سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

نویسنده : آیت الله میرسید محمد یثربی

1 - عدم تبعیض در اهل معروف

این که انسان برای همگان خیرخواهی و اقدام به فعلا معروف کند و تبعیض قائل نشود. از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند:
اصنَعِ المعروفَ الی مَن هُو أَهله و الی مَن لیس أَهلِهِ، فاءِن لم یکُن هوَ مِن أهله فکُن أَنت مِن أَهلِهِ(864).
((در انجام دادن معروف برای کسی که صلاحیت و اهلیت آن را دارد و کسی که اهلیت آن را ندارد کوتاهی نکن؛ هر چند او اهلیت پذیرش معروف را ندارد، تو اهل انجام و اقدام به معروف باش)).
در روایتی از موسی بن جعفر علیه السلام تعبیر زیبایی است که می فرمایند:
أَخَذَ أَبی بیدی ثمَّ قال یا بُنیَّ! انَّ أبی محمَّد بن علی علیهماالسلام أَخذ بِیَدی کَمَا أَخذت بیدک و قال انَّ أَبی علیِّ بن الحسین علیهماالسلام أَخذ بیدی و قال یا بُنَیَّ! اِفعَلِ الخیر الی کُلّ مِن طلبه منک فان کان مِن أَهله فقد أَصبت موضعه و ان لم یَکُن مِن أَهله کُنتُ أَنت مِن أَهله و ان شَتَمَکَ رجُل عن یمینک ثمَّ تحوَّل الی یسارک فاعتَذِر الیک فاقبَل عُذرَهُ(865).
((پدرم دست مرا گرفت و سپس گفت فرزندم! همان طور که من دست تو را گرفته ام، پدرم امام باقر علیه السلام دست مرا گرفت و گفت پدرم علی بن الحسین علیهماالسلام دست مرا گرفت و گفت فرزندم! در انجام خیر و معروف نسبت به هر کسی که از تو مطالبه خیر می کند، کوتاهی نکن؛ اگر او اهلیت آن را دارد، خیر به جایگاه خود رسیده است و اگر اهلیت آن را ندارد، تو شایستگی خود را نشان داده ای و اگر کسی از طرفی به تو ناسزا گفت و از دیگر سو از تو معذرت خواست، عذر او را بپذیر)).
روایات فراوانی با این مضمون داریم؛ از آن جمله صدوق با اِسناد از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه وآله و سلم نقل می کند که حضرت فرمودند:
رأس العقل بَعدَ الاِیمان، التَّودُّد الی النَّاس واصطناع الخیر الی کُلّ بَرّ و فاجر(866).
((اساس خرد و عقل آدمی - آنچه انسان را به ایمان هدایت می کند - اظهار دوستی و مودت با مردم و انجام خیر و معروف نسبت به هر انسان نیک و فاجری است)).
خدمت به همگان، نشانه عقل است. دوست داشتن باید در افعال انسان بروز و ظهور یابد. این که انسان مدعی باشد دیگران را دوست دارد، کافی نیست، بلکه باید بذر دوستی همه انسان ها را در دل خود غرس کرده باشد و میوه آن درخت، در دست، پا، جوارح و اندیشه او جلوه کند و در انجام فعل خیر برای دیگران، مسامحه نکند؛ همگان را دوست داشته باشد و به همگان خدمت کند.
در این صورت، به نتیجه ای می رسد که امام صادق علیه السلام می فرمایند:
انَّ الجنَّة بابا یُقال له المعروف، لا یدخله الا أَهل المعروف(867).
((بهشت دری دارد به نام ((باب المعروف)) و از آن در هیچ کس جز اهل معروف و خیر وارد نمی شود)).
در این که انسان موظف است اهل معروف باشد، جای هیچ بحثی نیست؛ منتها در برخی از روایات به نکات دقیقی برمی خوریم که قابل تأمّل است.
مثلا در انجام فعل خیر، بی حساب اقدام نکند؛ حدود فعل خیر را کاملا بشناسد و رعایت کند؛ شایستگی فرد و جامعه ای که می خواهد به آن خدمت کند بسنجد تا مبادا عمل خیر ضایع و نابود شود و از فعل معروف، قدردانی و سپاسگزاری نشود.

2 - بررسی محدوده معروف

عمل معروف، گاه نسبت به یک فرد از افراد جامعه است و گاه نسبت به همه جامعه؛ در هر دو صورت، وجود فاعل خیر، باید ابتدا زمینه آن را بررسی کند که آیا شایستگی احسان و خیر دارد یا ندارد؛ چرا که گاهی انجام کار خیر و معروف در غیر جایگاه و موضع مناسبش، مفاسد و آثار سویی درپی دارد و حتی ممکن است اختلالات اجتماعی ایجاد کند.
سخنی از امام عسکری علیه السلام نقل می کنند که حضرت فرمودند:
انَّ للسَّخاء مقدارا فان زاد علیه فهو سَرَف، و للحَزم مقدارا، فان زادَ علیه فهو جُبن، و للاقتصاد مِقدارا، فان زاد علیه فهو بُخل، و للشَّجاعة مقدارا، فان زاد علیه فهو تَهَوُّر(868).
((برای سخاوت، اندازه ای است که بیش از آن اسراف است. برای احتیاط مقداری است که بیش از آن ترس و خوف است. اقتصاد و میانه روی در امور مالی، اندازه ای دارد که بیش از آن به بخل می انجامد. شجاعت هم حد و حدودی دارد که اگر از حد خود بگذرد، تهور و بی باکی است)).
همه موازین اخلاقی، دارای حدودی اند که باید رعایت شوند و اقدام به خیر هم از این قاعده مستثنی نیست. حداقل و حداکثری دارد که کمتر یا افزون تر از آن موجب تباهی است. این حد و مرز در توصیه های رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم به امیرالمؤمنین علیه السلام چنین ذکر شده است:
یا علیُّ! أَربعة یذهبن ضیاعا، الاکلُ علی الشِّبَعِ، و السِّراج فی القمر، و الزَّرع فی السَّبخة، و الصَّنیعةُ عند غیر أَهلها(869).
((یا علی! چهار چیز است که ضایع می شود و از بین می رود اول، خوردن هنگام سیری؛ دوم، روشن کردن چراغ هنگامی که خورشید یا ماه طالع است و انسان نیازی به نور ندارد؛ سوم، کشت و زرع در زمین شوره زار و سخت؛ چهارم، انجام کار خیر برای کسانی که اهلیت آن را ندارند)).
در مورد اخیر، نکته های اخلاقی و اجتماعی مهمی نهفته است که باید به آن توجه کرد؛ اگر انسان، خدمتی را برای کسی که صلاحیت ندارد، انجام دهد، آن کار خیر را ضایع کرده است. عدم صلاحیت، صورت های مختلفی دارد، مثلا ثروتمندی در لباس فقیر، دست تکدی پیش دیگران دراز کند و کمک بخواهد؛ اگر کسی با علم به وضع او، کمک کند، مال خود را ضایع کرده است. با این که نفس کمک کردن به دیگران، کاری ارزشمند و مورد توصیه دین است، اما اینجا هر انسانی درک می کند که پول به انسان غیر مستحقّ دادن، تباه کردن مال است. در سخنی از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است که فرمودند:
مَن کانَ له منکم مال فایِّاه و الفساد، فانَّ اعطاءَه فی غیر حقِّه تبذیر و اسراف(870).
((اگر ثروتمند هستید، مراقب باشید مال خود را با دادن به کسی که صلاحیت گرفتن آن را ندارد فاسد نکنید؛ زیرا این کار، تبذیر و اسراف است)).
معروف، منحصر به کمک مالی نیست، بلکه یک سلسله اخلاقیات نیز از جمله افعال معروف است؛ مثلا کمک به افراد ناتوان و عفو و گذشت از ستم ستمگر، که این سیره افراد کریم است.
در این باره باید گفت که اغماض از ظلم ظالم، معروف است، اما اگر اغماض از ظلم این فرد، باعث تجرّی وی شود، دیگر معروف نخواهد بود. در حقوق پایانی رساله یکی از حقوقی که ذکر شده این است که:
وَ اَمَّا حقّ مَن سائک أن تعفُو عنه.
((حقّ کسی که به تو ستم و ظلمی کرده است، این است که او را عفو کنی)).
اما چنانچه این عفو و اغماض ضرر بزند و باعث شود که او متجری شود، نباید از ستم او اغماض کرد؛ در این موارد، به اجرای حد تأکید شده است. و در روایتی داریم که گاه ثمره خیر وارده بر اجرای حد، بیشتر از چهل روز بارش باران است(871).
خداوند خود اهل عفو و رحمت است، در عین حال، قانون الهی این است که اگر از عفو و اغماض سوءاستفاده شد یا موجب ضرر به دیگران شد، جای عمل به معروف نیست و چنانچه کسی به آن مبادرت کند، فعل معروف را ضایع کرده است. در سخنی کوتاه، اما بسیار شیرین و پرمحتوا امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند:
((ظلم المعروف مَن وَضَعَه فی غَیر أَهله(872).
((کسی که نسبت به فرد غیرشایسته ای معروفی را انجام دهد، به معروف ستم کرده است)).

3 - کرامت و تفضل بودن معروف

نکته دیگر این که معروف، تفضل و کرامت اخلاقی است؛ نه قانون، اما بعضی تفضل دیگران را حقّ دانسته و همیشه خود را طلبکار انسان های کریم می دانند که البته این مقدار اشکال ندارد؛ چنان که در روایتی به نقل از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است:
الکریم یَری مکارمَ أفعالِهِ دینا علیه یَقضیه(873).
((انسان کریم، مکارم افعالش را دَینی برعهده خود می داند که باید آن را ادا کند)).
اما افرادی هستند که نه تنها همیشه خود را طلبکار می دانند، بلکه روح شکر و زبان شکرگزاری در وجود آنها نیست؛ یعنی هرگز حاضر نیستند از احسانی که به آنها شده است شکرگزاری کنند. در حالی که هه بحث ما در این بود که امام سجاد علیه السلام فرمودند:
وَ اَمَّا حقّ ذی المعروف علیک، فأَن تشکره.
((حقّ صاحب معروف بر تو آن است که او را شکر کنی و سپاس گویی)).
سپاس در این است که همواره او را یاد کنی و نزد دیگران عمل خیر او را اشاعه دهی. عده ای، نه تنها سپاسگزاری نمی کنند و خوبی های فرد را اشاعه نمی دهند، بلکه به ذکر سیئات و تهمت و افترا زدن به کسانی می پردازند که در حقّ آنها احسان کرده اند؛ در نتیجه باعث از بین رفتن روح خدمت گزاری و نیکوکاری در جامعه می شوند. امام صادق علیه السلام در روایتی می فرمایند:
لعن اللَّه قاطعی سبیل المعروف، و هو الرَّجل یُصنع الیه المعروف فیکفره، فیمنع صاحبه أَن یصنع ذلک الی غیره(874).
((خداوند قاطع سبیل معروف را لعنت کند؛ او کسی است که نسبت به او خدمتی می شود و او نه تنها شکر نعمت نمی کند، بلکه کفران هم می کند و کفران نعمت باعث می شود که صاحب معروف، عمل و کار خیر برای دیگران انجام ندهد)).
قطع طریق معروف، از بزرگترین سیئات اخلاقی است و کسانی که دارای چنین روحیه اخلاقی اند، به طور طبیعی نباید از فعل معروف بهره مند شوند؛ وگرنه نتیجه این می شود که گفته شد. این تعبیر در روایتی از امیرالمؤمنین علیه السلام نیز آمده است که می فرمایند:
الکرامةُ تُفسد من الَّئیم بقدر ما تُصلح من الکریم(875).
((کرامت و بزرگواری، همان مقدار که انسان کریم را بزرگی می بخشد، انسان پست را خوار و فاسد می کند)).
بزرگورای فرد کریم به همان اندازه که ملکات اخلاقی وی را به ارج می رساند، در انسان های پست و لئیم، اثر منفی می گذارد و آنهارا فاسد می کند. یعنی همان طور که به صلاح افراد کریم می انجامد به فساد اخلاقی لئیم منتهی می شود.
به عنوان نمونه، در جامعه افرادی هستند که با نثار عمر، مال، اعتبار و آبروی خود، منشا خیرات و آثار فراوانی برای افراد هستند، اما در مقابل، افراد پستی پیدا می شوند که آنها را تخطئه می کنند و به جای شکرگزاری یا حداقل سکوت با تخریب کردن باعث می شوند که در ایشان رغبت به انجام خیر از بین برود. این یک ضربه جدی اجتماعی است و یقینا اثر منفی در روح و روان افرادی می گذارد که می خواهند به کار خیر مبادرت کنند.