سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

نویسنده : آیت الله میرسید محمد یثربی

حدود و قواعد دوستی

بنابراین، آنچه که مهم است التزام برادران ایمانی به موازین و مقررات شرع است. روایتی را مرحوم صدوق رحمه اللَّه از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که حضرت می فرمایند:
الصَّداقة محدودَة، فمَن لم یکُن فیه تلکَ الحُدود فلا تَنسِبهُ الی کمال، أوَّلُها: أن یکون سریرتُه و علانیتُه واحدة، والثانیة: أن یریک زَینَک زینَهُ و شَینَک شَینَه، و الثالثة: لا یُغَیِّرُه مال و لا ولد، والرابعةُ: أن لا یُمسِکَ شیئا ممَّا تَصِلُ الیه مَقدِرَتُه(696).
دوستی، مودت و برادری حدودی دارد؛ یعنی باید برای همه قابل شناسایی باشد. اگر کسی در دوستی و رفاقت، واجد شرایط است، قابلیت دوستی دارد و اگر واجد آنها نیست، سزاوار دوستی نخواهد بود؛ و نمی توان او را کامل دانست:
نکته اول این که، ظاهر و باطنش - در مقام دوستی - یکی باشد. برخی از افراد به حسب ظاهر با دیگران اظهار رفاقت می کنند، اما در باطن کینه آنها را در دل می پرورانند. دوام و استواری دوستی و پیوند برادری منوط به این است که ظاهر و درون انسان نسبت به برادر ایمانی اش یکسان باشد و اگر انسان چنین تشخیص دهد که ظاهر و باطن فردی نسبت به برادر مؤمنش یکی نیست، او لیاقت رفاقت را نخواهد داشت.
نکته دوم این که، دوست و برادر دینی، باید خوبی های دوست خود را خوبی های خود بداند و بدی های او را بدی های خود؛ یعنی پیوند آنها طوری استوار شده باشد و میان آن دو یگانگی برقرار باشد که او را خود بداند. اگر او امتیازی دارد، لذت ببرد و اگر عیبی دارد آزرده شود و در جهت زدودن آن تلاش کند. در این صورت این دوستی باارزش و صادقانه است. اما اگر دوست انسان، عیبی دارد و انسان با بی تفاوتی از آن بگذرد. نه تنها این دوستی، عمیق نخواهد بود، بلکه حقّ برادری نیز ادا نخواهد شد.
نکته سوم این که، مال و اولاد، او را دگرگون نکند، افرادی در حالت عادی و شرایط مساوی، با هم پیوند برادری منعقد می کنند و با هم دوست می شوند. اگر کسی در سیر تکامل زندگی صاحب مال و مکنت و فرزندان زیاد شد و این مال و مکنت او را عوض نکرد و داشتن ثروت، فرزند و قبیله در خلقیات و روحیات او تاثیر نگذاشت، دارای شرایط دوستی و برادری است. گاهی افراد در شرایطی یکسان و معمولا در یک سطح پیوندهای صمیمانه ای دارند؛ ولی در سایه برخی تحولات، عده ای از آنها به مقام، مال، مکنت، جاه و قدرتی می رسند که باعث می شود به کلی دوستان گذشته خود را فرامش کرده و چنان برخوردی داشته باشند که گویا همدیگر را نمی شناسند. این معنای صداقت و اخوت شرعی نیست.
صداقت و اخوت شرعی آن است که هیچ حادثه، پیشامد، پستی و بلندی زندگی در رفاقت فرد با دیگران اثر نگذارد.
چهارمین نکته ای که در کلام امام صادق علیه السلام آمده این است که برای کمک و یاری دوستش از هیچ کوششی فروگذار نباشد.
دوست آن باشد که گیرد دست دوست - در پریشان حالی و درماندگی
وگرنه در زمان رفاه، آسایش و بی نیازی، اگر نسبت به یکدیگر اظهار صمیمیت و دوستی کنند، چندان قیمتی ندارد. به تعبیر امیرالمؤمنین علیه السلام برادران و دوستانی صاحب ارزش و قیمت هستند که مورد اعتماد انسان باشند.
در روایت ذکر شده از امیرالمؤمنین علیه السلام منظور از انسان مورد اعتماد، کسی است که بتواند تکیه گاه و پشتوانه انسان باشد تا به هنگام حاجت و گرفتاری به کمک یکدیگر بشتابند.
بنابراین اصل در صدر کلام، امام سجاد علیه السلام از برادر به عنوان بازو و پشتوانه استوار یاد کرده است و دوستی ها و ارتباطاتی در دنیا و آخرت ارزشمند است که به ارزش های اخلاقی پذیرفته شده عقلای عالم که در معارف ما به آنها تصریح شده است ملتزم و پایبند باشند.

26 - حقّ مولا بر بنده آزادشده او

وَ اَمَّا حقّ المُنعُم علیک بالوَلاء، فأَن تَعلم أَنَّه أَنفق فیک ماله، و أَخرجک مِن ذُلِّ الرِّقِّ و وحشتِهِ الی عزِّ الحُرِّیَّةِ و أُنسها، و أَطلقک مِن أَسرِ المملکة، و فکَّ عنک حقّ العبودیَّة، و أَوجَدَکَ رائِحَةَ العزِّ، و أَخرجک من سجن القهر، و دَفَعَ عنک العُسر، و بَسَطَ لک لسان الاِنصاف، و أَباحَکَ الدُّنیا کُلّها فَمَلَّکَکَ نفسک، و حَلَّ أَسرَکَ، و فَرَّغَکَ لعِبادَةِ ربِّکَ، واحتَمَلَ بذلک التَّقصِیر فی ماله، فتَعلَمَ أَنَّه أَولی الخَلقِ بِکَ بَعدَ أُولی رَحِمِکَ فی حَیَاتک و مَوتِک، و أَحقّ الخلق بنصرِک و معونَتِک و مُکَانَفَتِکَ فی ذات اللَّه، فلا تؤثر علیه نفسک ما احتَاج الیکَ أَحدا.
((اما حقّ مولای تو، که تو را آزاد کرده این است که بدانی او برای تو مال خود را انفاق کرده تا تو را از ذلت و خواری بردگی و وحشت آن برهاند و به عزت و سرافرازی آزادی، انس و آرامش برساند. تو را از بند اسارت ملکیت رهایی بخشد و قید بندگی را از تو بگشاید تا نسیم روح نواز آزادگی، تو را بنوازد و تو را از زندان مقهوریت آزاد نموده، مشکلات را از تو دفع نماید و زبان انصاف تو را بگشاید و دنیا را به کامت شیرین کند. تو را مالک خویشت گردانیده و بند اسارت از دست و پایت باز کرده تا برای عبادت پروردگارت آسوده کند و در این راه نقصان مالش را پذیرا شده است. پس بدان که پس از خویشاوندان، او نزدیک ترین مردم در زندگی و مرگ، به تو است و شایسته ترین افراد برای یاری دادن و کمک کردن و پشتیبانی نمودن. پس به هنگام احتیاج و نیاز وی، خود را بر او مقدم بدار)).
این حق، که حقّ مولای آزادکننده و بعد از این حق، حقّ برده ای است که آزاد شده، به اضافه حقّ مولا و عبد که در مباحث گذشته ذکر کردیم، حقوق چهار طبقه و چهار گروه از اصناف اجتماع است که بیان این حقوق چهارگانه، حاکی از توجه عمیق دین مبین اسلام به ظرایف اخلاق بشری است.
در این که اگر کسی در ملکیت دیگری باشد، مالک را بر مملوک و مملوک را بر مالک حقوقی است، شبهه ای نیست؛ و ما به تفصیل این دو را حقّ مالک و حقّ عبد تبیین کردیم، اما مهم این است که بعد از قطع رابطه و پیوند بردگی، حقّ و حقوق چه مفهومی دارد؟ آنچه در این جا می توان بیان کرد، این است که بعد از قطع این رابطه و پیوند، چنین نیست که هر یک به راه خود بروند؛ بلکه باز هم حقوق جدیدی متناسب با شرایط جدید پدید می آید که هر یک باید به آن پایبند باشند.
عبد آزادشده موظف است، تا پایان عمر به مولای آزادکننده خود وفادار بماند، یاری و پشتیبانی خود را از او دریغ نکند. بر اساس پیوند گذشته آنها، در صورتی که بنده آزادشده وارثی نداشته باشد، بعد از مرگ، اموال او به آزادکننده او می رسد؛ در حالی که در شرایط عادی اگر کسی از دنیا برود و وارثی نداشته باشد، حاکم وارث او است و اموال او به بیت المال تعلق می گیرد، اما در این جا آزادکننده، مقدم بر بیت المال است و این نکته بسیار مهم است که موازین اخلاقی چگونه در احکام فقهی و حقوقی تاثیرگذار است.
برای کسانی که با اصول معارف اسلامی آشنا هستند، این حق، برای آزادکننده نسبت به آزاد شده یک حقّ طبیعی تلقی می شود؛ چرا که او احسان و خدمتی کرده که اگر نمی کرد، انسانی تا پایان عمر در قید بردگی و رقیت باقی بود؛ و حال که آزاد شده، جزای این احسان آن است که تا پایان عمر در یاری و نصرت آزادکننده خود کوشش کند؛ به ویژه هنگام نیازمندی و احتیاج او. مادام که او محتاج است، باید تأمین نیازهای او را بر خواهش های خود مقدم دارد که:
هل جَزَاء الاحسان الا الاِحسان(697).
((آیا پاداش نیکی غیر از نیکی است)).

پاداش آزادکننده عبد

این که مولایی با فرمان شرع و با پاسخ به ندای وجدان انسانی خود، رأفت و رحمت انسانی به خرج داده و آزادی بنده ای را رقم زده، بنده آزاد شده هم به خاطر رأفت و لطف او و این که به خاطر وجدان انسانی او بود که طعم آزادی را تا پایان عمر چشیده است، باید مقابله به مثل کند. این مساله، یک اصل کلّی و شعار اساسی، اخلاقی و اسلامی است که به وسیله عقل و فطرت سلیم بشر درک شدنی است و تخلف از آن، خروج از راه و رسم انسانیت است؛ این فرمان صریح اسلام است که:
من أَعتقَ مُسلما أَعتَقَ اللَّه عزَّ و جَلَّ بکُلّ عضو منه عضوا مِنَ النَّار(698).
((هر که مسلمانی را آزاد سازد، خداوند در ازای هر عضوی از آن فرد، عضوی از شخص آزادکننده را از آتش می رهاند)).
این دستور شرع است که انسان های متمکن موظفند در راه آزادی بردگان و بندگان اقدام کنند. حال که شخصی به فرمان شرع گردن نهاده و به ندای انسانی خود پاسخ مثبت گفته و به تعبیر امام سجاد علیه السلام دنیا را به کام او شیرین کرده و او را مالک خودش قرار داده است، اگر آزادشده دارای روحی لطیف است که هیچ، وگرنه باید لطافت روح را از او بیاموزد و مقابله به مثل کند؛ یعنی به واسطه خدمتی که او انجام داده، تا پایان عمر خود را مرهون وی بداند و تا آخر عمر یار و یاور او باشد.
اسلام، دستوراتش مبتنی بر رأفت و رحمت است و رسولش هم رحمةَ للعالمین است و در فقه و اخلاق و سایر موضوعات آن بر اساس رحمت و رأفت حکم شده است و در این جا نیز با بیان حقوق آزادکننده، در حقیقت به نوعی خصیصه ارزشمند انسانی رأفت و رحمت را پاس داشته است؛ همین که این شخص از رأفت و رحمت انسانی برخوردار بوده و به ندای وجدانی خود پاسخ مثبت گفته است و انسانی را از قید رقیت و بندگی آزاد کرده، مستحقّ آن چیزی است که در فرمایش امام سجاد علیه السلام آمده که می فرمایند:
و أَحقّ الخلق بنصرک و معونتک و مُکانَفَتِک فی ذات اللَّه.
کسی که تو را آزاد کرده است، شایسته تر از هر کس است که تو او را یاری و کمک کنی و برای خدا از او پشتیبانی کنی؛ او تو را برای خدا آزاد کرد تو هم برای خدا، نسبت به او چنین باش و هرگز تامین احتیاجات خود را بر تامین نیازهای او مقدم مدار.
همان طور که مشاهده می شود این حقّ بر اساس رابطه و شرایط جدید به وجود آمده است و رابطه اخوت و برادری است؛ آن هم برادری که بر انسان منت احسان دارد و نباید که این احسان فراموش شود؛ که در این صورت، مشمول این جمله معروف می شود که:
اءِتَّق شرَّ مَن أَحسَنتَ الیه(699).
((بپرهیز از شر کسی که به او نیکی کرده ای)).
اگر انسان به جایی برسد که در عوض احسان و قدرشناسی، رفتاری نامناسب داشته باشد، در زمره انسان های لئیم و پست جای گرفته و کسی که وصف رأفت و رحمت را از دست می دهد؛ یعنی به عوض احسان، بی تفاوت شده یا خدای ناکرده مقابله سوء کند از زمره شقاوت پیشگان است؛ چون در سخنی از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم آمده است که فرمودند:
لا تنزع الرحمةُ الا مِن شقیّ(700).
((جز انسان شقی و بدبخت کسی رحمت را از خود دور نمی کند)).
بنابراین، توصیه امام سجاد علیه السلام برخاسته از همان اصل اساسی و کلّی رأفت اسلامی است که اساس دین و ارسال رسل مبتنی بر آن است.