سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

آیت الله میرسید محمد یثربی

3 - کرامت و تفضل بودن معروف

نکته دیگر این که معروف، تفضل و کرامت اخلاقی است؛ نه قانون، اما بعضی تفضل دیگران را حقّ دانسته و همیشه خود را طلبکار انسان های کریم می دانند که البته این مقدار اشکال ندارد؛ چنان که در روایتی به نقل از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است:
الکریم یَری مکارمَ أفعالِهِ دینا علیه یَقضیه(873).
((انسان کریم، مکارم افعالش را دَینی برعهده خود می داند که باید آن را ادا کند)).
اما افرادی هستند که نه تنها همیشه خود را طلبکار می دانند، بلکه روح شکر و زبان شکرگزاری در وجود آنها نیست؛ یعنی هرگز حاضر نیستند از احسانی که به آنها شده است شکرگزاری کنند. در حالی که هه بحث ما در این بود که امام سجاد علیه السلام فرمودند:
وَ اَمَّا حقّ ذی المعروف علیک، فأَن تشکره.
((حقّ صاحب معروف بر تو آن است که او را شکر کنی و سپاس گویی)).
سپاس در این است که همواره او را یاد کنی و نزد دیگران عمل خیر او را اشاعه دهی. عده ای، نه تنها سپاسگزاری نمی کنند و خوبی های فرد را اشاعه نمی دهند، بلکه به ذکر سیئات و تهمت و افترا زدن به کسانی می پردازند که در حقّ آنها احسان کرده اند؛ در نتیجه باعث از بین رفتن روح خدمت گزاری و نیکوکاری در جامعه می شوند. امام صادق علیه السلام در روایتی می فرمایند:
لعن اللَّه قاطعی سبیل المعروف، و هو الرَّجل یُصنع الیه المعروف فیکفره، فیمنع صاحبه أَن یصنع ذلک الی غیره(874).
((خداوند قاطع سبیل معروف را لعنت کند؛ او کسی است که نسبت به او خدمتی می شود و او نه تنها شکر نعمت نمی کند، بلکه کفران هم می کند و کفران نعمت باعث می شود که صاحب معروف، عمل و کار خیر برای دیگران انجام ندهد)).
قطع طریق معروف، از بزرگترین سیئات اخلاقی است و کسانی که دارای چنین روحیه اخلاقی اند، به طور طبیعی نباید از فعل معروف بهره مند شوند؛ وگرنه نتیجه این می شود که گفته شد. این تعبیر در روایتی از امیرالمؤمنین علیه السلام نیز آمده است که می فرمایند:
الکرامةُ تُفسد من الَّئیم بقدر ما تُصلح من الکریم(875).
((کرامت و بزرگواری، همان مقدار که انسان کریم را بزرگی می بخشد، انسان پست را خوار و فاسد می کند)).
بزرگورای فرد کریم به همان اندازه که ملکات اخلاقی وی را به ارج می رساند، در انسان های پست و لئیم، اثر منفی می گذارد و آنهارا فاسد می کند. یعنی همان طور که به صلاح افراد کریم می انجامد به فساد اخلاقی لئیم منتهی می شود.
به عنوان نمونه، در جامعه افرادی هستند که با نثار عمر، مال، اعتبار و آبروی خود، منشا خیرات و آثار فراوانی برای افراد هستند، اما در مقابل، افراد پستی پیدا می شوند که آنها را تخطئه می کنند و به جای شکرگزاری یا حداقل سکوت با تخریب کردن باعث می شوند که در ایشان رغبت به انجام خیر از بین برود. این یک ضربه جدی اجتماعی است و یقینا اثر منفی در روح و روان افرادی می گذارد که می خواهند به کار خیر مبادرت کنند.

4 - قصد تقرّب به پروردگار

نکته دیگر این است که باید نیت انسانی که می خواهد به عمل خیر و معروف اقدام کند، خیرخواهی دیگران به قصد تقرب باشد؛ یعنی از این که دیگران مشکلشان حل می شود، شادمان شود؛ نه این که آن را وسیله ریاکاری و تظاهر قرار دهد و صرفا برای خودنمایی انجام دهد؛ که اگر چنین شود، فعل معروف خود را ضایع کرده است. امام صادق علیه السلام در روایتی می فرمایند:
اذا أَردت أَن تَعرِفَ الی خیر یَصِیرُ الرَّجلُ أَم الی شَرّ، فانظُر أَین یَصنَعُ معروفه(876).
((اگر می خواهی بدانی که فردی به سوی خیر می رود یا شر، ببین کار خیرش را کجا انجام می دهد)).
یعنی خوب بنگر این کار معروف را برای چه کسی انجام می دهد، اگر او شایستگی و لیاقت این معروف را دارد، این فرد اهل خیر است، اگر اهلیت خیر را ندارد، معلوم می شود که نیت فاعل خیر، خالص نبوده است. بنابراین، در معروف تصحیح نیت امری اساسی است.

29 - حقّ مؤذّن

وَ اَمَّا حقُّ المؤذّن، فأَن تَعلَمَ أَنَّه مُذکِّرک بربِّکَ، و دَاعیَکَ الی حظِّک، و أَفضَلُ أَعوانِکَ علی قَضاءِ الفَریضَةِ الَّتی افتَرَضَهَا اللَّه علیکَ، فتَشکُرُهُ علی ذلک شُکرَکَ للمُحسِنِ اِلَیک، و ان کُنتَ فی بَیتِکِ مُتَّهِما لذلک لَم تَکُن للَّهِ فی أَمره متَّهِما و عَلِمتَ أَنَّه نَعمَة مِن اللَّه علیک لا شکَّ فیها، فأَحسِن صُحبة نِعمَةِ اللَّه بِحَمدِ اللَّه علیها علی کُلّ حال، و لا قوَّةَ الا بِاللَّه.
((وَ اما حقّ أَذان گو این است که بدانی او خدایت را به یاد تو می آورد و تو را به حظ و نصیبی که درای، دعوت می کند و او بهترین یاور و کمک کار تو در انجام واجبی است که خداوند به عهده تو نهاده است، پس او را بر این کار، سپاس گوی؛ همچنان که نیکوکاری را نسبت به خود سپاس می گویی و اگر در خانه ات نسبت به مؤذّن بدبینی داری (و او را به دلایلی متهم می دانی) در امر أَذان نباید او را متهم کنی و باید بدانی که او نعمتی خدادادی است و باید با نعمت خدا خوشرفتاری کنی و در هر حال شکرگزار نعمت های الهی باشی)).
حقّ بیست و نهم از حقوقی که امام سجاد علیه السلام در رساله مبارکه حقوق بیان فرموده اند، حقّ مؤذّن است. معنای کلمه أَذان، از نظر اصطلاح خاص مسلمانان، همان اذکار و جملات مخصوصی است که شهادت به یگانگی خداوند متعال، و رسالت رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم و تشویق و تحریض بر نماز در اوقات معین است و در لغت به معنای اعلام چیزی با ندا و فریاد است(877).
در سوره مبارکه یوسف در ادامه داستان برادران یوسف علیه السلام که بعد از قدرت و حکومت او، برای خرید گندم نزد عزیز مصر رفتند و او برادران را شناسایی کرد و برای نگه داشتن برادر، تمهیدی اندیشید و کَیل و پیمانه گندم را در ظرف بنیامین قرار داد، می فرماید:
ثمَّ أَذّن مؤذّن أَیَّتها العیر انَّکم لسارقون(878).
((مؤذّن ی فریاد زد که اهل قافله! شما دزد هستید)).
و در جای دیگری از آیات کریمه قرآن در سوره مبارکه توبه می فرماید:
و أَذان مِّن اللَّه و رسوله الی النَّاس یوم الحجّ الاکبر أَنَّ اللَّه بری ء مِّن المشرکین و رسوله(879).
((این اعلام از جانب خدا و رسول او است به مردم در روز عید قربان که خدا و رسولش از مشرکان بیزارند)).