سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

نویسنده : آیت الله میرسید محمد یثربی

1 - سفارش به تقوا و توجه به آخرت

حضرت می فرمایند:
مِنَ والِدِ الفَانِ المُقِرِّ لِلزَّمَانِ المُدَبِرِ العُمُرِ المُستَسلِمِ للدُّنیا السَّاکنِ مَسَاکنَ المَوتَی و الظَّاعنِ عنها غَدا الی المَولُودِ المُؤَمِّلِ مَا لا یُدرِکُ السَّالِکِ سَبیلَ مَن قَد هَلَکَ غَرَضِ الاَسقَام و رَهینَةِ الاَیَّامِ و رَمِیَّةِ المَصَائِبِ و عِبدِ الدُّنیا و تاجِرِ الغُرورِ،...، أَحیِ قَلبَکَ بِالمَوعِظَةِ و أَمِتهُ بالزَّهَادَةِ و قوه بِالیَقینِ و نَوِّرهُ بالحِکمَةِ و ذَلِّلهُ بِذِکرِ المَوتِ(612).
((از پدری که در آستانه فنا است و چیرگی زمان را پذیرا است، زندگی را پشت سر نهاده، تسلیم گردش روزگاران شده، نکوهش این جهاد کرده، و آرمنده در سرای مردگان، و فردا کوچنده از آن. به فرزندی که آرزومند چیزی است که به دست نیاید، رونده راهی است که به جهان نیستی درآید.
فرزندی که بیماری ها را نشانه است و در گرو گذشت زمانه. تیر مصیبت ها بدو پران است و خود دنیا را بنده گوش به فرمان و سوداگر فریب است... دلت را به اندرز زنده دار و به پارسایی بمیران، و به یقین نیرو بخش و به حکمت روشن گردان و با یاد مرگ خوارش ساز)).
حضرت این نامه را به عنوان پدری که عمری را سپری کرده، سرد و گرم روزگار را چشیده است و روزهای آخر حیات دنیا را می گذراند و به زودی در سکنای مردگان و گذشتگان مأوا می گیرد، به فرزندی که آرزوهای دست نایافته ای دارد و باید راه گذشتگان را طی کند، می نویسد.
در واقع همه ما مشمول این خطاب امیرالمؤمنین علیه السلام هستیم؛ به خصوص فرزندان، نوجوانان و جوانان ما باید به این مطالب امیرالمؤمنین علیه السلام خوب عنایت کنند. بعد از این که مقدماتی را بیان می فرمایند، اول فرزندان مسلمان را به موضوع تقوا و اعتصام به حبل اللَّه توصیه می فرمایند و بعد می فرمایند: هیچ واسطه و سببی بین انسان و خالقش استوارتر، محکم تر و ارزشمندتر از تقوا و پرهیز از گناه نیست.
قلب انسان مانند همه موجودات دیگر، اقبال و ادبار دارد و حیات و ممات. اگر انسان دچار دل مردگی و ضعف قلب شود، حیاتی را که این قلب به آن نیاز دارد، باید به وسیله موعظه تامین کند. قلب را با شنیدن موعظه و مطالعه مواعظ دیگران، زنده کند. اما گاهی قلب نیاز به مهار کردن دارد و مهار دل با زهد و دوری گزیدن از محرمات و منهیات الهی است.
پس وسیله رشد قلب و حیات و شادابی و طراوت دل، استماع مواعظ است و ابزار مهار آن، زهد و پرهیز از محرمات است و آنچه موجب تقویت دل و قلب است، یقین است.

2 - مطالعه در تاریخ گذشتگان

حضرت در ادامه می فرمایند:
و أَعرِض علیه أَخبَارِ المَاضِینَ و ذَکِّرهُ بمَا أَصَابَ مَن کانَ قَبلَکَ مِنَ الاوَّلینَ و سِر فِی دِیَارِهِم و آثارِهِم فَانظُر فیمَا فَعَلُوا و عمَّا انتَقَلُوا و أَینَ حَلُّو و نَزَلُوا فانَّکَ تَجِدهُم قدانتَقَلُوا عنِ الاَحِبَّةِ و حَلُّوا دِیَار الغُربَةِ و کأَنَّکَ عن قلیل قد صِرتَ کَأَحَدِهِم فَأَصلِح مَثوَاکَ و لا تَبِع آخِرَتَکَ بدُنیَاکَ(613).
((فرزندم! اگر می خواهی دل تو همیشه زنده باشد سعی کن آن را به تاریخ گذشتگان و آنچه از آنان باقی مانده آگاه بداری. در آثار و سرزمین های آنان سیر و سیاحت کن و بر تاریخ زندگی گذشتگان احاطه پیدا کن و ببین که این گذشتگان چه کرده اند، به کجا منتقل شده اند و جایگاه نهایی آنها کجا بوده است؟ اگر خوب به حال آنان بنگری می بینی که دنیا برایشان دوام و بقا نداشته است؛ آنها از این عالم رخت بربسته و از میان دوستانشان مفارقت کرده اند و در جایگاه غربت مأوا گرفته اند. فرزندم! باید بدانی که در آینده نزدیک تو هم بسان آنها، همان راه را طی خواهی کرد. فرزندم! مراقب باش که در مسیر زندگی ات، هرگز آخرت را با دنیا معامله نکنی)).
امیرالمؤمنین علیه السلام در جای دیگر همین نکته را دقیق تر بیان می کنند که انسانهای عاقل کسانی اند که متاع بی ارزشی را با متاع ارزشمند معامله نمی کنند.
پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم در وصیت خود به امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند:
یا علی شرُّ النَّاس مَن باعَ آخِرتَهُ بدنیَاهُ و شرّ مِنهُ مَن بَاعَ آخِرته بدُنیا غَیرِهِ(614).
((یا علی! بدترین مردم کسی است که آخرت خود را با دنیا معامله می کند و بدتر از او کسی است که آخرتش را به دنیای دیگران می فروشد)).
پدران، مادران و فرزندان عزیز را باید به این نکته بسیار مهم در کلام معصوم علیه السلام توجه داد که اولا، دنیا و عمرهای کوتاه متعارف در مقایسه با آخرت که حیات ابدی و خلود است، هرگز قابل معامله نیست. کسی که مسیری را طی می کند تا به منزل مقصود خود برسد، هیچ گاه توقف گاه موقت را با منزل ابدی عوض نمی کند. نکته دیگر این که، در این ایام و روزگاری که مسائل حاد اجتماعی و سیاسی دامن همگان را گرفته، مبادا به خاطر دنیای دیگران و رسیدن دیگران به منصب و اقتدار، آخرت خود را تباه کنیم.

3 - آثار آگاهی از تاریخ گذشتگان

حضرت بعد از این که فرزند خود را به مطالعه در تاریخ گذشتگان و سیر در آثار و سرزمین آنها توصیه می فرمایند، نتیجه این سیر را این گونه بیان می کنند:
أی بُنَیَّ اءِنِّی و ان لَم أَکُن عُمِّرتُ عُمُرَ مَن کانَ قَبلِی فَقَد نَظَرتُ فی أَعمالِهم... بل کأَنِّی بمَا انتَهَی الیَّ مِن أُمورِهم قد عُمِّرتَ معَ أَوَّلهم الی آخِرهم فَعَرَفتُ صَفوَ ذلک مِن کَدَرِهِ و نَفعِهِ مِن ضَرَرِ فَاستَخلَصتَ لکَ مِن کُلّ أَمر نَخِیلَهُ و تَوَخَّیتُ لک جَمیلَهُ و صَرَفتُ عنکَ مَجهولَهِ و رأَیتُ حیث عَنَانِی مِن أِمرکَ مَا یَعنِی الوَالِدَ الشَّفیقَ و أَجمَعتَ علیهِ مِن أَدَبِکِ أَن یکون ذلک و أنت مُقبِلُ العُمُر و مُقتُبِلُ الدَّهر،... ثمَّ أَشفَقتَ أَن یَلتبِسَ علیک مَا اختَلَفَ النَّاسُ فیه مِن أَهوَائِهِم و آرائِهِم مثلَ الَّذِی التَبَسَ علیهم فکان أَحکَامُ ذلک علی ما کَرِهتُ من تَنبِیهِکَ له أَحبَّ الیَّ مِن اِسلامِکَ الی أَمرِ لا آمَنُ علیک به الهَلَکَةَ(615).
((فرزندم! هر چند من به اندازه همه آنان که پیش از من بوده اند نزیسته ام، اما در کارهاشان نگریسته ام؛ گویی چنان است که با نخستین تا آخرینشان به سر برده ام. پس از آنچه دیدم روشن را از تار و سودمند را از زیانبار بازشناختم و برای تو از هر چیز، زبده آن را جدا ساختم و نیکویی آن را برایت جستجو کردم و آن را که شناخته نبود از دسترس تو به دور انداختم و چون به کار تو چونان پدر مهربان عنایت داشتم و بر ادب آموختنت همت گماشتم؛ چنان دیدم که این عنایت در عنفوان جوانی ات به کار رود... سپس از آن ترسیدم که رأی و هوایی که مردم را دچار اختلاف گردانید تا کار بر آنان مشتبه گردید، بتازد و بر تو نیز کار را مشتبه سازد. پس هرچند آگاه ساختنت را از آن خوش نداشتم، استوار داشتنش را پسندیده تر داشتم تا آن که تو را به حال خود واگذارم، و به دست چیزی که هلاکت در آن است بسپارم)).
نکته موردنظر ما سخن اخیر امام علیه السلام است که می فرمایند: با این که بیان بسیاری از شرور و یادآوری زشتی های گذشتگان مطلوب نیست به نظر برخی، ذکر بدی ها و زشتی های تاریخ کار خوبی نیست اما من این کار را انجام می دهم؛ برای این که زشتی ها و بدی ها بر تو روشن شود و گرفتار آنها نشوی و در وادی مصائبی که آنها سقوط کردند، سقوط نکنی.
نکته مهم دیگری که می توان بدان اشاره کرد این است که طبق این فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام، والدین موظفند شرح حال گذشتگان، آبا و اجداد و مشکلاتی را که موجب سقوط و ناکامی آنها بوده، برای فرزندانشان بازگو کنند و از بیان همین داستان ها و قصه های تاریخی امت ها و ملت ها در هدایت فرزندان و مصونیت آنها برای زندگی آینده استفاده کنند.