقابلین**حجره/ 47، ترجمه: هرگونه غل ( حسد و کینه و دشمنی) را از سینه آنها بر می کنیم (و روحشان را پاک می سازیم) در حالی که همه برادرند و برتخت ها روبه روی یکدیگر قرار دارند. ر.ک: محبوبه جاویدان/ 77، به نقل از: الفضائل (احمد بن حنبل)/ 106. ***.
فاز کلب بحب اصحاب کهف - کیف اشقی بحب آل نبی

حکایت 36 : فدک، ذوالفقار فاطمه (علیها السلام)

پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی که ابوبکر برمسند خلافت نشست باغ فدک را که از آن پیامبر بود و به حضرت فاطمه (علیها السلام) می رسید، ضبط نمود.
امام علی به فاطمه (علیهم السلام) فرمود: نزد ابوبکر برو و ارث خودت را از او بگیر. فاطمه (علیها السلام) نزد ابوبکر آمد و فرمود: ارثی را که از ناحیه پدرم رسول خدا به من رسیده به من بازگردان.
ابوبکر گفت: پیامبران ارث نمی گذارند!.
فاطمه (علیها السلام) فرمود: آیا سلیمان از پدرش داوود ارث نبرد؟**چنان که در قرآن کریم آمده: وورث سلیمان داوود نمل/ 16. ترجمه: سلیمان از داود ارث برد.*** ابوبکر خشمگین شد و گفت: پیامبر ارث نمی گذارد!

فاطمه (علیها السلام) فرمود: آیا زکریا به خدا عرض نکرد که: فهب لی من لدنک ولیاً یرثنی ویرث من آل یعقوب**مریم/ 6 5، ترجمه: تو از نزد خود جانشینی به من ببخش که وارث من و دودمان یعقوب باشد. ***؟
ابوبکر باز همان سخنان قبی خود را تکرار کرد که پیامبر ارث نمی گذارد فاطمه (علیها السلام) فرمود: آیا خداوند در قرآن مجید نفرموده است که: یوصیکم الله فی اولادکم للذکر مثل حظ الانثیین**نساء / 11، ترجمه: خداوند درباره فرزندانتان به شما سفارش می کند که سهم (میراث) پسر به اندازه دو دختر باشد. درباره مشابه این آیه ر.ک: نساء / 176. ***؟
ابوبکر باز همان جواب اول را تکرار کرد و گفت: پیامبر از خود ارث نمی گذارد. بدین ترتیب فاطمه (علیها السلام) با استدلال قرآنی، حق ارث خود را ثابت نمود ولی جواب مثبت دریافت ننمود**ر.ک: داستان های صاحبدلان 1/ 33، به نقل از: کشف الغمه 2/ 37. ***.
مهر رخش به خلوت دل کرد تا نزول - شد برطرف غبار غم از خاطر ملول
لشکر کشیده عشق به تسخیر ملک دل - آن سان که گشت مایه حیرانی عقول
ناصح نصیحت من بی دل کند ولی - بی دل گمان مدار نصیحت کند قبول
بیهوده چند پند زعشقم دهد فقیه - من گوش استماع ندارم لمن تقول
ما درس غم به مدرس عشق تو خوانده ایم - طلاب عشق را چه ثمر فقه یا اصول
شمس الهدایه عصمت کبری که گرکشد - برقع زچهره روی دهد مهر را افول
این رتبه بین که گاه نکاحش خدا به عرش - هم بوده است جانب ایجاب و هم قبول چشم امید نیست به هیچ آستان مرا الا به آستانه فرخنده بتول
ای حور گل مپاش که خیر النسا کند - با پهلوی شکسته به دارالجنان نزول
غافل مازندرانی