هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 6 : نقشه ای شیطانی!

نقل است که: نقالی ( قصه گویی) خطاب به مردم چنین می گفت: ایها الناس! هر گاه کسی هنگام خوردن و آشامیدن بسم الله بگوید، شیطان به او نزدیک نگشته و در خوردن و آشامیدن با او شریک نمی شود. حال، من برای شیطان نقشه ای کشیده ام پیشنهاد من این است که: ابتدا بدون این که بسم الله بگویید نان خشک و شور بخورید تا شیطان نیز با شما در خوردن شریک شود سپس بسم الله گفته و آب بنوشید تا شیطان نتواند با شما در آشامیدن آب شریک شود تا بدین وسیله آن ملعون را از تشنگی هلاک سازید**ر.ک: اخبار الحمقی و المغفلین/134. محاضرات الادبآء 2/630. ***.

حکایت 7 : برات آزادی از دوزخ

روایت نموده اند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روزی از قبرستان گذر می نمودند نزدیک قبری رسیدند به اصحاب خویش فرمودند: عجله کنید و بگذرید اصحاب تعجیل کردند و از آنجا گذشتند و در وقت مراجعت چون به قبرستان و آن قبر رسیدند خواستند زود بگذرند حضرت فرمودند: عجله نکنید.
اصحاب عرض کردند: یا رسول الله! چرا در وقت رفتن امر به عجله کردن فرمودید حضرت فرمودند: صاحب این قبر را عذاب می کردند و من طاقت شنیدن ناله و فریاد او را نداشتم اکنون خدای تعالی رحمتش را شامل حال او کرد، گفتند: یا رسول الله! سبب عذاب و رحمت به او چه بود؟
حضرت فرمودند: این مرد، مرد فاسقی بود که به سبب فسقش تا این ساعت در اینجا معذب بود کودکی از وی باقی مانده بود در این وقت او را به مکتب بردند و معلم به این فرزند بسم الله الرحمن الرحیم را تعلیم نمود و کودک آن را بر زبان جاری نمود، در این هنگام به فرشتگان عذاب خطاب رسید که دست از این بنده فاسق بردارید و او را عذاب نکنید روا نباشد که پدر را عذاب کنیم در حالی که پسرش به یاد ما باشد**ر.ک: داستان هایی از بسم الله الرحمن الرحیم 2/86 85 به نقل از: تفسیر متهج الصادقین /32. ***.

حکایت 8 : از هیبت بسمله قلم منشق شد

روایت شده که جابر بن عبد الله انصاری از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پرسید: یا رسول الله! اولین مخلوق عالم برای بر آورده شدن حاجت چه بوده است؟
حضرت رسول فرمودند: اول چیزی که خداوند عالمیان خلق نمود نور من بود و آن نور را به ده جزء تقسیم نمود و از جزء اول آن عرش عظیم را آفرید و عرش را چهارصد هزار رکن مقرر فرمود که از رکنی تا رکن دیگر چهارصد سال راه است و از جزء دوم آن نور، قلم را آفرید. حضرت حق به قلم فرمود: بنویس.
قلم گفت: چه بنویسم؟
حضرت حق فرمود: هر امری را که تا قیامت با مخلوقات خواهد بود.
قلم گفت: به کدام کلام ابتدا کنم؟
خداوند فرمود: بنویس بسم الله الرحمن الرحیم)).
چون قلم بسم الله نوشت از هیبت بسم الله الرحمن الرحیم قلم منشق (شکافته) شد و چندین سال، قلم سرشکافته برلوح ماند**ر.ک: داستان هایی از بسم الله الرحمن الرحیم 1/73 72، به نقل از: خواص الآیات /3. ***.