مکیال المکارم (در فوائد دعا برای حضرت قائم (علیه السلام) / جلد دوم

نویسنده : سید محمد تقی موسوی اصفهانی مترجم : سید مهدی حائری قزوینی‏

سخن مترجم

دعای قنوت
دعای ندبه
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین والصلوة و السلام علی محمد و آله الطاهرین سیما مولانا صاحب الزمان و خلیفة الرحمن الحجة بن الحسن روحی له الفداء
از روزی که خداوند، عالم و آدم را آفرید و به ممکنات جامه هستی پوشانید، قلم تکلیف در میان نهاد و آن را معیار آزمون خلایق قرار داد، تا هر کدام بهتر عمل کرد و خوب تر فرمان برد، مقامش بالاتر رود و تقرب بیشتری یابد. در این هنگامه گذشت اعصار و گردش روزگار، در فراز و نشیب ها و زیر و زبر شدن ها، در کشاکش مرگ و زندگی و جلوه های نور و ظلمت و جنگ و ستیز حق و باطل، آدمی در بوته آزمایش قرار گرفته و پروردگار توانا این همه صحنه را برای ابتلا و امتحان او برپا فرموده است، تا انسان از استعدادهای نهفته در وجود خویش بهره گیرد و مراتب معرفت را بپیماید، و مشمول رحمت مخصوص خداوند گردد. می فرماید: الذی خلق الموت و الحیاة لیبلوکم ایکم احسن عملا"(1)؛ خدایی که مرگ و زندگانی را آفرید تا شما بندگان را بیازماید که کدام یک از شما نیکوکارتر است. و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون(2)؛ و من جن و انس را نیافریدم مگر برای این که مرا (به یکتایی) پرستش کنند. و کذلک جعلنا لکل عدوا" شیاطین الانس و الجن(3)؛ و این چنین در برابر هر پیغمبری دشمنی از شیطانهای انس و جن برانگیختیم.
پر واضح است که امتحان بدون تعلیم و توجیه قبلی نامعقول است. لذا خداوند حکیم برای ارشاد و تعلیم افراد بشر پیغمبران و رسولان را برانگیخت و امامان را نصب فرمود و تمام ابزارهای تعلیم و تزکیه - از بشارت و انذار و حکمت... را همراهشان ساخت، و چنین فرمود: ولقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط(4)؛ همانا ما پیغمبران خود را با دلایل روشن و معجزات (به سوی خلق) فرستادیم و برایشان کتاب و میزان عدل نازل کردیم تا مردم به راستی و عدالت گرایند.
البته خود معلمان و مربیان بشر نیز در معرض آزمایشها بوده اند و پس از انجام هر آزمون به مرتبه و مقام دیگری نایل می شوند، و گونه هایی از این ابتلاءها را در قرآن می خوانیم، از جمله ولقد عهدنا الی آدم من قبل فنسی و لم نجد له عزما"(5)؛ و همانا ما با آدم عهدی بستیم و در آن عهد او را استوار و ثابت قدم نیافتیم. و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک لناس اماما" قال و من ذریتی قال لاینال عهدی الظالمین(6)؛ و به یاد آور هنگامی که خداوند ابراهیم را به اموری چند امتحان فرمود و او همه را به جای آورد، خدا بدو گفت: من تو را به امامت خلق برگزینم. عرض کرد: این پیشوایی را به فرزندان من نیز عطا فرمایی؟ فرمود: (آری اگر صالح و شایسته آن باشند) که عهد من هرگز به ستمکاران نخواهد رسید. و در مورد آزمایش های ملتها و امتها چنین آمده است: احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لایفتنون(7)؛ آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف اینکه گفتند ما ایمان آورده ایم، رهایشان کنند و بر این دعوی هیچ امتحانشان ننمایند، و ما اممی که پیش از اینان بودند را به آزمایش و امتحان آوردیم، تا خداوند دروغ گویان را از راست گویان کاملا" معلوم سازد. و لنبلونکم بشی ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات(8)؛ و البته شما رابه گونه هایی از ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازماییم.
متأسفانه تعداد اندکی از کاروان عظیم انسانها از آزمون ها سربلند بیرون آمدند، و هر چه پیغمبر از سوی خداوند برای هدایت مردم مبعوث شد، او را استهزا نمودند و از تعالیم آن مربیان بزرگ کمتر بهره گرفتند، پیغمبران و پیغمبرزادگان را کشتند و از پیروی آنان سر باز زدند و به سعادت و کمال خود پشت کردند و از جمله امتحان های بزرگ الهی برای عموم افراد بشر، مسأله غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشد که از جهات مختلف امتحان ها و آزمایش هایی در بردارد، و هر کدام از افراد به فراخور استعداد و ظرفیت خویش، مورد ابتلا و آزمایش قرار می گیرد.
حوادث و دگرگونی ها و فتنه ها و مکتب ها و مذهب ها و... انسانها را به حیرت می افکنند، و آزمون ها برایشان پیش می آورند. در روایات به این آزمایش های سخت تصریح شده و بزرگان دین، مردم را از مردود شدن در آنها بر حذر داشته اند. امامان بر حق (علیهم السلام) فرموده اند: مردم غربال خواهند شد و جز تعداد بسیار اندکی از آن بیرون نخواهند ماند. دین نگهداشتن در عصر غیبت بسان آتش سرخ در کف داشتن است. روزگاری فرا خواهد رسید که از اسلام جز نامی و از قرآن جز نشانی باقی نماند. مسجدهایشان آراسته و معمور، ولی دلهایشان از ایمان تهی باشد. شیعیان نیز با یکدیگر اختلاف کنند، تا آنجا که بر روی هم آب دهان افکنند و همدیگر را تکفیر کنند. با این وصف راه خلاصی از مهالک و خوب بیرون آمدن از امتحان ها نیز از احادیث خاندان عصمت (علیهم السلام) به وضوح دیده می شود، و هیچ کس نمی تواند ادعا کند که ندانسته به ضلالت افتاده است.
ثقة الاسلام کلینی (رحمة الله) از مفضل بن عمر روایت آورده که گفت: از حضرت امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: مبادا فاش کنید، به خدا قسم! امام شما سالیانی از روزگار غایب خواهد ماند و شما در امتحان سخت واقع خواهید شد، تا این که درباره او حرف های مختلف گفته می شود، مرده؛ کشته شده، در کدام وادی رفته است؟ البته دیدگان مؤمنین بر او گریان خواهد بود، و در امواج حوادث واژگون خواهید شد همان طور که کشتی در امواج دریا واژگون می شود، پس کسی نجات نمی یابد مگر آنکه خداوند از او پیمان گرفته و در دلش ایمان ثبت گردیده باشد و او را به روحی از جانب خود تأیید نموده باشد. و دوازده پرچم اشتباه انگیز برپا خواهد شد که نمی دانند به کدام سوی رو کنند. راوی می گوید: پس گریه کردم و گفتم: چه باید کرد؟ آن حضرت نگاهی به خورشید افکند که به ایوان تابیده بود و فرمود: ای اباعبدالله! این آفتاب را می بینی؟ گفتم: بله. فرمود: به خدا سوگند! امر ما از آفتاب روشن تر است.(9) راه نجات از مهالک در زمان غیبت دعا کردن برای تعجیل فرج می باشد، که در آیات قرآن و روایات ادله و شواهد بسیاری بر آن هست، از جمله: حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) به احمد بن اسحاق فرمودند: والله لیغیبن غیبة لا ینجو فیها من الهلکة الا من ثبته الله عز و جل علی القول بامامته و وقفه (فیها) للدعاء بتعجیل فرجه به خدا سوگند! فرزندم مهدی غیبت خواهد کرد غیبت کردنی، که در آن نجات نخواهد یافت مگر کسی که خدای - عز و جل - او را بر اعتقاد به امامتش ثابت دارد و به دعا کردن برای تعجیل فرجش توفیق دهد.(10)
و در توقیع شریفی از حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده: و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که همان فرج شما است.(11) و روایات دیگر...
در این کتاب علاوه بر این که مطلب مورد بحث به طور گسترده و بی نظیری بررسی شده و با دلایل محکم و شواهد متقن اثبات و روشن گردیده، مطالب و مباحث بسیاری نیز مورد پژوهش و تحقیق قرار گرفته و مسائل جالبی در رشته های مختلف علوم و معارف، تحلیل و ترسیم شده است که نشانگر کثرت اطلاع و دقت نظر و صفای باطن مرحوم مؤلف بزرگوار کتاب می باشد. زبان من از حمد و ثنا، و خامه از توصیف شکر و سپاس، و فکر از شمارش نعمت های بی پایان خدای (عز و جل) و الطاف و عنایات بی کران ولی اعظمش مولانا حجة بن الحسن (روحی فداه) عاجز است که چنین سعادت بزرگی نصیبم دادند و توفیق ترجمه این اثر مهم به این حقیر و غلام درگاه حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) روزی گردید. امید است این خدمت ناچیز را مولایم - که گردنم زیر بار منت اوست - از من بپذیرد و از درگاه خداوند خواهانم که تمام کارهایم را در جهت خدمت به آن حضرت قرار دهد. و نیز رجاء واثق دارم که خوانندگان عزیز بر آن شوند که آن دستور بزرگ، یعنی دعا برای تعجیل فرج را به کار بندند و دیگران را نیز به انجام آن دلالت و ترغیب نمایند و مؤلف و مترجم و مصحح و بانی و ناشر را از دعای خیر فراموش نفرمایند.
شهر مقدس قم - شعبان 1404 هجری قمری. سید مهدی حائری قزوینی

بخش ششم: اوقات و حالات تأکید شده برای دعا

از مواردی که دعا برای حضرت صاحب الزمان (عجل الله فرجه الشریف) و درخواست ظهور آن جناب از درگاه خداوند، سفارش و تأکید بیشتری شده، و از آیات و روایات و دلیل عقل، شواهدی بر آن ها هست در ذیل می آید:

1- بعد از هر نماز واجب

شاهد بر این معنی که: در تعدادی از دعاهای روایت شده از امامان معصوم (علیهم السلام) این امر آمده است، از جمله: در اصول کافی مرسلا" از حضرت ابو جعفر ثانی (امام جواد (علیه السلام)) روایت است که فرمود: هر گاه از نماز واجبی فراغت یافتی بگو: رضیت بالله ربا" و بمحمد صلی الله علیه و آله و سلم نبیا"، و بالاسلام دینا"، و بالقرآن کتابا"، و بفلان ائمة. اللهم ولیک فلان فاحفظه من بین یدیه و من خلفه، و عن یمینه و عن شماله، و من فوقه و من تحته، وامدد له فی عمره واجعله القائم بامرک والمنتظر (والمنتصر) لدینک و أره ما یحب و تقر به عینه فی نفسه و ذریته و فی اهله و ماله، و فی شیعته و فی عدوه، و أرهم منه ما یحذرون، و أره فیهم ما یحب و تقر به عینه، واشف صدورنا و صدور قوم مؤمنین(12)
همین حدیث را شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه از آن حضرت به طور مرسل چنین روایت کرده که فرمود: هر گاه از نماز واجبی فراغت یافتی پس بگو: رضیت بالله ربا" و بالاسلام دینا"، و بالقرآن کتابا"، و بمحمد صلی الله علیه و آله و سلم نبیا"، و بعلی ولیا"، والحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی و الحجة بن الحسن علیهم السلام ائمة. اللهم ولیک الحجة فاحفظه من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله، و من فوقه و من تحته، وامدد له فی عمره، واجعله القائم بأمرک و المنتصر لدینک، و أره ما یحب و تقر به عینه فی نفسه و ذریته و فی اهله و ماله و فی شیعته و فی عدوه، و أرهم منه ما یحذرون و أره فیهم ما یحب(13) و تقر به عینه، واشف صدورنا و صدور قوم مؤمنین(14)
خلاصه ترجمه دعا چنین است: خداوند را به پروردگار پذیرفتم و اسلام را به عنوان دین و قرآن را کتاب آسمانی و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را پیغمبر و علی را ولی خود و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و حسن بن علی و حجة بن الحسن (علیهم السلام) را به امامت پذیرفتم. پروردگارا! ولی تو حضرت حجت است، پس او را از پیش روی و پشت سر و از ست راست و چپ، و از بالا و پایین حفظ کن، و عمرش را امتداد بخش، و او را قائم به امر خویش قرار ده که برای دینت یاری طلبد، و آنچه دوست می دارد و دیده اش به آن روشن گردد، نسبت به خودش و خاندانش و نوادگانش و دارایی اش و پیروانش، و نسبت به دشمنش به او بنمایان و دشمناش را به آنچه هراس دارند (از نابودی شان به دست او) دچار گردان، و بدین وسیله درد سینه های ما و سینه های مؤمنین را شفا ببخشای.
می گویم: فلان و فلان که در روایت کافی آمده کنایه از امامان گذشته (علیهم السلام) است و منظور از اللهم ولیک فلان کنایه از مولای ما صاحب الزمان (علیه السلام) می باشد که شیخ صدوق (رحمة الله) نام های شریف آن ها را با صراحت آورده، و این حدیث دلالت می کند بر این که دعا برای تعجیل فرج بعد از هر نماز واجب، مؤکد است.
شاهد دیگر بر این امر روایتی است که در بحار به نقل از کتاب الاختیار سید ابن الباقی از امام صادق (علیه السلام) آمده که فرمود: هر کس بعد از هر نماز فریضه، این دعا را بخواند، امام (م ح م د) بن الحسن (علیه و علی آبائه السلام) را در بیداری یا خواب خواهد دید: بسم الله الرحمن الرحیم اللهم بلّغ مولانا صاحب الزمان أینما کان و حیثما کان من المشارق الارض و مغاربها، سهلها و جبلها عنّی و عن ولدی و اخوانی التحیة و السلام عدد خلق الله وزنة عرش الله، و ما أحصاه کتابه و احاط به علمه. اللهم انی اجدّد له فی صبیحة هذا الیوم و ما عشت فیه من ایام حیاتی عهدا" و عقدا" و بیعة له فی عنقی لا أحول عنها و لا ازول ابدا"، اللهم اجعلنی من انصاره و الذابّین عنه و الممتثلین لأوامره و نواهیه فی أیامه المستشهدین بین یدیه. اللهم ان حال بینی و بینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتما" مقضیا" فأخرجنی من قبری مؤتزرا" کفنب شاهرا" سیفی مجردا" قناتی ملبّیا" دعوة الداعی فی الحاضر و البادی. اللهم أرنی الطلعة الرشیده و العزة الحمیده، اکحل بصری بنظرة منی الیه، و عجل فرجه و سهل مخرجه. اللهم اشدد ازره و قوّ ظهرة و طول عمره و اعمر اللهم به بلادک و أخی به عبادک فانک قلت و قولک الحق، ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت أیدی الناس، فأظهر اللهم لنا ولیک و ابن بنت نبیک المسمی باسم رسولک صلی الله علیه و آله حتی لا یظفر بشی ء من الباطل الا مزقة و یحق الله الحق بکلماته و یحققه. اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة بظهوره انهم یرونه بعیدا" و نریه قریبا"، و صلی الله علی محمد و آله
بار خدایا! به مولای ما صاحب الرمان، هر کجا که هست و به هر سوی رو می کند از مشارق و مغارب زمین، هموارها و ناهمواریهای آن، از طرف من و والدینم و فرزندانم و برادرانم تحیت و سلام برسان، به تعداد خلق خدا و به وزن عرش الهی و آنچه کتابش شمارش نموده، و علمش به آن احاطه کرده است، پروردگارا! من در صبح این روز و تا زنده هستم در همه روزهای زندگانی ام پیمان و عقد و بیعتی از برای او در گردنم تجدید و تازه می کنم که نه از آن روی گردانم و نه هیچ گاه آنها را بشکنم، پروردگارا! مرا از یاران و مدافعان از حریمش، و فرمانبرداران اوامر و نواهی آن بزرگوار در ایام حکومتش و شهید شدگان در پیشگاهش قرار ده. بار الها! اگر میان من و او با مرگ که بر بندگانت امر قطعی و حتمی تقدیر فرموده ای، جدایی افتاد پس (هنگام ظهورش) مرا از قبر بیرون آور در حالیکه که کفنم را به کمر بسته و شمشیرم را کشیده و نیزه ام را برهنه نموده باشم، دعوت آن دعوت کننده حق را در شهر و بیابان لبیک گویم. پروردگارا! آن رخسار زیبای رشید و صاحب جبین ستوده را نشانم ده، و دیده ام را با سرمه نگاهی به او روشنایی بخش، و فرجش را تعجیل و برنامه قیامش را آسان فرمای. پروردگارا! به او نیرو عطا کن و پشتش را محکم ساز و عمرش را طولانی نمای و به وجود او سرزمین هایت را آباد گردان و بندگانت را حیات ده که تو فرموده ای و قول تو حق است: فساد در خشکی و دریا بر اثر کردارهای مردم آشکار شد پس ای پروردگار! آشکار کن ولی خودت و فرزند دختر پیامبرت را که همنام اوست تا از باطل چیزی باقی نگذارد، و خداوند حق را با کلمات خویش اثبات و محقق دارد. بار الها! این غم بزرگ (غیبت) را با ظهور او از این امت برطرف ساز، که آنها (مخالفین) ظهورش را دور می پندارند و ما آن را نزدیک می بینیم و درود خداوند بر محمد و آل او باد.
مؤلف می گوید: نظیر این دعا در بخش هشتم ان شاء الله تعالی خواهد آمد.
و از جمله شواهد بر تأکید داشتن دعا برای فرج آن حضرت، پس از هر نماز واجب روایتی است که در مکارم الاخلاق آمده، که هر کس این دعا را بعد از هر نماز واجب بخواند و بر آن مواظبت نماید، آن قدر عمر خواهد کرد تا از زندگی سیر شود، و به دیدار حضرت صاحب الامر (عجل الله فرجه الشریف) مشرف خواهد شد، دعا چنین است: اللهم صل علی محمد و آل محمد. اللهم ان رسولک الصادق المصدق صلواتک علیه و آله قال انک ما ترددت فی شی ء أنا فاعله کترددی فی قبض روح عبدی المؤمن یکره الموت و أنا أکره مسآئته. اللهم فصل علی محمد و آل محمد و عجل لأولیائک الفرج و النصر و العافیة و لا تسؤنی فی نفسی و لا فی فلان. قال: و تذکر من شئت(15)
خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست، پروردگارا! به درستی که رسول راستگوی تصدیق شده تو -که درود تو بر او و آلش باد- فرمود که تو فرموده ای: من در هیچ امری که انجام دهنده آنم، تردد نکرده ام همچون تردد در قبض روح بنده مؤمن خودم، او مرگ را اکراه دارد و من خوش ندارم او را ناراحت کنم. پروردگارا! پس بر محمد و آل محمد درود فرست و برای اولیای خودت فرج و نصرت و عافیت را تعجیل فرمای، و مرا نه در مورد خودم و نه در مورد فلانی بدی مرسان. فرمود و بجای کلمه فلانی هر کسی را بخواهی نام می بری.(16)
می گویم: و علامه مجلسی در بخش صلاة بحار به نقل از کتاب فلاح السائل عالم ربانی سید علی بن طاووس آورده که گفته: از مهمات برنامه های مستحبی برای کسی که طول عمر می خواهد این که بعد از هر نماز از تعقیباتش این باشد: که ابو محمد هارون بن موسی از ابوالحسین علی بن یعقوب عجلی کسایی از علی بن الحسین بن فضال از جعفر بن محمد بن حکیم از جمیل بن درّاج روایت کرده که گفت: مردی بر حضرت ابو عبدالله صادق (علیه السلام) وارد شد و عرض کرد: ای آقای من! سنم بالا رفته و خویشانم مرده اند، و من می ترسم که مرگ مرا دریابد در حالی که کسی را نداشته باشم تا با او انس بگیرم و به او مراجعه کنم.
امام (علیه السلام) فرمود: از برادران ایمانی تو کسی هست که از قرابت نسب یا سبب به تو نزدیک تر است، و انس تو به او از آنست به خویشانت بیشتر است، با این حال بر تو باد دعا، و این که پس از هر نماز بگویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد. اللهم ان الصادق الامین (علیه السلام) قال: انک قلت: ما ترددت فی شی ء أنا فاعله کترددی فی قبض روح عبدی المؤمن یکره الموت و اکره مسآئته. اللهم فصل علی محمد و آل محمد و عجل لأاولیائک الفرج و النصر و العافیه و لا تسؤنی فی نفسی و لا فی احد من احبّتی؛ و اگر می خواهی یک یک بستگانت را نام ببر، و یا بطور پراکنده یا همه را یک جا یاد کن. آن مرد می گوید: به خدا قسم! آن قدر عمر کردم تا این که از زندگی خسته شدم.
ابو محمد هارون بن موسی گوید: محمد بن الحسن بن شمون بصری این دعا را می خواند و صد و بیست و هشت سال با فراخی عمر کرد. تا از زندگی ملول شد و این دعا را ترک کرد، سپس از دنیا رفت، خدایش رحمت کند.(17)
و نیز مجلسی به نقل از دعوات راوندی و مکارم الاخلاق و مصباح شیخ طوسی و جنة الامان و بلد الامین این عبارت را آورده: روایت شده که هر کس این دعا را بعد از هر نماز فریضه به جای آورد و بر آن مواظبت نماید، آن قدر زنده می ماند که از زندگی ملول گردد.
می گویم: در بخش گذشته؛ مکرمت بیست و هشتم، جهت این که این دعا درخواست تعجیل فرج مولایمان حضرت حجت (علیه السلام) است را بیان نمودیم، و دلایل این مطلب را آوردیم.
توضیح: این که فرمود: ما ترددت فی شی ء أنا فاعله نظیر این تعبیر در چند روایت در اصول کافی و غیر آن آمده. شیخ بهایی در شرح الاربعین گفته: نسبت تردد خاطر، به خدای تعالی که این حدیث متضمن آن است، چنان که مخفی نیست محتاج به توجیه و تأویل است و بر چند وجه تأویل آن کرده اند:
اول: در دل عبارت کلامی باشد که در ظاهر کلام نیامده، (اصطلاحا" آن را مقدر گویند) بدین صورت: لو جاز علی التردد ما ترددت فی شی ء...؛ اگر بر من تردد (و تردید) روا می بود، تردد (و آمد و شد خاطر) نمی داشتم هرگز در چیزی مثل ترددی که در وفات مؤمن می داشتم.
دوم: آن که چون عادت بر این جاری شده است که در مسائه (و ناخشنود کردن) کسی که احترام و عزت او را لازم دانند، و خاطر را تعلق به او باشد، مثل دوست نزدیک و یار موافق تردد خاطر به هم رسد و در ناخشنودی کسی که او را نزد این شخص قدر و منزلتی نباشد مثل دشمن و مار و عقرب و امثال آن تردد خاطر به هم نرسد، بلکه چون به خاطر بگذرد که بدی به او رسیده، در خاطر جای می یابد بی آنکه تردد و آمد و شد خاطری دست دهد، می تواند بود که تعبیر کنند از توقیر و احترام او، به حصول تردد در حال مسائه او، و از خواری و مذلت او، به عدم حصول تردد در آن حال، بنابراین می تواند بود که مراد حضرت عزت تعالی شأنه از این کلام -والله اعلم- آن باشد که هیچ کس از مخلوقات مرا نزد من قدر و منزلت و حرمتی نیست مثل قدر و منزلت بنده مؤمن و حرمت او؛ پس کلام از قبیل استعاره تمثیلیه تواند بود که معنی آن ضمن شرح بعض احادیث سابق یاد شده است.
سوم: در حدیث از طریق خاصه و عامه وارد است که خدای تعالی در وقت احتضار بنده مؤمن، لطف و نوازش و بشارت به دخول بهشت و امثال آن، آن قدر بر او ظاهر می سازد که کراهت مرگ از طبیعت او زایل می شود و او را رغبت تمام به انتقال از این عالم فانی به عالم باقی به هم می رسد، و به سبب آن ایذا و تشویش او از درد مرگ و سختی های آن کاسته می شود به گونه ای که او را نهایت رضا به مردن به هم می رسد و رغبت تمام به آن حاصل می گردد، پس تشبیه کرده است خدای تعالی این معامله را به معامله کسی که اراده کرده باشد به دوست خود سختی برساند به قصد آن که در پی آن، نفع عظیمی به او عاید شود، پس تردد داشته باشد در آنکه به چه نحو این الم و رنج را به او رساند که به او آزار بسیاری نرسد، و همیشه مرغبات و محسنات می گفته باشد، و نفعی که آن الم در عقب دارد، ذکر می کرده باشد تا آنکه او را به آن، رغبت تمام به هم رسد و الم مذکور را بر خود راحت انگارد، و در این صورت نیز کلام از قبیل استعاره تمثیلیه خواهد بود.(18)
و نیز بر مقصود دلالت دارد آنچه در کتاب جمال الصالحین از مولای ما حضرت صادق (علیه السلام) روایت آمده که فرمود: از جمله حقوق ما بر شیعیان این است که بعد از فریضه، دست بر چانه بگیرند و سه مرتبه بگویند: یا رب محمد عجل فرج آل محمد، یا رب محمد احفظ غیبة محمد، یا رب محمد انتقم لابنة محمد صلی الله علیه و آله و سلم(19)؛ ای پروردگار محمد! فرج آل محمد را زودتر گردان: ای پروردگار محمد!(دینت را در) پنهانی محمد حفظ کن. ای پروردگار محمد! برای دختر محمد انتقام بگیر.
تتمه ای پرسود: اکنون که از روایات نقل شده دلالت بر مقصود بیان گشت، بدان که سر مطلب در این است که حقیقت عبادت و اصل آن و شرط قبولی اش معرفت امام (علیه السلام) و دوستی او است، پس لازم است که مؤمن بعد از هر نماز حقیقت ایمان خود و راستی ولایش را نسبت به مولایش ابراز دارد، و با دعا برای او و تقاضای تعجیل فرجش از درگاه خدای (عز و جل) ارادتش را اظهار نماید، تا نمازش با سبب قبولی مقترن گردد، و آنچه در بخش اول و پنجم آوردیم و نیز آنچه در بخش هشتم خواهد آمد بر این مطلب دلالت دارد، اضافه بر روایاتی که در تفسیر فرموده خدای تعالی: الیوم اکملت لکم دینکم(20)؛ امروز دین شما را کامل ساختم و نیز فرموده خدای تعالی: ان تقول نفس یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله(21)؛ این که کسی بگوید دریغا بر آنچه در جنب الله کوتاهی ورزیدم. و تفسیر آیات دیگر آمده - که جمع آوری و ضبط همه آنها دشوار یا غیر ممکن است - و همین طور است در روزه و حج و عبادت های دیگر، لذا صلوات بر محمد و آل او (علیهم السلام) و دعا برای فرج مولایمان (علیه السلام) در روزهاو شب های ماه رمضان وارد شده است.
در اینجا خوش دارم حدیث شریفی که در تفسیر البرهان روایت شده بیاورم که در تفسیر فرموده خدای تعالی: ان تقول نفس یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله به سند خود از حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) آمده که فرمود: جنب الله هستیم، و ما برگزیده خداوند می باشیم، و ما اختیار شده الهی هستیم، و میراث پیغمبران به ما سپرده شده، و ما امنای خدای (عز و جل) بر خلق او و ماییم کسانی که خداوند به ما (آفرینش) را آغاز کرده و به ما ختم فرماید، و ما هستیم امامان هدایت، و ماییم چراغ های (زداینده) تاریکی، و روشن کنندگان راه هدایت، و ماییم نشانه ای که برای اهل دنیا معروف است، و ماییم پیشی گرفتگان و ماییم آخرین اولیا هر آن که به ما تمسک جست، به مقصد رسید و هر کس از ما کناره گرفت در طوفان بلا غرق شد و ماییم رهبران روسفیدان و ماییم محرم راز خداوند، و ما هستیم راه و صراط مستقیم به سوی خدای (عز و جل) و ماییم کسانی که خداوند بر خلق خود نعمت بخشیده و ماییم شیوه حق پرستی و ماییم کانون نبوت، و ما هستیم جایگاه رسالت و ماییم اصول دین و بسوی ما فرشتگان آمد و شد کنند، و ماییم چراغ برای کسی که به ما روشنی جوید و ماییم راه برای هر آن کس که به ما اقتدا کند و ماییم هدایت کنندگان به بهشت، و ما هستیم گیره های اسلام و ماییم پل ها و ماییم گذرگاه هایی که هر کس بر شیوه ما سیر کند برنده است و هر کس از ما عقب بیفتد نابود شده است، و ما هستیم رکن اعظم و ماییم کسانی که رحمت به وجودمان نازل می گردد و به سبب ما باران بر شما می بارد و ماییم کسانی که خداوند به خاطر ما عذاب را از شما برطرف می سازد؛ پس هر کس نسبت به ما بینش یافت و ما و حق ما را شناخت و به امر ما ملتزم شد، پس او از ما است و به ما باز می گردد.(22)
سر دیگری نیز برای تأکید دعا کردن در آن حال برای آن حضرت (عجل الله فرجه الشریف) به خاطر می رسد، این که در روایات متعددی آمده که: هر مؤمنی را پس از هر نماز واجب دعای مستجاب شده ای است.
این روایات در کتاب وسائل الشیعه و کتب دیگری آمده است، پس شایسته است مؤمن کامل که مولایش را از جان و فرزندانش عزیزتر می داند آن دعای مستجاب را درباره او قرار دهد، و آن حضرت را بر خود مقدم دارد.