سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

آیت الله میرسید محمد یثربی

تاریخچه أَذان در اسلام

آن طور که از روایات استفاده می شود پیدایش أَذان به آغاز ورود رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم به مدینه منوره بازمی گردد، اما روایاتی هست که با توجه به آنها پیدایش أَذان به پیش از آن؛ یعنی لیلة الاسری یا شب معراج برمی گردد. این روایت صحیح را زراره از امام محمَّد باقر علیه السلام نقل می کند که حضرت فرمودند:
لمَّا أُسرِیَ برسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم الی السَّماء فبَلَغَ البیتَ المَعمُورَ و حَضَرَتِ اَلصَّلاة، فأَذَّنَ جَبرَئِیلُ و أَقَامَ، فَتَقَدَّمَ رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم و صَفَّ الملائِکَةُ و النَّبیُّونَ خَلفَ محمَّد صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم(880).
((شبی که رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم به معراج رفتند، وقتی به بیت المعمور رسیدند، موقع نماز، جبرئیل علیه السلام أَذان و اقامه گفت و پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله وسلم جلو ایستادند و ملائکه و انبیا به حضرت اقتدا کردند)).
بنابر این روایت، أَذان در شب معراج به پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم آموخته شد. روایت دیگری از امام صادق علیه السلام نقل شده است که حضرت فرمودند:
لمَّا هَبَطَ جبرئیل علیه السلام بالاَذَانِ عَلَی رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلَّم، کانَ رَأسُهُ فی حِجرِ عَلِیّ علیه السلام، فأَذَّنَ جبرئیل علیه السلام، و أَقَامَ، فَلَمَّا انتَبَهَ رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم قال: یا علیُّ! سَمِعتَ؟ قال علیه السلام: نَعَم، قال صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم: حَفِظتَ؟ قال علیه السلام: ادعُ بلالا فعلِّمه، فدَعا علیّ علیه السلام بَلالا فَعَلِّمَهُ(881).
((زمانی که جبرئیل علیه السلام مأمور ابلاغ أَذان بر پیامبر اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم شدند سر مبارک حضرت بر دامن امیرالمؤمنین علیه السلام بود. جبرئیل علیه السلام أَذان و اقامه را بر پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم وحی کرد. پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم که به مطلب آگاه شدند خطاب به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: یا علی! شنیدی؟ گفت: آری، فرمودند: حفظ کردی؟ گفت: آری، گفتند: بلال را صدا کن و به او بیاموز. امیرالمؤمنین علیه السلام بلال را صدا کردند و أَذان را به او آموختند)).
از این روایت معلوم می شود که اساسا همه قرآن و دستورات الهی، در لیلةالقدر یک جا به پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نازل شد؛ منتها پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم مأمور به ابلاغ نبودند؛ مگر جایی که جبرئیل علیه السلام نازل شده، آن آیات خاص و یا مطالب مخصوص را ابلاغ می کردند. احتمالا درباره أَذان همچنین بوده است؛ چون معراج معروف رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم در مکه و قبل از مهاجرت به مدینه بود.
در قرآن کریم می خوانیم:
سبحان الَّذی أَسری بعبدِهِ لَیلا مِنَ المسجد الحرام الی المسجد الاَقصَی الَّذی بارَکنَا حَولَهُ لِنُرِیَهُ مِن آیاتِنا انَّه هو السَّمیع البصیر(882).
((پاک و منزه است خدایی که شبی بنده خود را از مسجد الحرام به مسجدالاَقصایی که پیرامونش را مبارک ساخت، سیر داد تا آیات خود را به او بنماید؛ که خدا به حقیقت شنوا و بینا است)).
بنابراین، دستور أَذان هم مثل بقیه احکام از همان آغاز بعثت و در مکه صادر شده است؛ منتها حضرت مأمور اجرا و ابلاغ آن به مردم نبودند؛ تا وقتی که به مدینه مهاجرت کردند؛ که ان شاء اللَّه در ادامه بحث به آن اشاره خواهیم کرد.
در بعضی از آیات کریمه قرآن هم به این عمل خاص اشاره شده است؛ در سوره مبارکه مائده می فرمایند:
واذا نَادَیتُم اِلَی اَلصَّلاة اتَّخَذُوا هُزُوا و لَعِبا ذلک بانَّهُم قوم لا یَعقِلون(883).
((وقتی مردم را به نماز دعوت می کنید، عده ای مسلمانان را مسخره می کنند که این عمل آنها، از روی بی تدبیری است)).
یا در سوره مبارکه جمعه می فرماید:
یا أَیُّها الذین آمنوا اذا نودی للصلاة من یوم الجمعة فاسعوا الی ذکر اللَّه و ذرو البیع ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون(884).
((ای کسانی که ایمان آورده اید! هرگاه شما را برای نماز روز جمعه بخوانند، به ذکر خدا بشتابید و کسب و تجارت را رها کنید، که اگر بدانید این نماز بهتر خواهد بود)).
فاضل مقداد، صاحب کتاب ((کنز العرفان فی تفسیر آیات الاحکام)) می گوید: همه مفسران اتفاق نظر دارند که منظور از دعوت و ندا در آیات قرآن، همان أَذان است(885).
از مجموع روایاتی که نقل کردیم استفاده می شود که آیات کریمه قرآن و روایات متعدد به أَذان اصطلاحی اشاره کرده اند؛ منتها شهید اول در کتاب ((ذکری الشیعة)) روایتی را نقل می کنند که حاکی از زمان تاریخی این عمل و تاثیر بسیار مثبت آن در ایجاد تحول در جوامعی است که مستمع این کلمات زیبا بوده اند.
این روایت، انسان را به یاد بسیاری از اتفاقاتی می اندازد که در صدر اسلام روی داده است؛ مثلا جایی که مشرکان بر علیه وحی الهی، دعوت پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم و محتوای دعوت آن حضرت، شایعه سازی کرده و به آن حضرت افترا می زدند. ابن ابی عقیل روایتی از امام صادق علیه السلام بیان کرده است که:
أَنَّه لَعَنَ قَوما زَعَمُوا أَنَّ النَّبیَّ صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم أَخذ الاَذان من عَبد اللَّه بن زید، فقال یَنزِلُ الوَحیُ عَلَی نَبیِّکُم فَتَزعُمُوَن أَنَّه أَخذ الاَذان من عبدِاللَّه بن یزید(886).
((حضرت، کسانی را که گمان می کنند پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم أَذان را از عبداللَّه بن یزید آموخته اند، لعن کردند و فرمودند بر پیامبر شما وحی نازل می شود، ولی شما گمان می برید که أَذان را از عبداللَّه بن یزید یاد گرفته است!)).
علت این مطلب آن است که بعضی از علمای عامه از قداست احکام شرعیه، غفلت نموده و تصور کرده اند که بعضی از این احکام قابل أخذ از دیگران است.
در سیره حلبی نقل شده است:
در روزهای ابتدای ورود رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم به مدینه مسلمانان جمع شده بودند و درباره چگونگی اطلاع از اوقات نماز چاره اندیشی می کردند که پیغمبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم برای اقامه نماز جماعت، به مسجد تشریف می برند. هر کسی نظری داد بعضی گفتند که با ناقوس خبر می دهیم؛ بعضی گفتند که از شیپور استفاده می کنیم؛ بعضی دیگر گفتند که پرچمی را بر بالای بامی می افرازیم و حتی بعضی پیشنهاد کردند که آتش بیفروزیم که با همه این راه ها؛ مخالفت شد؛ چون هر کدام، به صورتی تقلید از مذاهب دیگر بود؛ ناقوس و شیپور از نصارا و یهود بود و افروختن آتش از مجوس. تا این که پیغمبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم العیاذباللَّه متحیر شد که چه کند تا این مشکل حل شود. عبداللَّه بن زید تلاش می کرد که این مشکل را حل کند، فردی را دید که، ناقوسی در کوچه به دوش گرفته و حمل می کند، می خواست آن را برای پیامبر بخرد. تا این که عبداللَّه در خواب دید مسلمانان باید این کلمات جملات أَذان را بلند بگویند تا مساله اعلام نماز حل شود(887).
بعضی از عامه این قصّه را به صورت دیگری نیز نقل کرده و گفته اند که قبل از عبداللَّه، یکی از خلفا چنین خوابی دیده است(888).
به هر حال، هیچ کدام از این دو نقل نه مستند قوی تاریخی دارد و نه با قداست تشریع احکام الهی سازگار است. این که مستند تاریخی ندارد روشن است؛ چرا که صرفا نقل یک رویا و خوابی است که به یک فرد معمولی نسبت داده شده است.
اما همان طور که اشاره شد خداوند متعال، احکام و دستورات خود را در شب معراج به صورت یک مجموعه و در قالب آیات کریمه قرآن، به پیامبرش الهام فرمود و بعد از آن جبرئیل علیه السلام مأمور بود که در مواقع خاصی که مصلحت الهی اقتضا می کرد، زمان ابلاغ آنها را به رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم اعلام کند؛ که این مرحله، نزول تدریجی قرآن نام گرفته است؛ از جمله این مسائل، مساله أَذان است که پیغمبر در شب معراج آن را از جبرئیل آموختند. او در محضرت حضرت، أَذان و اقامه گفت.
پیغمبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم در مکه بسیار محدود و محذور بودند و هیچ امکانی برای اعلام أَذان به صورت کنونی نبود؛ حتی آن روزهای اول، نماز را هم پنهانی و همراه با خوف انجام میدادند. زمانی که جبرئیل علیه السلام مأمور ابلاغ أَذان بر پیامبر اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم شدند سر مبارک حضرت بر دامن امیرالمؤمنین علیه السلام بود. جبرئیل أَذان و اقامه را بر پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم وحی کرد. پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم که به مطالب آگاه شدند خطاب به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: یا علی! شنیدی؟ گفت: آری، فرمودند: حفظ کردی؟ گفت: آری، گفتند: بلال را صدا کن و به او بیاموز. امیرالمؤمنین علیه السلام بلال را صدا کردند و أَذان را به او آموختند.
از همان روز بلال به صورت رسمی مؤذّن شد و مواقع نماز را برای مردم اعلام می کرد. این که کسی خواب دیده و یا یکی از خلفا، زودتر خواب دیده یا بلال دیرتر متوجه شده و غیره، مثل بسیاری از مجعولاتی است که حتی اهل دقت از عامه هم آن را ضعیف دانسته اند و آن را نمی پذیرند.
بنابراین، همان طور که در روایات گذشته به آن اشاره کردیم مساله أَذان ریشه در وحی دارد و منشا تاریخی آن هم شب معراج است. أَذان جنبه اعلامی دارد و اصلا کلمه أذن به معنای اجازه و رخصت است؛ یعنی اعلام این که شما مجازید این کار را انجام دهید. معنای لغوی أذن و اجازه هم، اعلام است، بنابراین یک امر اعلامی است.

جایگاه مؤذّن در اسلام

حال بعد از این مقدمه باید بپرسیم حقّ مؤذّن چیست؟ امام سجاد علیه السلام فرمودند:
وَ اَمَّا حقّ المؤذّن، فأَن تعلم أَنَّه مذکِّرک بربک، و داعیک الی حظِّک، و أَفضل أَعوانک علی قضاء الفریضة التی افترضها اللَّه علیک.
امام علیه السلام ابتدا جایگاه مؤذّن را بیان می فرمایند که یکی از منزلت های او این است که ذکر و یاد خداوند متعال را در قلب ها زنده می کند؛ او انسان را به استفاده از آن ثمره و بهره ای که خداوند متعال، برای مؤمنان در نماز قرار داده است دعوت می کند.
مؤذّن بهترین یاور انسان است تا او بر فرایض خود تنبه پیدا کند؛ چون همیشه برای همه انسان ها ابتلائات معمول وجود داشته و دارد و گاهی این اشتغالا ت زندگی و ابتلائات مادی چنان انسان را سرگرم می کند که حتی از قضای واجباتش نیز غفلت می کند. در چنین شرایطی کسی که انسان را متنبه و متوجه غفلت خود می کند، بر انسان حقوقی پیدا می کند.
قبل از این که به حقوق مؤذّن بپردازیم و عبارات امام علیه السلام را تبیین کنیم، روایاتی را درباره مقام مؤذّن و ارزش او از منابع و مآخذ روایی ذکر می کنیم. مرحوم صدوق در((ثواب الاعمال)) نقل می کند:
أطولُ النَّاسِ أعناقا یومَ القیامةِ المؤذّن ونَ(889).
((سرافرازترین مردمان روز قیامت، مؤذّن ان هستند)).
یا در روایت دیگر امام رضا علیه السلام از پیغمبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل می کنند که فرمودند:
المؤذّن ون أطولُ النَّاس أعناقا یوم القیامة(890).
((در قیامت، مؤذّن ان از همه مردم سرافرازترند)).
یقینا مراد معنوی ظاهری لفظ نیست که در قیامت، مؤذّن ان انسان های بلند قامتی باشند؛ ناموزون با گردن های بسیار دراز، بلکه این گردن فرازی به این معنا است که از یک شاخصه و برجستگی خاصی برخوردارند، که در میان جماعت قیامت گم نمی شوند، بلکه مورد عنایت و توجه جمع واقع می شوند.
درباره مؤذّن باید گفت این ثمره و اثر وضعی و علمی کار او است؛ یعنی همین که او در دنیا خدا را به یاد بندگان می آورده است، خداوند هم در قیامت، همه توجهات را به سمت او جلب می کند و او را مورد توجه خلق اولین و آخرین قرار می دهد.

پاداش مؤذّن و أَذان گفتن

مرحوم مفید از امام باقر وَ امام صادق علیهماالسلام نقل می کند که فرمودند:
قال رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم یغفر للمؤذّن مَدَّ صوته و بصره و یُصَدِّقُه کُلّ رَطب و یابس، و له بکُلّ مَن یُصلّی بأَذانه حسنة(891).
((خداوند برای مؤذّن تا زمانی که صدایش بلند است و تا جایی که چشمش کار می کند، غفران و آمرزشی قرار داده و هر تر و خشکی که صدای او را می شنود، وی را تصدیق میکند به همین دلیل ما هم مأموریم که همراه با مؤذّن أَذان را تکرار کنیم که این عمل به معنای تصدیق گفتار او است و همراه با کسی که با أَذان او تنبه پیدا کرده و نماز خوانده است، حسنه ای نیز برای مؤذّن قرار داده است)).
این ارزش معنوی و پاداش و اجری است که خداوند برای مؤذّن قرار داده است. در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام که تقریبا شبیه به روایت قبل است نقل شده که می فرمایند:
المؤذّن یغفر اللَّه له مدَّ بصره و مدَّ صوته فی السّماء، و یصدّقه کُلّ رطب و یابس یسمعه، و له من کُلّ مَن یصلّی معه فی مسجده سهم، و له من کُلّ من یصلّی بصوته حسنة(892).
((خداوند برای مؤذّن تا آن جا که چشم کار او می بیند و تا وقتیکه صدایش بلند است، غفران و آمرزشی قرار داده و هر تر و خشکی که صدای او را می شنود، او را تصدیق میکند هر کس در مسجدی که مؤذّن در آن أَذان گفته، نماز بخواند، مؤذّن در نماز او سهم دارد و هر کسی که با أَذان او تنبه پیدا کرده، نماز بخواند، او نیز در قبالش حسنه می گیرد)).
در این باب روایات بسیاری ذکر شده، چرا که أَذان از سنن ارزشمندی است که متاسفانه مسلمانان از آن غفلت کرده اند. روایت دیگری از امام صادق علیه السلام از رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل می کنند که حضرت فرمودند:
مَن أَذَّنَ فی مِصر مِن أَمصَارِ المسلِمِینَ سَنَة، وجبت له الجنَّة(893).
((اگر کسی یک سال، در یکی از بلاد مسلمین أَذان بگوید، خداوند بهشت را بر او واجب می کند)).
در کلمات اهل بیت علیهم السلام و نقل آنها، باید به این نکته توجه داشته باشیم که سخنان ایشان، ماخوذ از وحی است و اغراق نیست؛ حقایقی است که از زبان معصومین علیهم السلام برای ما بیان شده است.
این عملِ به حسب ظاهر کوچک و کم مؤونه و بی زحمت می تواند این انسان بار معنوی زیادی فراهم کند. روایت دیگری را صاحب وسائل نقل می کند که راوی می گوید از امام باقر علیه السلام شنیدم که فرمودند:
مَن أَذّن سبع سنین احتسابا، جاء یوم القیامة و لا ذنب له(894).
((اگر کسی هفت سال از روی محاسبه وقت أَذان بگوید، روز قیامت در حالی وارد محشر می شود که هیچ گناهی در نامه عمل او نیست)).
در روایت دیگری که مرحوم صاحب وسائل نقل کرده، آمده است:
دخل رجل من أهل الشَّام علی أَبی عبداللَّه علیه السلام، فقال له ان أَوَّلَ مَن سَبَقَ الی الجَنَّةِ بِلال، قال و لِمَ؟ قال لَأَنَّهُ أَوَّلُ مَن أَذَّنَ(895).
((مردی از شام خدمت امام صادق علیه السلام رسید. حضرت به او فرمودند اولین کسی که وارد بهشت می شود، بلال است. مرد شامی سوال کرد: چرا بلال قبل از همه وارد می شود؟ حضرت فرمودند: چرا که او اولین کسی بود که أَذان گفت)).
در روایت بعدی که ذکر می شود، ارزشهایی برای این عمل بسیار ساده عبادی ذکر شده است که نشان می دهد ما از عمق تاثیر آن غفلت کرده ایم، ولی خداوند به کسی که أَذان می گوید اجر و پاداش فوق العاده مقرر کرده است. در روایتی از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل شده است که فرموده اند:
المؤذّن المحتسب کالشَّاهِرِ سَیفَهُ فی سبیل اللَّه القَاتِلِ بَینَ الصَّفَّین(896).
((کسی که از روی محاسبه و دقت، أَذان بگوید، مانند کسی است که شمشیر کشیده است و بین دو صف اسلام و کفر به نفع اسلام و علیه کفر شمشیر می زند)).
در سخن دیگری از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل شده است که می فرمایند:
مَن أَذّن اربعین عاما محتسبا، بَعَثَهُ اللَّه عزَّ و جَلَّ یوم القیامَةِ و له عمل أَربَعِینَ صِدِّیقا، عَمَلا مَبرُورا مُتَقَبَّلا(897).
((کسی که چهل سال أَذان بگوید، روز قیامت خداوند او را برمی انگیزد، در حالی که عمل چهل صدیق را آن هم مقبول و مبروری که مورد قبول درگاه الهی قرار گرفته است برای او مقرر فرموده است)).
آنچه گفته شد، آثار معنوی است که خدا قرار داده است؛ ولی برخی آثار ظاهری نیز بر آن مترتب است؛ مثلا در روایت های قبلی خواندیم که مؤذّن در صحنه محشر، یک مرتبه بلندتر از همه جماعت محشر و موردتوجه همگان است. در روایت دیگری از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم آمده است:
مَن أَذَّنَ عشرین عاما بَعَثَهُ اللَّه یومَ القِیَامَةِ و له من النور مثل زینة السَّماء(898).
((اگر کسی بیست سال أَذان بگوید، خداوند روز قیامت او را درحالی برمی انگیزد که نوری به اندازه نور آسمان همراه اوست)).
در روایت دیگری از وجود مقدس رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل شده است که می فرمایند:
مَن أَذّن عَشرَ سِنِینَ أَسکَنَهُ اللَّه عزَّ و جل مَعَ اءِبراهیمَ الخلیلِ فی قُبَّتِهِ أَو فی دَرَجَتِهِ(899).
((کسی که ده سال أَذان بگوید، خداوند او را در بهشت هم رتبه ابراهیم خلیل علیه السلام قرار می دهد)).
این وعده الهی است؛ آن هم با پیامبر صاحب کتاب که از جایگاه فوق العاده ای برخوردار است. در سخن دیگری از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم آمده است که فرمودند:
مَن أَذّن سَنَة واحدة بَعَثَهُ اللَّه عز وجل یوم القیامة و قد غُفرت ذنوبه کُلّها بَالِغَة ما بَلَغَت و لو کانت مثلَ زِنَةِ جَبَلِ أُحُد(900).
((کسی که یک سال بر أَذان گفتن مداومت کند، خداوند او را در قیامت مبعوث می فرماید در حالی که همه گناهان او بخشیده شده است؛ اگرچه گناهان او به اندازه کوه احد باشد)).
یکی از آثار و برکات دنیوی مداومت بر أَذان این است که اگر کسی به واسطه أَذان و یاد خدا بودن، مشهور شود، در مسیری قرار می گیرد که گناه نمی کند یا حداقل برای حفظ حیثیت اجتماعی خود هم که شده است، سعی می کند گناه آشکار و علنی انجام ندهد. روایت دیگری از رسول گرامی اسلام صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل شده است که حضرت فرمودند:
مَن أَذّن محتسبا یرید بذلک وجه اللَّه، أَعطاه اللَّه ثواب أَربعین أَلف شهید، و أَربعین أَلف صدیق، و یدخل فی شفاعته أَربعون أَلف مُسی ء من أُمَّتی الی الجَنَّة، الا و اءِنَّ المؤذّن اذا قال: أشهد أن لا اله الا اللَّه، صلَّی علیه سبعون أَلف ملک واستغفروا له، و کان یوم القیامة فی ظلِّ العرش حتِّی یفرغ اللَّه من حساب الخلائق، و یَکتُبُ ثَوَابَ قِولِهِ أَشهدُ أَنَّ محمَّدا رسول اللَّه، أَربعون أَلف مَلَک(901).
((خداوند ثواب چهل هزار شهید و چهل هزار صدیق را به کسی عطا می کند که أَذان بگوید، او در قیامت می تواند چهل هزار گناهکار از گناهکاران امت را شفاعت کند. آگاه باشید وقتی مؤذّن می گوید لا اله الا اللَّه هفتادهزار ملک بر او صلوات و درود می فرستد و برای او استغفار می کنند. در قیامت او در سایه عرش الهی است تا خدا از حساب بندگان فارغ شود و ثواب این عبارت و جمله او را که گفته است أشهد أن محمَّدا رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم چهل هزار ملک برای او ثبت می کنند)).
عبارت آخر، حکایت می کند که یا چهل هزار شاهد خواهد بود یا آنقدر این کار در پیشگاه الهی ارزشمند است که چهل هزار ملک مأمورند تا پاداش عمل را به نام او ثبت و ضبط کنند.