هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 29 : منم منم، ممنوع

مرحوم سید نعمت الله جزایری صاحب کتاب زهرالربیع می گوید که در حدیث چون آمده است: شخصی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه شرفیابی به محضر ایشان را درخواست نمود. رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: تو کیستی ای مرد که آن مرد گفت: منم ای رسول خدا. حضرت رسول ناراحت و عصبانی شده و چندبار فرمودند: من، من، من... آیا برای مخلوق شایسته و سزاوار است که بگوید من)). وقتی که آن مرد به حضور مبارک حضرت رسول رسید و نشانه های غضب را بر صورت مبارک ایشان دید گفت: به خدا پناه می برم از خشم خداوند و خشم رسولش. یا رسول الله چرا غضبناک شده اید؟ حضرت فرمودند: آیا می دانی که گفتن این لفظ (من) برای مخلوقین و آفریدگان شایسته و سزاوار نیست. آیا نمی دانی که چون که گفت: انا خیر منه**اعراف/ 12، ص /76، ترجمه: من (ابلیس) از او (آدم) بهترم. *** ملعون و مطرود شد؟ آن مرد عرض کرد: یا رسول الله من از خدای خویش به خاطر آنچه که گفتم مغفرت می طلبم و دیگر هرگز آن را تکرار نمی کنم**ر.ک: زهرالربیع /16. ***.
نردبان خلق این ما و منی است - عاقبت زین نردبان افتادنی است
هر که بالاتر رود ابله تر است - کاستخوان او بتر خواهد شکست

حکایت 30 : آن ابر سیه که فیض می بارد از اوی

معاذ بن جبل گوید: در جنگ تبوک، بر اثر گرمای شدید مردم، هر یک به گوشه ای می رفتند. من که در کنار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بودم به حضرتش نزدیک تر شدم و عرضه داشتم: ای رسول خدا! مرا به کاری راهنمایی فرما که به بهشتم رساند و از دوزخم وارهاند فرمود: از چیزی بزرگ پرسیدی ولی در عین حال اگر خدا بخواهد هر دشواری را آسان خواهد کرد.ای معاذ! خدای را بپرست و هیچ چیز را شریک او قرار مده، نماز را به پای دار و زکات واجب خود بپرداز و ماه رمضان، روزه بدار اینک اگر بخواهی، از ابواب خیر به تو خبر خواهم داد. عرضه داشتم: آری،ای پیامبر خدا، آنگاه فرمود: روزه سپر بازدارنده از آتش دوزخ است و صدقه، معاصی را فرو می پوشد و شب زنده داری مرد در عبادت پروردگار، موجب رضایت حضرت حق است سپس حضرت این آیه شریفه را تلاوت فرمودند: تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفاً و طمعاً و مما رزقناهم ینفقون**سجده/ 16. *** یعنی: (مؤمنان) پهلوهایشان از بسترها در دل شب دور می شود و (به پا می خیزند و رو به درگاه خدا می آورند) و پروردگار خود را با بیم و امید می خوانند و از آنچه به آنان روزی داده ایم انفاق می کنند**ر.ک: نشان از بی نشان ها 425. ***)).
شب ها تو چو شمع کن به بیداری خوی - تا شاهد امید نماید به تو روی
غافل منشین که نیست غیر از شب تار - آن ابر سیه که فیض می بارد از اوی

حکایت 31 : گناهان پاییزی

ابوعثمان می گوید: من و سلمان علیه رضوان الله الحنان در زیر درختی نشسته بودیم، سلمان شاخه درختی را که برگ هایش خشک شده بود، جنبانید و در نتیجه همه برگ ها بر زمین ریخت. آنگاه سلمان به من گفت: ای ابوعثمان! از من نمی پرسی که چرا چنین کردم؟ گفتم: سبب این کار چه بود؟ سلمان گفت: با پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در زیر این درخت نشسته بودیم آن حضرت شاخه ای را که برگ هایش خشکیده بود، تکان داد و همه برگ ها برزمین ریخت سپس به من فرمود: ای سلمان! از من نمی پرسی که چرا چنین کردم؟ عرض کردم: یا رسول الله! سبب چه بود؟ پیامبر فرمود: مؤمن چون بر آن وجهی که دستور رسیده، وضو بگیرد و پس از آن نمازهای پنج گانه شبانه روزی را به جای آورد، گناهان او می ریزند همچون این برگ ها که از این درخت فروریخت. آن گاه حضرت این آیه شریفه را تلاوت فرمود: واقم الصلاه طرفی النهار و زلفا من اللیل ان الحسنات یذهبن السیئات**هود/ 114. *** یعنی: در دو طرف روز و اوایل شب نماز را برپا دار چرا که حسنات، سیئات (و آثار آنها) را از بین می برند**ر.ک: سرگذشتهای تلخ و شیرین قرآن 4/ 163- 162 به نقل از: منهج الصادقین 4/ 462، تفسیر نمونه 9/ 268 به نقل از: مجمع البیان. ***.
بلغ العلی بکماله - کشف الدجی بجماله
حسنت جمیع خصاله - صلوا علیه و آله
سعدی