سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

نویسنده : آیت الله میرسید محمد یثربی

جایگاه نماز و جهاد در اسلام

از جمله اسرار انحصار تشریع به مقام شارع مقدس و انتقال آن از طریق معصوم علیه السلام، امانتداری در انتقال احکام الهی است وگرنه چنانچه کسی به خاطر فهم خود ار حکمی، بخواهد سایر احکام الهی را تعطیل کند، چیزی از شریعت باقی نمی ماند. شریعت و دین الهی، مجموعه ای از احکام است که پیروان آن با انجام مجموعه این اعمال، به یک مومن واقعی و متقی تبدیل می شوند.
انَّما یَتَقَبَّلُ اللّه مِنَ المُتَّقِین(911).
((خداوند تنها اعمال پرهیزگاران را می پذیرد)).
خداوند اعمال کسی را می پذیرد که به مجموعه احکام الهی گردن نهد. اگر کسی، متجریا و یا به تعبیر خلیفه تهاونا و تخلفا جهاد را تعطیل کند و به نماز روی آورد، به یقین نمازش مقبول نخواهد بود.
ظاهرا حضرات عامه و خلیفه دوم از این نکته غفلت کرده اند که اعمال و عبادات شرعیه، یک مجموعه است و کسی نمی تواند برخی را به خاطر بعضی دیگر تعطیل کند. و در عصر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نیز فداکاری اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در جنگ های مختلف باعث نشد تا عده ای، تارک الصَّلاة باشند و یا عبودیت و عبادت آنها، باعث تعطیلی جهاد شود؛ در حالی که قرآن از اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم چنین وصف می کند:
محمَّد رسول الله والّذین مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الکُفَّار رُحَمَاءُ بینهُم تَرَاهُم رُکّعا سُجّدا یبتغون فضلا من الله و رضوانا سیماهم فی وجوههم مِن أَثر السجود(912).
((محمَّد صلی الله علیه و آله و سلم فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید هستند و در میان خود مهربانند. پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود می بینی؛ در حالیکه همواره فضل خدا و رضای او را می طلبند. نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است)).
آنها که همراه با رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در میدان جنگ و نبرد شمشیر می زدند، کسانی بودند که شب را تا صبح مانند زاهدان با عبادت و بیداری، به روز می آوردند. قرآن از این عده با تعبیرهای لطیفی یاد می کند ایشان کسانی هستند که در حال رکوع و سجودند، عبودیت در چهره آنها آشکار است؛ یعنی همین افراد زاهد و عابد، همان کسانی اند که به جنگ هم می رفتند و بدر و خندق و خیبر را می آفریدند. همین طور همه موفقیت های رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به وسیله مجاهدت این عده محقق شد.
تعطیل کردن برخی از احکام، به دلیل ضرورت هایی که ما تشخیص می دهیم، غیر از نگاه یک بُعدی به احکام الهی ارمغانی نخواهد داشت. در حالی که فرض این است که دین الهی جامعیت دارد و نگاه یک بُعدی به احکام شرع، جامعیت دین را مخدوش می کند. کسی که به ادیان الهی و مخصوصا دین خاتم پیامبران رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم این طور می نگرد نگاهش به دین، جامع نیست. دین نه برای جهاد تنها آمده و نه برای نماز تنها، تا یکی نفی کننده دیگری باشد، بلکه مجموع احکام دین می تواند انسان کامل و شایسته تربیت کند؛ همان گونه که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام و حضرت سیدالشهدا علیه السلام موفق شدند.
راوی می گوید شب عاشورا وقتی سید الشهدا علیه السلام از کوفیان یک شب مهلت خواستند حول خیمه ها که می گشتم، لهم دویّ کدویِّ النَّحل(913) مثل لانه زنبور، آنچه به گوش می رسید، صدای راز و نیاز مجاهدانی بود که در فردای آن روز، یعنی عاشورا تا آخرین لحظات عمر در راه اسلام جهاد کردند و شهید شدند.
جهان چون خال و خط و چشم و ابروست - که هر چیزی به جای خویش نیکوست
به خاطر حرمت جهاد، نباید خیرالعمل بودن نماز مخدوش شود و یا به خاطر فضیلت نماز، جهاد و مجاهده فی سبیل الله تعطیل شود؛ چرا که این نوع برداشت از احکام الهی می تواند برای جامعیت دین خطری جدی به وجود آورد و باب تحریف، بدعت و اجتهادهای شخصی را در دین و وحی الهی باز کند که در این صورت آن دین، دین الهی نخواهد بود و مکتبی است که به دست انسان ها ساخته شده است.

شعائر الهی و مصادیق آن

اذان و اقامه، از عبادت های شعاری است؛ شعار از ریشه شعیره و به معنی مَعلَم و نشانه است؛ یعنی عبادتی که به وسیله آن، راه به دیگران نشان داده می شود(914). مَعلَم که جمعش معالم است، نشانه هایی که سابق در راه ها و خیابان ها ایجاد می کردند که قافله ها و رهروان طریق به وسیله این معلم راه را گم نکنند و شعار از ریشه شعیره نیز چنین معنایی دارد. در شرع مقدس به جنبه های شعاری بعضی از اعمال سفارش شده است:
انَّ الصَّفا والمَروَةَ مِن شَعَائِرِ اللّهِ(915).
((صفا و مروه از شعائر و نشانه های الهی است)).
در سوره مائده می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا لا تحلُّوا شعائر الله(916).
((ای کسانی که ایمان آورده اید! شعائر و حدود الهی - و مراسم حج را محترم شمرده، و مخالفت با آنها - را حلال نکنید)).
در سوره مبارکه حج می فرماید:
والبُدن جعلناها لکم من شعائر الله(917).
((و شترهای چاق و فربه را در مراسم حج برای شما از شعائر الهی قرار دادیم)).
در آیه دیگری در همین سوره، مجموعه مناسک حج را به عنوان عبادت های شعاری تلقی فرموده، می فرماید:
ذلک و مَن یعظِّم شعائر الله فانَّها مِن تقوی القلوب(918).
((مجموعه مناسک حج این است و بزرگ شمردن شعائر الهی، نشانه تقوای دل ها است)).
با بیان این قاعده کُلّی، ضرورت تعظیم شعائر معلوم می شود و به طور طبیعی هر چیزی که شعار باشد، اگر از امور دیدنی است باید تحقق آن در معرض دید دیگران صورت بگیرد و اگر از امور شنیدنی و مسموعات است، در معرض استماع دیگران واقع شود، تا این که جنبه شعاریت آن تحقق پیدا کند؛ یعنی امری که شعاری است امتثال آن موقوف به آشکار بودن آن است. اگر کسی بگوید من می خواهم پنهانی آن کار را انجام دهم و تظاهر نکنم، این دیگر عبادت نخواهم بود؛ چون عبادت بودن این عمل موقوف به تظاهر و اعلان است. اصولا بعضی از عبادت ها تا به صورت علنی و آشکار انجام نشوند امتثال نشده اند؛ مثلا در باب نماز جماعت باید انجام ان علنی باشد. در مبحث بعد در حقّ امام جماعت به آن اشاره خواهیم کرد که شرکت در نماز جماعت مستحب است، اما علنی بودن نماز جماعت واجب است. حالا اگر کسانی بگویند می خواهیم نماز جماعت را پنهانی به جای آوریم، معنا نخواهد داشت. یا مثلا حضور در مجلسی که برای مؤمن متوفی برگزار شده است و عرض تسلیت به صاحب عزا، امری مستحسن و مورد توصیه است. حال اگر کسی به تصور ریا بودن آن، بخواهد این عمل را پنهانی انجام دهد، دیگر عبادت نخواهد بود. اصل این عمل چیزی است که باید در حضور دیگران انجام گیرد تا جنبه شعاریت و نشانه بودن آن تحقق پیدا کند.
در روایتی که مرحوم صدوق از معاویه بن وهب نقل می کند، آمده است که او از امام صادق علیه السلام در مورد اذان سوال کرد، حضرت فرمودند:
اجهَر وَارفَع بِه صَوتَکَ، فَاءِذَا أَقَمتَ فَدُونَ ذَلِکَ، و لا تَنتَظِر بأَذَانِکَ و اءِقَامَتِکَ الا دُخُولَ وَقتِ اَلصَّلاةِ، وَاحدُر اءِقَامَتَکَ حَدرا(919).
((نماز و اذان را با صدای بلند بخوان، پس هرگاه اقامه نماز را می خوانی آهسته تر از اذان بگو؛ و وقتی داخل وقت نماز شدی اذان و اقامه را بخوان و اقامه را سریع تر بخوان)).
در روایت دیگری حضرت می فرمایند:
اذا أَذَّنت فلا تُخفِیَنَّ صوتک، فانَّ الله یأجرک مدَّ صوتک فیه(920).
((وقتی اذان می گویی، صدایت را خفیف و پنهان مکن؛ چرا که خداوند به صدای بلند، اجر و پاداش می دهد)).
سنت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم هم این چنین بود. در روایتی وارد شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به بلال امر فرمودند که:
اعلُ فوقَ الجدار وَارفَع صَوتک بالاَذان(921).
((از دیوار مسجد - که در آن تاریخ به اندازه قامت یک انسان بوده - بالا برو و با صدای بلند اذان بگو)).
پس تحقق شعاریت اذان، بلند اذان گفتن است. نه تنها اذان، بلکه هر چیزی که شعار باشد، این جنبه در آن لحاظ شده است.
یکی از نکته های مهم دیگری که در شعائر، باید موردتوجه واقع شود این است که در شعار باید مورد اهتمام شعاردهنده نیز باشد؛ از آن جمله شهادت به ولایت در اذان و اقامه است؛ یعنی اشهد ان امیرالمؤمنین علیا و ابنائه المعصومین حجج الله، شکی نیست ما به حسب آنچه که قبلا گفتیم نمی توانیم به شهادت به توحید و رسالت در اذان و اقامه چیز دیگری را اضافه کنیم؛ چون امور عبادی، توقیفیه هستند و به همان ملاکی که کم کردن آنها جایز نیست، اضافه کردن هم جایز نیست. ولی از آن جا که امر ولایت متمم نعمت رسالت و مکمل دین است، در هر حال اظهار و ابراز آن مطلوب و ضروری است.
علاوه بر این، قرن ها است که شهادت به ولایت از شعائر تشیع و رمز ولایت است؛ به طوری که ترک آن موهون و تشبه به منکران ولایت است؛ و قطعا هر فعل و ترکی که منتهی به وهن تشیع و ولایت باشد، مجاز نخواهد بود.
بنابر آن ملاکی که در مباحث گذشته گفته شد، نمی توان شهادت به ولایت را جزء اذان و اقامه تلقی کرد، اما چون اظهار و شهادت به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و اولاد طاهرینش علیهم السلام امری مستحسن و مورد توصیه است، می توان به اذان و اقامه افزود.
اختلاف نظری که در بین علمای شیعه پیدا شده است، از باب جزئیات به ولایت نیست. از نظر آنان که ((تسامح در ادله سنن)) را پذیرفته اند، شاید نتوان جزء بودن شهادت به ولایت را توجیه کرد که این خود بحث مفصلی را می طلبد و در این مختصر نمی گنجد. عده ای نیز این قاعده را قبول ندارند.
در هر حال همان طور که گفته شد، شهادت به ولایت امری است که رجحان دارد و ما هم نه از باب جزئیت، بلکه از باب استحباب و حسن ذاتی، آن را در اذان و اقامه بیان می کنیم و از طرف دیگر تعطیل آن، وهن و تشبه به منکران ولایت است بنابراین آن را مستحب مؤکّد می دانیم و علما و فقها نیز این گونه نظر داده اند.

مؤذّن یادآور ذکر خدا

امام سجاد علیه السلام جایگاه خاصی برای مؤذّن بیان می فرمایند و در باب معرفی مؤذّن می گویند باید بدانی که او:
مذکِّرک بربّک، و داعیک الی حظّک، و افضل اعوانک علی قضاء الفریضة الّتی افترضها الله علیک.
مؤذّن، یادآور ذکر و یاد خدا در اذهان انسان و مومنان است و دعوت کننده انسان به استفاده از نصیب و حظی است که خداوند در نماز برای او مقرر کرده و بهترین یاور برای قضای واجبی است که خداوند در ذمه انسان قرار داده است.
این توجه امام علیه السلام به حقّ مؤذّن مطلب بسیار ظریفی است که حکایت از شیفتگی گوینده این سخنان وجود مقدس امام سجاد علیه السلام به هر چیز و هر کسی است که یاد و نام خدا را برای او تداعی می کند.
انسانی که به طور طبیعی در طول روز، به امور روزمره زندگی و دنیا اشتغال پیدا می کند، شاید از یاد خدا و اتیان فرایض و ادای حقوق الهی غفلت کند؛ بنابراین، صدای اذان و صوت مؤذّن به او توجه و تنبه می دهد که وقت ادای حقّ الهی رسیده است. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند:
للمؤمن ثلاث ساعات فساعة یُنَاجِی فیها ربّه، و ساعة یَرُمُّ معَاشَهُ، و ساعة یخلِّی بین نفسه و بین لذتها فیما یَحَلُّ و یَجمُلُ(922).
((مؤمن اوقات زندگی اش را به سه بخش تقسیم می کند ساعت هایی را برای مناجات و ذکر خدا قرار میدهد؛ ساعت هایی از روز را برای تدارک و تهیه معاش زندگی اختصاص می دهد و ساعت هایی را هم برای آسایش و آرامش و لذت بردن از لذایذ زندگی قرار می دهد)).
مومن باید بخشی از اوقات زندگی را برای مناجات و خلوت با خدای خود قرار دهد. نباید که اشتغالات روزمره زندگی، چنان او را غرق کند که فرصتی برای ذکر و یاد خدا و خلوت کردن با او برایش باقی نگذارد و چنان آلوده شود که غفلت از یاد خدا همه زندگی و وجود او را فراگیرد. چنین انسانی که از خدا غفلت می کند مصداق اعراض عن ذکر الله می شود که در امور معیشت و زندگی هم دچار مضیقه و تنگنا خواهد شد؛ و به همین دلیل امام سجاد علیه السلام می فرمایند مؤذّن یادآور یاد و نام خدا برای انسان است. افراد مؤمن و مخلص همین که نزدیک وقت نماز می شود، حالت بی قراری پیدا می کنند؛ مثل عاشقی که وعده وصالش نزدیک می شود.
وعده وصل چون شود نزدیک - آتش عشق تیزتر گردد
مؤمن به انتظار موعد و وقت نماز است؛ مخصوصا وقتی صدای مؤذّن را می شنود، گویی مژده وصل را گرفته است؛ اذن ورود به حریم معشوق را یافته است. این ارزش و جایگاه کار مؤذّن است. کسانی که از مادیات و اشتغالات روزمره دنیا احساس خستگی می کنند، هنگامی که وقت نماز می رسد و صدای مؤذّن را می شنوند، مثل این است که صدای مؤذّن و جمله ها و کلمه های اذان، روح آنها را نوازش می دهد. رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به نقل عامه خطاب به بلال فرمودند:
قُم یَا بَلال فَأَرِحنا باَلصَّلاة(923).
((بلال! برخیز و روح ما را با ذکر و نام خدا نوازش بده)).
جان کمال است و ندای او کمال - مصطفی گویان ارحنا یا بلال
وقتی صدای مؤذّن بلند می شود و یاد خدا را زنده می کند و طبیعی است که انسان غرق شده در دنیای مادی و از امور جاری زندگی دست شسته، کارهای رایج را رها کند؛ زیرا به کاری واجب تر فراخوانده می شود که آن برقراری ارتباط با معبود و معشوق حقیقی است:
از در درآمدی و من از خود به در شدم - گویی کز این جهان به جهان دگر شدم
او مشغول ترنم یاد و ذکر تو بود و تو را تکبیر و تجلیل و تسبیح می گفت، من دست از کار شسته و شیفته کسی شدم که نام و یاد معشوق را برای من تجدید و تداعی می کرد.