هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 26 : پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و کودک بیمار

سدید الدین محمد عوفی در کتب جوامع الحکایات ولوامع الروایات می نویسد: عبد الله جابر روایت می کند که: در سفری از اسفار به خدمت سید ابرابر (علیه السلام) می رفتم، زنی پیش سید آمد و کودکی خرد در کنار گرفته بود، پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) او را بستد و پیش خود برزین کوهه نشاند و معوذتین (سوره فلق و ناس) بخواند و بر او دمید و گفت: دور شو ای دشمن خدای از او که من رسول خدایم و به مادرش باز داد چون مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) از آن سفر بازگشت و بدان جا رسید، همان زن پیش آمد و دو گوسفند هدیه آورد و گفت: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)! به برکت لفظ مبارک تو، پسر من صحت یافت. پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) او را جوابی به خوبی بگفت و یک گوسفند قبول کرد و او را در مقابله آن صلتی داد و بفرمود، از آن گوسفند، طعام ساختند، چون حاضر آوردند از آن تناول نکرد و هیچ نخورد. و بر لفظ مبارک راند که لا نرید منکم جزآء و لا شکورا**انسان / 9. *** یعنی: من به نیکویی مکافات نطلبم و احسان به مجازات نجویم**یعنی: احسان من به جهت دریافت پاداش نیست)). ر.ک: جوامع الحکایات ولوامع الروایات / 43. ***.
ماه فرو ماند از جمال محمد - سرو نباشد باعتدال محمد
قدر فلک را کمال و منزلتی نیست - در نظر قدر با کمال محمد
وعده دیدار هر کسی به قیامت - لیله اسری شب وصال محمد
آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی - آمده مجموع در ظلال محمد
عرصه گیتی مجال همت او نیست - روز قیامت نگر مجال محمد
و آنهمه پیرایه بسته جنت فردوس - بو که قبولش کند بلال محمد
همچو زمین خواهد آسمان که بیفتد - تا بدهد بوسه بر نعال محمد
شمس و قمر در زمین حشر نتابد - نور نتباد مگر جمال محمد
شاید اگر آفتاب و ماه نتابد - پیش دو ابروی چون هلال محمد
چشم مرا تا بخواب دید جمالش - خواب نمی گیرد از خیال محمد
سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی - عشق محمد بس است و آل محمد

حکایت 27 : پاداش یکسان

در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بنا شد که مسلمانان برای انجام امری خیر، کمک مالی کنند. یکی از افراد که صد اوقیه ( حدود 213 گرم) ثروت (طلا و نقره) داشت یک دهم آن را به حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آورد و تقدیم کرد. شخصی دیگر که سرمایه اش صد دینار بود، ده دینار به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) داد و شخصی که سرمایه اش ده دنیار بود یک دینار آن را برای انجام کار خیر به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) داد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به این سه نفر فرمود: انتم فی الاجر سوآء شما هر سه نفر در پاداش، مساوی هستید**به این دلیل که هر سه نفر، یک دهم از سرمایه خود را اننفاق کرده بودند. ***)). سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) این آیه شریفه را (در تأیید سخنش) تلاوت فرمود: لینفق ذو سعه من سعته و من قدر علیه رزقه فلینفق مما آتاه الله لا یکلف الله نفساً الا ما آتاها سیجعل الله بعد عسر یسرا**طلاق، 7. ***یعنی: آنان که امکانات وسیعی دارند باید از امکانات وسیع خود انفاق کنند و آنها که تنگدست هستند از آنچه که خدا به آنها داده انفاق نمایند خداوند هیچ کس را جز به مقدار توانایی که به او داده تکلیف نمی کند خداوند به زودی بعد از سختی ها آسانی قرار می دهد**ر.ک: داستان ها و پندها 9 / 95 94 به نقل از: الدر المنثور 6 / 237. ***)).

حکایت 28 : درختان سدر بهشتی

ابی امامه گوید: اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می گفتند: خداوند به وسیله بادیه نشین ها و سؤالهای آنان ما را بهره مند می سازد (سپس داستان زیر را نقل کرد:) روزی بادیه نشینی به حضور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و عرض کرد: خداوند در قرآن سخن از درختی در بهشت به میان آورده که آزار دهنده است و به نظر من نباید در بهشت درختی باشد که به صاحبش آزار برساند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آن درخت چیست؟ گفت: درخت سدر. زیرا این درخت دارای خار است و بدین جهت آزار دهنده است. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا نمی دانی که خداوند می فرماید: فی سدر مخضود**واقعه / 28، ترجمه: آنها (اصحاب یمین) در سایه درختان سدر بی خار قرار دارند)). *** یعنی: درخت سدری که خار ندارد)). خداوند خارهای آن را قطع می کند و به جای هر خار میوه ای قرار می دهد که هفتاد و دو ماده غذایی دارد و هیچ یک از رنگ های آن شبیه دیگری نیست**ر.ک: داستان ها و پندها 7 /98- 97 به نقل از: الدر المنثور 6/ 156، روح المعانی 27/ 120، تفسیر نمونه 23/ 220 نکته: نخستین موهبتی که برای اصحاب الیمین ذکر شده این است که آنان در سایه درختان سدر بی خار قرار خواهند گرفت. در حقیقت این رساترین توصیفی است که برای درختان بهشتی در قالب الفاظ دنیوی ما امکان پذیر است زیرا سدر به گفته برخی از لغت شناسان درختی است تناور که بلندیش گاهی به چهل متر می رسد و می گویند تا دو هزار سال عمر می کند و سایه بسیار سنگین و لطیفی دارد تنها عیب این درخت این است که خاردار است ولی با توصیف به مخضود (از ماده خضد بروزن مجد به معنی بریدن و گرفتن خار) این مشکل نیز در درختان سدر بهشتی حل شده است. ر.ک: تفسیر نمونه 23/220. ***.
یک ذره آفتاب نماند به روی تو - این روشن است بر همه عالم چو آفتاب