هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 28 : درختان سدر بهشتی

ابی امامه گوید: اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می گفتند: خداوند به وسیله بادیه نشین ها و سؤالهای آنان ما را بهره مند می سازد (سپس داستان زیر را نقل کرد:) روزی بادیه نشینی به حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: خداوند در قرآن سخن از درختی در بهشت به میان آورده که آزار دهنده است و به نظر من نباید در بهشت درختی باشد که به صاحبش آزار برساند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آن درخت چیست؟ گفت: درخت سدر. زیرا این درخت دارای خار است و بدین جهت آزار دهنده است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا نمی دانی که خداوند می فرماید: فی سدر مخضود**واقعه / 28، ترجمه: آنها (اصحاب یمین) در سایه درختان سدر بی خار قرار دارند)). *** یعنی: درخت سدری که خار ندارد)). خداوند خارهای آن را قطع می کند و به جای هر خار میوه ای قرار می دهد که هفتاد و دو ماده غذایی دارد و هیچ یک از رنگ های آن شبیه دیگری نیست**ر.ک: داستان ها و پندها 7 /98- 97 به نقل از: الدر المنثور 6/ 156، روح المعانی 27/ 120، تفسیر نمونه 23/ 220 نکته: نخستین موهبتی که برای اصحاب الیمین ذکر شده این است که آنان در سایه درختان سدر بی خار قرار خواهند گرفت. در حقیقت این رساترین توصیفی است که برای درختان بهشتی در قالب الفاظ دنیوی ما امکان پذیر است زیرا سدر به گفته برخی از لغت شناسان درختی است تناور که بلندیش گاهی به چهل متر می رسد و می گویند تا دو هزار سال عمر می کند و سایه بسیار سنگین و لطیفی دارد تنها عیب این درخت این است که خاردار است ولی با توصیف به مخضود (از ماده خضد بروزن مجد به معنی بریدن و گرفتن خار) این مشکل نیز در درختان سدر بهشتی حل شده است. ر.ک: تفسیر نمونه 23/220. ***.
یک ذره آفتاب نماند به روی تو - این روشن است بر همه عالم چو آفتاب

حکایت 29 : منم منم، ممنوع

مرحوم سید نعمت الله جزایری صاحب کتاب زهرالربیع می گوید که در حدیث چون آمده است: شخصی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه شرفیابی به محضر ایشان را درخواست نمود. رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: تو کیستی ای مرد که آن مرد گفت: منم ای رسول خدا. حضرت رسول ناراحت و عصبانی شده و چندبار فرمودند: من، من، من... آیا برای مخلوق شایسته و سزاوار است که بگوید من)). وقتی که آن مرد به حضور مبارک حضرت رسول رسید و نشانه های غضب را بر صورت مبارک ایشان دید گفت: به خدا پناه می برم از خشم خداوند و خشم رسولش. یا رسول الله چرا غضبناک شده اید؟ حضرت فرمودند: آیا می دانی که گفتن این لفظ (من) برای مخلوقین و آفریدگان شایسته و سزاوار نیست. آیا نمی دانی که چون که گفت: انا خیر منه**اعراف/ 12، ص /76، ترجمه: من (ابلیس) از او (آدم) بهترم. *** ملعون و مطرود شد؟ آن مرد عرض کرد: یا رسول الله من از خدای خویش به خاطر آنچه که گفتم مغفرت می طلبم و دیگر هرگز آن را تکرار نمی کنم**ر.ک: زهرالربیع /16. ***.
نردبان خلق این ما و منی است - عاقبت زین نردبان افتادنی است
هر که بالاتر رود ابله تر است - کاستخوان او بتر خواهد شکست

حکایت 30 : آن ابر سیه که فیض می بارد از اوی

معاذ بن جبل گوید: در جنگ تبوک، بر اثر گرمای شدید مردم، هر یک به گوشه ای می رفتند. من که در کنار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بودم به حضرتش نزدیک تر شدم و عرضه داشتم: ای رسول خدا! مرا به کاری راهنمایی فرما که به بهشتم رساند و از دوزخم وارهاند فرمود: از چیزی بزرگ پرسیدی ولی در عین حال اگر خدا بخواهد هر دشواری را آسان خواهد کرد.ای معاذ! خدای را بپرست و هیچ چیز را شریک او قرار مده، نماز را به پای دار و زکات واجب خود بپرداز و ماه رمضان، روزه بدار اینک اگر بخواهی، از ابواب خیر به تو خبر خواهم داد. عرضه داشتم: آری،ای پیامبر خدا، آنگاه فرمود: روزه سپر بازدارنده از آتش دوزخ است و صدقه، معاصی را فرو می پوشد و شب زنده داری مرد در عبادت پروردگار، موجب رضایت حضرت حق است سپس حضرت این آیه شریفه را تلاوت فرمودند: تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفاً و طمعاً و مما رزقناهم ینفقون**سجده/ 16. *** یعنی: (مؤمنان) پهلوهایشان از بسترها در دل شب دور می شود و (به پا می خیزند و رو به درگاه خدا می آورند) و پروردگار خود را با بیم و امید می خوانند و از آنچه به آنان روزی داده ایم انفاق می کنند**ر.ک: نشان از بی نشان ها 425. ***)).
شب ها تو چو شمع کن به بیداری خوی - تا شاهد امید نماید به تو روی
غافل منشین که نیست غیر از شب تار - آن ابر سیه که فیض می بارد از اوی