هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 2 : بهترین سرآغاز

ورد بن زید گوید: به امام باقر علیه صلوات الله الغافر عرض کردم: یاابن رسول الله! حدیثی بفرمایید و آن را برای من املا کنید تا بنویسم. حضرت فرمود: حفظتان کجاست ای اهل کوفه؟! عرض کردم: می خواهم آن را بنویسم تا کسی نتواند بر من اشکال نماید. سپس از آن حضرت پرسیدم: نظر مبارکتان درباره حیوانی که شخص مجوسی بسم الله گفته و آن را ذبح نموده، چیست؟ حضرت فرمود: می توانی از آن بخوری و حلال است. پرسیدم: درباره حیوانی که شخصی مسلمان آن را ذبح نموده ولی بسم الله نگفته، چه می فرمایید؟ حضرت فرمود: نمی توانی از آن بخوری (و حرام است)، زیرا خدای تعالی می فرماید: فکلوا مما ذکر اسم الله علیه**انعام /118. *** یعنی: از (گوشت) آنچه نام خدا (هنگام سربریدن) بر آن گفت شده بخورید)).
و در آیه ای دیگر فرموده: ولا تأکلوا ممالم یذکر اسم الله علیه**انعام /121. *** یعنی: و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخورید**ر.ک: من لا یحضره الفقیه 3/210 باب الصید و الذبائح، ح 63. ***)).
ای نام تو بهترین سرآغاز- بی نام تو نامه کی کنم باز

حکایت 3: نقطه باء بسم الله

حضرت آیت الله علامه حسن زاده آملی چنین می فرماید: از ولی الله اعظم حضرت وصی امام امیر المؤمنین علی 7 روایت شده است که فرموده اند: اسرار کلام الله فی القرآن و اسرار القرآن فی الفاتحه و اسرار الفاتحه فی بسم الله الرحمن الرحیم و اسرار بسم الله الرحمن الرحیم فی باء بسم الله الرحمن الرحیم و اسرار الباء فی النقطه التی تحت الباء و انا النقطه التی تحت الباء**ترجمه: اسرار کلام الهی در قرآن جمع شده است و اسرار قرآن در سوره حمد گرد آمده و اسرار سوره حمد در آیه بسم الله الرحمن الرحیم فراهم آمده و اسرار بسم الله الرحمن الرحیم در حرف باء بسم الله الرحمن الرحیم مجتمع گشته و اسرار حرف باء در نقطه این حرف جمع گردیده است و من همان نقطه زیرین حرف باء هستم. درباره شرح روایت مذکور ر.ک: مفاتیح الغیب (ملا صدرا)/24 21، الفاتحه الرابعه. ***)).
حدیث را علامه محمود دهدار عیانی در اول مفاتیح المغالیق که ام الکتاب کتب مؤلفه آن جناب در رشته های ارثماطیقی است، نقل کرده است و در مؤلفات دیگران نیز روایت شده است و مصادر نقل آن بسیار است**ر.ک: فصلنامه بینات شماره 20/18 مقاله ای از استاد حسن زاده آملی با عنوان روح و ریحان و جنت نعیم تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم. ***.

حکایت 4 : مرد منافق و اعجاز بسم الله

گویند: مردی بود منافق اما زنی مؤمن و متدین داشت این زن تمام کارهایش را با بسم الله آغاز می کرد. شوهرش از توسل جستن او به این نام مبارک بسیار غضبناک می شد و سعی می کرد که او را از این عادت منصرف کند روزی کیسه ای پر از طلا به زن داد تا آن را به عنوان امانت نگه دارد زن آن را گرفت و با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در پارچه ای پیچید و با بسم الله آن را در گوشه ای از خانه پنهان کرد، شوهرش مخفیانه آن طلا را دزدید و به دریا انداخت تا همسرش را محکوم و خجالت زده کند و بسم الله را بی ارزش جلوه دهد سپس به مغازه خود برگشت در بین روز صیادی دو ماهی را برای فروش آورد آن مرد ماهی ها را خرید و به منزل فرستاد تا زنش آن را برای نهار آماده سازد.
زن وقتی شکم یکی از آن دو ماهی را پاره کرد ناگهان دید همان کیسه طلا که پنهان کرد بود درون شکم یکی از ماهی هاست آن را برداشت و با گفتن بسم الله در مکان اول خود گذاشت شوهر به خانه برگشت و کیسه زر را از زن طلب کرد زن مؤمنه فوراً با گفتن بسم الله از جای برخاست و کیسه زر را آورد شوهرش خیلی تعجب کرد و سجده شکر الهی را بجا آورد و از جمله مؤمنین و متقین گردید**ر.ک: روایت های و حکایت ها / 213 212، به نقل از: خزینه الجواهر فی زینه المنابر/ 612. ***.
ماییم و نوای بی نوایی - بسم الله اگر حریف مایی
نظامی گنجوی)).