سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

آیت الله میرسید محمد یثربی

آثار دنیوی و اخروی عامل به معروف

در روایات برای اهل معروف، آثار دنیوی نیز ذکر شده است؛ امام صادق علیه السلام از اجدادش علیهم السلام نقل می فرمایند:
صَنَائِعُ المعروف تَقِی مَصَارِعَ السُّوء(857).
((به جای آوردن معروف، انسان را از حوادث نابهنگام و سوء محافظت می کند)).
به تعبیر روایت قبل که هر کار نیکی صدقه است؛ همان گونه که در ذهن ما، عموما این معنا جا افتاده که صدقه، انسان را از بلیه و خطر حفظ می کند، در این جا معروف نیز همین اثر را دارد؛ به تعبیر دیگر لازم نیست صدقه فقط پول دادن و یا کمک کردن به نیازمندان باشد، بلکه عمل معروف نیز صدقه است و انسان را از حوادث و پیشامدهای ناگوار مصون نگه می دارد. در روایت دیگری از وجود مبارک امام باقر علیه السلام آمده است که فرمودند:
انّ صنائع المعروف تَدفَعُ مَصَارِعَ السُّوءِ(858).
((انجام دادن معروف نه تنها انسان را از بلاها و حوادث نگه می دارد، بلکه آنها را دفع می کند)).
اثر دیگری که در بعضی از روایات برای معروف بیان شده این است که باعث نازل شدن رحمت بر صاحب فعل معروف می شود. امام صادق علیه السلام از رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل می کنند که حضرت فرمودند:
انَّ البرکة أَسرع الی البیت الَّذی یُمتار منه المعروف من الشَّفرة فی سنام البعیر أَو من السَّیل الی منتهاه(859).
((شتابِ آمدن برکت به خانه ای که از آن کارهای خیر و معروف بیرون می رود، از وارد شدن کارد به گلوی شتر و یا از رسیدن سیل به انتهای آن، بیشتر است)).
چنان که ملاحظه می شود این روایت و امثال آن انسان را به معروف تشویق می کند و در او انگیزه انجام آن را شدت می بخشد. در روایت دیگری که به جنبه های معنوی این امر توجه شده است، امام صادق علیه السلام می فرمایند:
أَیُّما مؤمن أوصل الی أَخیه المؤمن معروفا فَقَد أوصل ذلک الی رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم(860).
((مؤمنی که کار معروفی را برای برادر مؤمنش انجام می دهد، در واقع این خدمت را برای پیامبر اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم انجام داده است)).
این روایت در واقع، دریچه های تازه ای را به روی انسان می گشاید و او را وادار می کند تا از زاویه ای دیگر به این مساله بیندیشند. حضرت می فرمایند که از روی ترحم و با نگاه فقر و ناتوانی، برای دیگران کار معروف و خیر انجام نده؛ بلکه تصور تو این باشد که به رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم خدمت می کنی؛ یعنی خدمت به ارزشمندترین موجود عالم بشریت. باید تصور کنیم که اگر رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم حیات داشتند و نیاز به خدمت ما داشتند چگونه عمل می کردیم!
آثار عجیب دیگری هم در روایات، ذکر شده است که اگر نمی بود انسان جرأت به زبان آوردن آن را نداشت، مثلا علی بن یقطین می گوید: امام موسی بن جعفر علیه السلام به من فرمودند:
کان فی بنی اسرائیل مؤمن و کان له جار کَافِر، فکانَ الکافِرُ یَرفُقُ بالمؤمن و یُوَلِّیهِ المعروف فی الدُّنیا، فلمَّا أَن ماتَ الکافر بَنی اللَّه له بیتا فی النَّار مِن طین، و کان یَقِیهِ حَرَّهَا، و یأتیه الرِّزقُ من غیرها، و قیل له: هذا ما کُنتَ تُدخِلُهُ علی جارک المؤمن فلان بن فلان من الرِّفق، و تُوَلِّیهِ مِنَ المعروف فی الدُّنیا(861).
((در قوم بنی اسرائیل فرد مؤمنی بود که همسایه کافری داشت که اهل رفق و مدارا با او بود؛ در دنیا معروف را برای او دوست می داشت. وقتی از دنیا رفت به حسب وعده قران که می فرماید: ان اللَّه لا یغفر أَن یشرک به(862)؛ کافران وارد بهشت نمی شوند و گناهانشان قابل بخشش نیست، این کافر به جهنم رفت؛ ولی خداوند در جهنم از گل خانه ای برای او بنا کرد که حرارت جهنم را از او دفع می کرد و رزق او نیز از خارج جهنم تامین می شد. به مرد کافر خطاب شد که این ثمره رفق و مدارا و معروف تو نسبت به همسایه مومنت در دنیا است)).
ملاحظه می شود که ثمره عملی معروف چگونه ظاهر می شود، حتی از انسان هایی که منکر ذات الهی بودند، اما در دل دوستدار خیر برای دیگران بودند. در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام وارد شده است که می فرمایند:
فمَن أَتی الیکم معروفا فخُذوا بِیَدِهِ و أَدخلوهُ الجنَّةَ(863).
((پس دست هر کس را که به تو خدمت کرده و دست تو را در دنیا گرفته است بگیر و به بهشت ببر)).
یعنی خداوند به کسانی که درباره آنها کار معروف و خیری انجام شده است مقام شفاعت می دهد تا شفاعت انسان هایی را بکنند که حوایجشان را برآورده کرده اند.

نکات قابل توجه در عمل به معروف

برای انجام کار خیر باید به چند نکته توجه داشت:

1 - عدم تبعیض در اهل معروف

این که انسان برای همگان خیرخواهی و اقدام به فعلا معروف کند و تبعیض قائل نشود. از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند:
اصنَعِ المعروفَ الی مَن هُو أَهله و الی مَن لیس أَهلِهِ، فاءِن لم یکُن هوَ مِن أهله فکُن أَنت مِن أَهلِهِ(864).
((در انجام دادن معروف برای کسی که صلاحیت و اهلیت آن را دارد و کسی که اهلیت آن را ندارد کوتاهی نکن؛ هر چند او اهلیت پذیرش معروف را ندارد، تو اهل انجام و اقدام به معروف باش)).
در روایتی از موسی بن جعفر علیه السلام تعبیر زیبایی است که می فرمایند:
أَخَذَ أَبی بیدی ثمَّ قال یا بُنیَّ! انَّ أبی محمَّد بن علی علیهماالسلام أَخذ بِیَدی کَمَا أَخذت بیدک و قال انَّ أَبی علیِّ بن الحسین علیهماالسلام أَخذ بیدی و قال یا بُنَیَّ! اِفعَلِ الخیر الی کُلّ مِن طلبه منک فان کان مِن أَهله فقد أَصبت موضعه و ان لم یَکُن مِن أَهله کُنتُ أَنت مِن أَهله و ان شَتَمَکَ رجُل عن یمینک ثمَّ تحوَّل الی یسارک فاعتَذِر الیک فاقبَل عُذرَهُ(865).
((پدرم دست مرا گرفت و سپس گفت فرزندم! همان طور که من دست تو را گرفته ام، پدرم امام باقر علیه السلام دست مرا گرفت و گفت پدرم علی بن الحسین علیهماالسلام دست مرا گرفت و گفت فرزندم! در انجام خیر و معروف نسبت به هر کسی که از تو مطالبه خیر می کند، کوتاهی نکن؛ اگر او اهلیت آن را دارد، خیر به جایگاه خود رسیده است و اگر اهلیت آن را ندارد، تو شایستگی خود را نشان داده ای و اگر کسی از طرفی به تو ناسزا گفت و از دیگر سو از تو معذرت خواست، عذر او را بپذیر)).
روایات فراوانی با این مضمون داریم؛ از آن جمله صدوق با اِسناد از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه وآله و سلم نقل می کند که حضرت فرمودند:
رأس العقل بَعدَ الاِیمان، التَّودُّد الی النَّاس واصطناع الخیر الی کُلّ بَرّ و فاجر(866).
((اساس خرد و عقل آدمی - آنچه انسان را به ایمان هدایت می کند - اظهار دوستی و مودت با مردم و انجام خیر و معروف نسبت به هر انسان نیک و فاجری است)).
خدمت به همگان، نشانه عقل است. دوست داشتن باید در افعال انسان بروز و ظهور یابد. این که انسان مدعی باشد دیگران را دوست دارد، کافی نیست، بلکه باید بذر دوستی همه انسان ها را در دل خود غرس کرده باشد و میوه آن درخت، در دست، پا، جوارح و اندیشه او جلوه کند و در انجام فعل خیر برای دیگران، مسامحه نکند؛ همگان را دوست داشته باشد و به همگان خدمت کند.
در این صورت، به نتیجه ای می رسد که امام صادق علیه السلام می فرمایند:
انَّ الجنَّة بابا یُقال له المعروف، لا یدخله الا أَهل المعروف(867).
((بهشت دری دارد به نام ((باب المعروف)) و از آن در هیچ کس جز اهل معروف و خیر وارد نمی شود)).
در این که انسان موظف است اهل معروف باشد، جای هیچ بحثی نیست؛ منتها در برخی از روایات به نکات دقیقی برمی خوریم که قابل تأمّل است.
مثلا در انجام فعل خیر، بی حساب اقدام نکند؛ حدود فعل خیر را کاملا بشناسد و رعایت کند؛ شایستگی فرد و جامعه ای که می خواهد به آن خدمت کند بسنجد تا مبادا عمل خیر ضایع و نابود شود و از فعل معروف، قدردانی و سپاسگزاری نشود.