هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 11 : کلید در گنج حکیم

از حضرت علامه حسن زاده آملی منقول است که فرمودند: عالم جلیل سید جلیل فرزند محسن (1176 1256 ق) از احفاد و نوه های امام زین العابدین علی بن الحسین (علیهم السلام) که مقبره اش در شهر خوی زیارتگاه عموم است در یکی از شب ها جد بزرگوارش حضرت علی امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلین را در عالم خواب دید و به آن حضرت از کندفهمی خود گلایه و شکایت نمود.
حضرت امیر علیه صلوات الله البصیر به وی فرمودند: بسم الله الرحمن الرحیم)).
پس از این که بسم الله از مقام ولایت به وی تلقین شد و از خواب برخاست می دانست آنچه را که باید بداند**ر.ک: داستان هایی از بسم الله الرحمن الرحیم، 2، 17 به نقل از: 320 معجزه از علی (علیه السلام)، 232. ***.
بسم الله الرحمن الرحیم - هست کلید در گنج حکیم
نظامی گنجوی)).

حکایت 12 : گفتگوی شیطان چاق با شیطان لاغر

شیطانی چاق روزی با شیطانی لاغر برخورد نمود شیطان چاق از شیطان لاغر پرسید: عزیزم! چرا تو چنین لاغر و ضعیف شده ای؟ شیطان لاغر در پاسخ گفت: من بر شخصی مسلط و مأمور گمراه کردن او هستم ولی او در اول هر کاری از قبیل خوردن، آشامیدن و موارد دیگر زبانش به ذکر بسم الله گویا است بدین جهت از نفوذ در او و شرکت نمون در کارهایش محروم هستم و همین سبب لاغری من است. حال توای عزیز بگو بدانم چرا چاق شده ای؟ شیطان چاق پاسخ داد: چاقی من به خاطر آن است که شاد هستم زیرا برشخصی غافل و بی خبر و بی تفاوت مسلط شده ام که در هیچ کاری بسم الله نمی گوید مثلاً به هنگام ورود و خروج و خوردن و آشامیدن و سایر موارد، او در هرکاری آنچنان غافل و سرگرم است که اصلاً به یاد خدا نیست و همین سبب چاقی من است**ر.ک: استان هایی از بسم الله الرحمن الرحیم، 1، 96. ***.

حکایت 13 : مثنوی هفتاد من کاغذ شود

از کتاب مشارق الانوار روایت نموده اند که ابن عباس گفت: شبی از اول شب تا هنگام طلوع سپیده دم، امیر المؤمنین علی (علیه السلام) در شرح باء بسمله سخن فرمودند و از حرف باء به حرف سین تجاوز ننمودند. و فرمودند: لو شئت لاوقرت اربعین بعیراً من شرح بسم الله اگر بخواهم آنقدر از شرح بسم الله بیان کنم که چهل شتر از نوشته آن بار شود**ر.ک: داستان هایی از بسم الله الرحمن 1، 70، به نقل از: نفایس الاخبار، 43. ***.
کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست - که تر کنم سرانگشت و صفحه بشمارم