سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

نویسنده : آیت الله میرسید محمد یثربی

2 - رشد علمی فرزندان

آنچه که از کلام حضرت رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام استفاده می شود این است که والدین موظفند نهایت تلاش خود را برای آموزش و یادگیری فرزند به کار برند. اهتمام به این امر در زمینه سازی ورود فرزندان به همین مدارس ابتدایی و راهنمایی و متوسطه منحصر نمی شود. مراد از این تعلیم کتابت و آموزش علوم و دانش های عمیق و مورد نیاز جوامع انسانی است.
روایتی از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم وارد شده است که فرمودند:
لو کان العلم منوطا بالثُّریَّا لَتَنَاوَلَهُ رجال مِن فارس(605).
((اگر علم در ثریا هم باشد، در آینده انسان هایی از فارس قدرت رسیدن به آن را پیدا خواهند کرد)).
به یقین مراد رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم صرف خواندن و نوشتن نبوده است، بلکه مراد علوم و دانش های پیچیده و مورد نیاز بشر است. این تنبه و تشویقی است از ناحیه رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم برای مسلمانان که برای دستیابی به رشته های مختلف علوم جدیت به خرج دهند.
اگر پدر و مادر استعداد تحصیل آن را در فرزند احساس می کنند، نباید به مساله آموزش های رایج اکتفا کنند. اگر می توانند به عنوان یک مشاور دلسوز و امین او را به انتخاب رشته های ارزنده ای از علوم هدایت کنند. اگر خود هم قدرت ارائه طریق و راهنمایی ندارند، افراد مطمئن را برای راهنمایی فرزند انتخاب کنند و فرزند را در آموزش علوم مورد نیاز جامعه هدایت کنند.
برخی از علوم، در بعضی از زمان ها و جوامع جلوه های فریبنده ای پیدا می کنند. ضمن این که ما برای همه رشته های علمی احترام قائل هستیم، اجتماع نسبت به آن علوم چندان نیاز محسوسی ندارد.
والدین باید فرزند را در جهت فراگیری علومی هدایت کنند که برای دیگران و برای جوامع اسلامی و انسانی مفید است. تعلیم کتابت هم که در روایات آمده است یک تعبیر کنایی است. کنایه از این که پدر و مادر موظفند فرزند را به فراگیری علوم به معنای وسیع کلمه کمک و یاری کنند. همین طور درباره تعبیری که در روایات برای تعلیم قرآن وارد شده است. می توان گفت که یادگیری متن قرآن به تنهایی منظور نیست؛ یادگیری متن به عنوان مقدمه، برای رسیدن به معانی دقیق و عمیق یک ضرورت است، اما تعلیم قرآن در این جا به معنای فهم و درک معانی بلند کلام وحی، و به معنای وسیع تر آن فهم دین است.
والدین موظفند فرزند را در فهم کلام وحی و معارف دین یاری کنند. پدر و مادر الزاما باید به سیر تعلیم فرزند نظارت کافی داشته باشند. نه این که تصور کنند به صرف تأمین هزینه های تحصیل وی، وظیفه خود را ادا کرده اند. صیانت از اعتقادات فرزند هم یک وظیفه است که یقینا از همه وظایف گذشته مهم تر است.

3 - نظارت بر تعلیم و تعلم فرزندان

جوامع اسلامی به ویژه فرزندان مسلمانان همیشه در معرض خطر وسوسه ها و القائات گمراهان بوده اند؛ به خصوص که در پیش گویی های اولیای دین علیهم السلام این مطلب محسوس است که هرچه فاصله زمانی اسلام از دوران حضور آشکار معصومین علیهم السلام بیشتر شود، خطر جدی تر می شود. در روایتی از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم آمده است که فرمودند:
ویل لاولاد آخرالزّمان مِن آبائهم فقیل یا رسول اللَّه من آبائهم المشرکین فقال لا، من آبائهم المؤمنین، لا یُعَلِّمونَهُم شیئا مِنَ الفَرائض و اذا تَعَلَّموا اولادهم مَنَعُوهم و رَضُوا عنهم بِعَرَض یسیر من الدُّنیا(606).
((وای بر فرزندان آخرالزمان از ناحیه پدرشان! سوال شد: یا رسول اللَّه! این نگرانی شما از پدرانی است که در آینده مشرک خواهند شد؟ حضرت فرمودند: نه! از پدران مؤمنی است که به ظاهر، انسانهای معتقدی هستند، اما به سرنوشت و آتیه اعتقادی فرزندانشان بی توجهند و گمان می کنند همین که دنیای فرزندانشان را آباد کنند، وظیفه خود را انجام داده اند)).
امام صادق علیه السلام فرمودند:
بادِرُوا أولادکم بالحدیث قبل أن یسبقکم الیهم المرجئَةُ(607).
((فرزندانتان را با بیان احادیث و سخنان ما دریابید، قبل از این که مرجئه - نااهلان و گمراهان - آنها را فریب دهند)).
در توضیح این روایت باید بگوییم؛ مرجئه که ساخته دستگاه بنی امیه و از توطئه ها و تمهیدات معاویه و عمروعاص بود، گروهی بودند که مبنای فکریشان از این مساله نشأت می گرفت که پایبندی های عملی و فعلی به دین را باید الغا کرد.
می گفتند لازم نیست که مسلمان خود را به انجام اعمال و فرایض مقید کند. همین که در دل، انسان مؤمن و معتقد باشد، کافی است. در این باره از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند:
ملعون ملعون مَن قالَ الاِیمَان قول بلاعمل(608).
((کسی که می گوید ایمان همان گفتار زبانی یا اعتقاد قلبی است و نیاز به اعمال جوارحی ندارد، ملعون است)).
وقتی که حضرت از وجود این تفکر در جوامع اسلامی احساس خطر می کند، پدران و مادران مسلمان را تنبه می دهد که فرزندانتان را با احادیث ما دریابید. شباهت های مقاطع مختلف تاریخی برای ما که امروز به گذشته تاریخ نگاه می کنیم، خیلی قابل توجه است.
همیشه برای دور ساختن جوامع اسلامی از وظایف فعلی و عملی خود تلاش کرده اند؛ چرا که انسان به آزادی، بی قیدی و رهایی از تقیدات عملی علاقه مند است. دوست دارد که واقعا مؤمن و مسلمان باشد، اما این اسلام و ایمان برای او هیچ قیدی ایجاد نکند. هیچ زحمتی برای او در اعمال و رفتار به وجود نیاورد. این خواسته در همیشه تاریخ، با تفاوت های مختلفی دیده می شود.
گرچه این مطلب احتیاج به یک بحث مفصل و دقیق تری دارد، اما ضرورت آن در شرایط فعلی جوامع اسلامی ایجاب می کند تا مقداری به آن بپردازیم. به ویژه که امروز می بینیم حتی در مدارس و فرهنگ کشور ما این تفکر رسوخ پیدا کرده است و افرادی در قالب دفاع از قرآن و حمایت از این که قرآن غریب مانده است و روایات بیشتر از قرآن موردتوجه است، می خواهند کم کم پیوند فرزندان و جوانان ما را از روایات اسلامی که مبین سلسله ای از اعمال و رفتار در همه شئون زندگی است، قطع کنند و رابطه فرزندان پاکیزه و منزه و خوش قلب ما را از مقام فقاهت و مرجعیت ببرند. این خطر بسیار بزرگی است که والدین محترم باید نسبت به آن توجه لازم را داشته باشند و صرف این که در نظام اسلامی، فرزندانشان را به مدرسه می فرستند، نباید آنها را مطمئن کند.
در هر نظام و شرایطی، خطر حضور افراد گمراه و گمراه کننده وجود دارد. نسبت به استادان خود از نظر فکری اهمیت بدهند. به مجالسی که در آنها شرکت می کنند و همچنین به دوستان آنها توجه داشته باشند تا انشاء اللَّه اعتقادات خالصی که در منزل به فرزند می آموزند، بتواند سلامت آنها را با نظارت دقیق تضمین کند.
قبل از این که منحرفان، فرزندان شما را به وادی ضلالت و انحراف بکشند، شما به آموزش فرزندان مبادرت کرده و آنها را از گزند انحرافات مصونیت بخشید.
اگر والدین از آغاز به آموزش فرزندان و یاد دادن علوم دینی با محتوای غنی اهتمام داشته باشند، در مقابل منحرفان و اهل باطلی تزلزلی نخواهند داشت و تسلیم نخواهند شد؛ چرا که قدرت مقاومت در مقبل اندیشه ها و افکار انحرافی آنان را از قبل پیدا کرده اند.
خطر و حساسیت مساله، زمانی بیشتر می شود که شکل و صورت عقاید باطل منحرفان شکل و صورت دین و تظاهر به معنویت و بیان حق می گیرد.

توصیه مولا امیرالمؤمنین علیه السلام در شناخت مسیر حق

در یکی از خطبه های ارزشمند نهج البلاغه مولا امیرالمؤمنین علیه السلام با یک بیان شیوا و زیبا می فرمایند:
انَّما بَدءُ وُقوعِ الفِتَنِ أَهوَاء تُتَّبِعُ و أَحکَام تُبتَدِعُ یُخَالَفُ فیها کتابُ اللَّه و یَتَولَّی علیها رِجَال رِجَالا عَلَی غیرِ دِینِ اللَّه فَلَو أَنَّ الباطِلَ خَلَصَ مِن مِزَاجِ الحَقِّ لم یَخفِ علی المُرتَادِینَ و لو أَنَّ الحقَّ خَلَصَ مِن لَبسِ البَاطل انَقَطَعَت عنهُ أَلسُنُ المُعانِدِینَ و لکِن یُؤخَذُ مِن هذَا ضِغثُ و مِن هذا ضِغث فیُمزَجانِ فهُنالِکَ یَستَولِی الشَّیطانُ علَی أَولِیَائِهِ و یَنجوُ الَّذین سَبَقَت لهم مِن اللَّه الحُسنی(609)(610).
((همانا آغاز پدید آمدن فتنه ها، پیروی از خواهش های نفسانی و نوآوری و بدعت در حکم های آسمانی است که کتاب خدا آن را نمی پذیرد، و گروهی از گروه دیگر یاری خواهد تا برخلاف دین خدا، اجرای آن را به عهده گیرد. پس اگر باطل با حقّ درنیامیزد، حقیقت جو آن را می شناسد، و اگر حقّ به باطل پوشیده نگردد، دشمنان را مجال طعنه زدن نماند. لیکن اندکی از این و آن گیرند، تا به هم درآمیزد و شیطان فرصت یابد و حیلت برانگیزد تا بر دوستان خود چیره شود. اما آن را که لطف حقّ دریافته باشد، نجات یابد و راه حقّ را به سر برد)).
ریشه انحرافات و فتنه ها در جوامع اسلامی، تمایلات و هواهای نفسانی عده ای است که برای تامین آمال و آرزوهای شخصی خود، دست به بدعت در دین می زنند و مطالبی را که مربوط به دین نیست، به نام دین جلوه می دهند.
احکامی که آنها می سازند، مستقیما مخالف احکام الهی و کتاب خدااست. متولی عده ای از مردم می شوند تا آنها را به نام دین خدا، از مسیر واقعی دین منحرف کنند. این خطر بسیار بزرگی است و این پدیده، دو عارضه بسیار سنگین برای جوامع اسلامی دارد:
عارضه اول این است که اگر حق به صورت واقعی نمایان شود، افرادی که طالب آنند به وادی گمراهی کشیده نمی شوند، اما افراد وسوسه گر، که در حقیقت دشمن مسیر صحیح بشریتند، از قالب و شکل و صورت ظاهری دین استفاده می کنند و کسانی را که به دنبال دین و حقیقت می گردند با همان قالب های به ظاهر دینی، به سمت خود جذب می کنند و محتوای باطل و انحرافی را در ذهن آنها القا می کنند و همین باعث انحراف می شود. بنابراین، امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند:
اگر می شد باطل را به گونه ای نشان داد که حق و باطل از یکدیگر منفک و قابل تمیز بودند، افرادی که دنبال حقیقت می گردند، دچار انحراف نمی شدند.
عارضه دوم در تعبیر امیرالمؤمنین این گونه بیان شده است که اگر ما می توانستیم حقّ را آن گونه که هست عاری از لباسهای باطل، به مردم نشان بدهیم دیگر دست دشمنان از انحراف کوتاه می شد؛ منتها اهل باطل، این زیرکی را دارند که بخشی از باطل را انتخاب می کنند و بخشی از حقّ را و آنها را با هم می آمیزند و بعد از امتزاج، حقیقت مغلوب را به جوامع مختلف عرضه می کنند. آن وقت کسانی که آگاهی کافی ندارند، در مقابل این مولود جدید، که ممزوج و مخلوقی از حقّ باطل است، توان تشخیص و مقابله را از دست داده، دچار انحراف می شوند.
در کلمه مزج هم نکته ای نهفته است. در اصطلاح علم فیزیک، به ترکیب دو چیز که قابل جدا کردن است اختلاط گویند، اما امتزاج به حسب ظاهر جداکردنش کار بسیار مشکلی است. بنابراین امام علیه السلام در تعبیر خود از کلمه مزج استفاده فرموده اند؛ نه از تعبیر خلط.
به هر حال، اگر پدر و مادر می خواهند وظیفه خود را در حقّ فرزند خوب انجام دهند، باید همان گونه که از آغاز تولد واکسن های مختلف را برای جلوگیری از امراض ساری و خطرناک، به فرزند تزریق می کنند که در جسم او ایجاد مصونیت کند، باید برای ویروس ها و میکروب های مختلف اعتقادی نیز اهتمام کنند.
اگر این گونه شد هنگامی که در مقابل مسائل التقاطی قرار می گیرد، با قدرت مقاومت می کند و از اعتقادات خود دفاع می کند.