هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

پیشگفتار

روزی به هنگام مطالعه برخی از کتابها و جستجو در عناوین آنها نام کتابی توجه ام را به خود جلب نمود نامش این بود هزار و یک حکایت تاریخی**نوشته جناب محمود حکیمی. ***)). پس از دیدن عنوان مذکور با خود اندیشیده و گفتم چرا باید درباره موضوعات مختلف کتاب هایی با عنوان هزار و یک... تألیف شده باشد**به عنوان نمونه: الف؛ هزار و یک نکته (حسن زاده آملی) ب: هزار و یک کلمه (حسن زاده آملی) ج: هزار و یک نکته درباره نماز (حسین دیلمی)د: هزار و یک سخن در امثال و نصایح و حکم (امین امیر قلی) ه: هزار و یک پاسخ به پرسشهای روان شناسی کودک (ریوو آر، ژان مترجم: ید الله همایون فر) و: هزار و یک شب و... ***. بجز موضوع حکایت و قصه های مربوط به قرآن مجید؟! چه خوب و پسندیده بود اگر درباره حکایت های قرآنی نیز مجموعه ای مستقل و غنی تألیف می شد. در پی این فکر تصمیم گرفتم تا بدین اندیشه جامه عمل پوشانده و خود را از دغدغه فکری آن برهانم از این رو دست به کار شده و مجموعه ای غنی از حکایت های پیرامونی قرآنی مجید، فراهم آورده و نام آن را هزار و یک حکایت قرآنی**البته این تعداد مربوط به حکایت های اصلی است و با توجه به این که در برخی از موارد حکایت هایی فرعی نیز در پاورقی ها ذکر گردیده، عدد مذکور به رقمی بیش از هزار و یک، بالغ خواهد شد. *** نهادم، بدان امید که مورد استفاده عموم مردم به ویژه اساتید و معلمان قرآن، حافظان و قاریان، مبلغان، طلاب و دانشجویان، قرار گیرد. پیشاپیش توجه خوانندگان محترم را به نکاتی جلب می کنیم:
1- تمام حکایت های موجود در کتاب حاضر به جز چند حکایت در حقیقت حکایات و قصه های پیرامونی قرآن مجید است به بیان دیگر، قصه ها و حکایت هایی را که در متن قرآن کریم وجود داشته و قصه های قرآن نامیده می شوند در این مجموعه وارد نساخته ایم زیرا برآنیم که قصه های قرآن می بایست به گونه مستقل چاپ و منتشر شود تا شأن و حرمت آن محفوظ بماند افزون بر این، قصه های قرآن واقعی و حقیقی است ولی دیگر حکایت هاهمان گونه که از واژه حکایت چنین استفاده می شود شاید همگی به گونه صد در صد واقعی نباشد زیرا در برخی از موارد، نویسندگان و دانشمندان، یک رشته مطالب اخلاقی و حکمی و پند و اندرزها را در قالب داستان ریخته و جامه حکایت بر آن می پوشانند تا از ابتذال و تلخی پند و نصیحت بکاهند و به قول شیخ اجل سعدی (رحمه الله) داروی تلخ نصیحت، به شهد ظرافت بر آمیزند و چراغی تابان از معنی و حقیقت، فرا راه مردمان بدارند**گویند: شخصی از عارف بزرگ میرزا محمد رضا قمشه ای پرسید: آیا این حرف هایی را که عرفا می زنند، بافتند یا یافتند؟ ایشان در جواب فرمود: اگر یافتند خوب یافتند و اگر بافتند خوب بافتند، ر.ک: هزار و یک نکته (آیت الله حسن زاده آملی)/ 621. نکته 776 به نقل ز: مرحوم آیت الله شیخ محمد تقی آملی. ***))؛ این نویسندگان در این روش مسلما کامیاب گشته و در نتیجه آثاری ارزنده در ادب پارسی و تازی و... برجای گذاشته اند. نمونه بارز آنچه گفته شد، کتاب کلیله و دمنه است.
2- حکایت های موجود در کتاب حاضر از لحاظ اجمال و تفصیل در یک اندازه نیستند، گاهی حکایتی چندین صفحه از کتاب را به خود اختصاص داده و این در حالی است که حکایتی دیگر بیش از یک سطر نیست**مولانا جلال الدین محمد بلخی می فرماید: قل هو الله احد اگر چه اندک است به صورت اما بر بقره اگر چه مطول است. ***.
3- در اکثر موارد متن حکایت ها بدون کم و کاست و با حفظ ساختار اصلی آن نقل گردیده است و چنانچه مطلبی توسط نگارنده اضافه گردیده، به جهت حفظ امانت، داخل پرانتز و قلاب قرار داده شده است.
4- منابع و مآخذ تمامی حکایت ها در پاورقی و پی نوشت های مربوط آورده شده تا علاوه بر مستند بودن مطالب، زمینه ای جهت تحقیق و دست یابی به منابع اولیه پدید آید.
5- تذکر یک نکته درباره بخش بیست و یکم با عنوان لطایف و ظرایف قرآنی ضروری به نظر می رسد و آن نکته این که بخش مذکور به عنوان چاشنی و مزه و در حقیقت همچون نمک به کار رفته در غذا است چه این که غذای بی نمک در ذائقه آدمی گوارا نمی نماید، البته این مطلب را نباید از ذهن به دور داشت که عنوان بخش مذکور باعث و مجوز نشده که هر حکایت جلف و سبک را در آن وارد سازیم تنها به این بهانه که عنوان آن لطایف و ظرایف است و در برخی از موارد تعدادی از حکایت های به ظاهر ناشایست را به هنگام بازنگری مطالب، حذف نموده ایم و این مطلب درباره برخی از حکایت ها که از آن بوی اهانت به قوم یا قبیله ای خاص به مشام می رسید نیز صادق است.
در پایان با عنایت به این سخن بزرگان که متکلم را تا کسی عیب نگیرد، سخنش صلاح نپذیرد))، هرگونه پیشنهاد و انتقاد سازنده را با دیده منت نگریسته و از آن استقبال می نماییم.
و من ذا الذی ترضی سجایاه کلها - کفی المرء نبلاً ان تعد معایبه
قم / پائیز 1380
محمد حسین محمدی

بخش اول: آیه بسمله

انه بسم الله الرحمن الرحیم
نمل / 30.
به نام خداوند جان و خرد

حکایت 1: شیخ اجل سعدی را منتسب نموده اند که چنین فرموده:

بسم الله الرحمن الرحیم**ترجمه: به نام خداوند بخشنده بخشایشگر. این آیه شریفه در ابتدای تمامی سوره های قرآن بجز سوره توبه و نیز در آیه 30 سوره نمل، وجود دارد. *** نام خداوندی است که تا او نخواهد، صبا پرده گل نشکفاند و باد گیسوی شمشاد نجنباند. بی حکم او زمرد غنچه بیجاده**بیجاده: یاقوت کم بها. *** نشود. بی صنع او لاله، پر ژاله نگردد. نام ملکی است که به دست عمله صبا، قامت سرو پیراسته است و زیر سر زلف شاخ چهره گل آراسته است. نام ذوالجلالی است که طیران ملکی و دوران فلکی بی خواست او نیست. جنبش ریشه و گردش پشه، بی حکم او نیست. هر دیده که نه در جمال آن نام نگرد، بر دوخته باد و هر دل که نه در محبت این نام قرار گیرد، سوخته باد. هرقدمی که نه در راه موافقت حق پوید به تیغ قطعیت پی کرده باد**ر.ک: کلیات سعدی 4/57 مجلس چهارم از مجالس پنجگانه در وعظ و نصیحت). ***.
به نام خداوند جان و خرد - کزین برتر اندیشه برنگذرد