سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

نویسنده : آیت الله میرسید محمد یثربی

4 - سفارش به نماز

بعد از این که لقمان اصول اعتقادی فرزند را به او می آموزد، به هدایت رفتاری و اعمالی او از نظر شخصی و اجتماعی توجه می کند و در ابعاد شخصی ابتدا می فرماید:
یا بُنَیّ أَقِمِ الصَّلاةَ(573).
((پسرم! نماز را به پادار)).
در این عبارت، لقمان، کودک را به وظایف بین خود و خدایش آشنا می کند. دقیقا یادآور همان فرمایش امام سجاد علیه السلام است که فرمایند:
والمَعونَةِ له علی طاعَتِهِ.
((فرزند را در شناخت و اطاعت بهتر پروردگار، یاری و کمک نمایید)).
بر این اساس، وظیفه والدین است که فرزند را یاری کنند تا به اطاعت الهی خو بگیرد و مطیع پروردگارش باشد. شیرینی و حلاوت انس و گفتگو با خدا را از همان آغاز به کودک بچشاند. به او القا کنند که کمترین وظیفه بنده در پیشگاه پروردگارش، خضوع و تذلل است و همین مساله در امور مهم زندگی، مأمن و وسیله نجات انسان است.
الا بذکر اللَّه تطمئن القلوب(574).
((تنها با یاد و ذکر خدا، دلها آرام می گیرد)).
والدین باید توجه داشته باشند که کودک را به عبادت و نماز که ساده ترین وسیله پیوند انسان و خالق است، انس دهند. در سیره امام سجاد علیه السلام آمده است:
أنَّه کان یأخذ مَن عنده مِن الصِّبیان بأَن یُصِلُّوا الظُّهر و العَصر فی وقت واحد والمغرب والعشا فی وقت واحد فقیل له فی ذلک فقال هو أَخَفُّ علیهم و أَجدَرُ أَن یُسَارِعوا الیها ولا یُضَیِّعوها و لا یَنَامُوا عنها و لا یَشتَغِلُوا و کان لا یأخُذُهُم بغیر الصَّلاةِ المَکتُوبَةِ(575).
((روش امام علیه السلام این بود، که بر خلاف وقت فضیلت بچه ها را توصیه می کردند که نماز ظهر و عصر و همچنین مغرب و عشا را پشت سر هم و بدون فاصله بخوانند. بعضی گفتند: چطور در توصیه نماز به اطفال، رعایت فضیلت وقت را نمی فرمایید - مثلا نماز مغرب در اول وقت مغرب خوانده شود و عشا بعد از فاصله زمانی معین. همین طور، نماز ظهر و عصر. - حضرت فرمودند: اطفال باید به عبادت انس بگیرند، منتها عبادت بر آنها سنگینی نکند تا عبادت را دوست داشته باشند و به آن رغبت پیدا کنند. در این صورت وقتی با نماز انس گرفتند، دیگر آن را تضییع نمی کنند و به آن کم توجه نمی شوند و سایر اشتغالاتشان را بر نماز مقدم نمی کنند. و فرمودند: وقتی کودکان قدرت نماز خواندن پیدا کردند، بگذارید فقط نمازهای واجبشان را بخوانند و آنها را به مستحبات وادار نکنید)).

5 - امر به معروف و نهی از منکر

مطلب پنجمی که والدین طبق بیان قرآن، موظفند به کودک بیاموزند و به عنوان دو اصل ارزشمند دیگر مورد توجه قرار دهند، امر به معروف و نهی از منکر است.
وأمُر بالمعروف وَانهَ عن المنکر(576).
((امر به معروف و نهی از منکر کن)).
لقمان به فرزندش می آموزد، علاوه بر این که روابط رفتاری شخصی او بین خود و خدا باید درست باشد، باید در او دو انگیزه خیرخواهی عمومی بیدار شود. یعنی لقمان اهتمام دارد که کودک باید از همان آغاز به مسوولیت خود در قبال همنوع نیز توجه کند.
پدر و مادر نباید از کودکشان یک انسان منزوی و گوشه گیر و معزول از اجتماع بسازند. باید بدانند که انسان سعادتمند کسی است که همه سعادت را فقط در قالب عبادت شخصی جستجو نمی کند.
ما از دوران کودکی سخن می گوییم که شرایط حساس تربیتی بر آن حاکم است. اگر کودک در این شرایط، مسائل صحیحی را فراگیرد، سعادت او تضمین می شود و اگر مطالب نادرستی بیاموزد، یا بر این حال تا آخر عمر خواهد ماند و یا بعد از رشد به نادرستی آنها پی خواهد برد که در صورت دوم، تا به خطا و اشتباه خود توجه پیدا کند، زمان بسیاری از عمر او ضایع شده است.
بنابراین اهمیت مطلب در این است که والدین باید از همان آغاز، کودک را نسبت به اجتماع و سرنوشت سایر انسان ها توجه دهند. در او این حساسیت را ایجاد کند و ادای فریضه امر به معروف و نهی از منکر را به وی بیاموزند. او را طوری تربیت کنند که او خود را موظف به امر به معروف و نهی از منکر بداند.
لازم است این نکته را تذکر دهیم که مساله امر به معروف و نهی از منکر، نیازمند مباحث مستقلی است. شاید در بحث های بعدی فرصتی مقتضی پیش آید که به این مطلب بپردازیم. به همین دلیل والدین باید با شناخت کافی و کامل، فهرست جامعی از موارد معروف و منکر تهیه کنند و آن را به فرزند بیاموزند که وی در انجام وظیفه امر به معروف و نهی از منکر دچار خطا و اشتباه نشود.

6 - صبر بر مصائب

ششمین اصلی که در آیات کریمه قرآن، از زبان لقمان حکیم به عنوان یک اصل ارزشمند مطرح شده است و والدین باید فرزند را با آن آشنا کنند صبر بر مصائب است:
واصبر علی ما أصابک(577).
((در برابر مصائبی که به تو می رسد شکیبا باش)).
کودک باید بداند در طول زندگی، با شرایط بسیار متغیر و گوناگون برخورد خواهد کرد. برای او هم سرور و شادمانی پیش خواهد آمد و هم شرایط سخت و دشوار. کودک باید بیاموزد، در مقابل مشکلات و مصیبت های زندگی، دچار خودباختگی نشود و از صحنه اجتماع نگریزد و گوشه انزوا اختیار نکند که عکس العمل های نامناسب دست نزند و آلوده نشود.
اگر در این مختصر نمی گنجید توصیه های آخر امیرالمؤمنین علیه السلام به فرزندشان امام مجتبی و سیدالشهدا علیه السلام را نقل می کردیم تا ارزش والای این سخنان، خوب روشن شود. در یکی از این توصیه ها، امیرالمؤمنین علیه السلام به فرزندشان سیدالشهدا علیه السلام می فرمایند:
یا بُنَیَّ! مِن کُنُوز الایمان الصبر علی المصائب(578).
((فرزندم! یکی از گنجینه های ارزشمند ایمان، صبر بر مصیبت است)).
حضرت توصیه می کنند که مبادا در مقابل مشکلات و مصائبی که غیرقابل پیش بینی است و به طور طبیعی پیش می آید، از خودت ضعف نشان دهی و از مقابل آنها بگریزی! به طور کلی طبیعت خلقت همراه با رنج و محنت و مشقت دنیوی است.
در یکی دیگر از تعبیرات حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام درباره دنیا آمده است:
دار بالبلاء محفوفَة(579).
((دنیا خانه مصیبت و مشکلات و دار ابتلائات و سختی ها است)).
و همچنین می فرمایند:
ان الدُّنیا دار أوّلها عَناء و آخرها فناء(580).
((دنیا با رنج و مشقت برای هر انسانی شروع می شود و با مرگ و فنا هم به پایان می رسد)).
قرآن کریم به این نکته تنبه زیبایی داده است:
وَلَنَبلُوَنَّکم بِشَی ء مِنَ الخوف و الجوع و نَقص مِنَ الاَموال و الاَنفُس و الثَّمَرات و بَشِّرِ الصَّابرین(581).
((قطعا همه شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و کاهش در مال ها و جان ها و میوه ها آزمایش می کنیم. و به استقامت کنندگان بشارت ده)).
منظور آیه کریمه این است که خداوند انسان را با شرایط و حوادث مختلفی می آزماید. سختی ها و مشکلات مراحل آزمونی است که در زندگی برای انسان پیش می آید. فرار از این آزمون، برای هیچ انسانی، هنر و توانایی تلقی نمی شود.
خدا در ناموس خلقت دنیا چنین مقدر فرموده است که انسان ها گاهی با خوف و هراس مواجه شوند؛ گاهی با مصیبت گرسنگی مواجه شوند؛ گاهی در آنچه که جمع آوری کرده اند، نقص پدید آید؛ و گاهی عزیزانی که به آنها وابسته هستند؛ مانند پدر، مادر، فرزند، ارحام و اقارب نزدیک و یا دوستان خود را از دست بدهند و گاه ثمره یک عمر تلاش و زحمت آنها در اثر یک حادثه کوچک از بین برود.
ولنبلونکم بشی ء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثّمرات و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مُصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون أولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئک هم المهتدون(582).
((قطعا همه شما را با چیزی از ترس و گرسنگی و کاهش در مال ها و جان ها و میوه ها آزمایش می کنیم. و به استقامت کنندگان بشارت ده. آنها که هرگاه مصیبتی به ایشان می رسد، می گویند: ما از آن خداییم و به سوی او بازمی گردیم. اینها، کسانی هستند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده و آنها هدایت یافتگان هستند)).
همان طور که قرآن وعده داده این آزمون ها و مصائب قطعی است. علاوه بر آن، تجربه زندگی دنیوی نیز آن را ثابت می کند که چنین بوده، هست و در آینده همچنان خواهد بود. حال اگر انسان با این حوادث مواجه شد، چه باید بکند؟ آیا باید به کلی صحنه زندگی را ترک کند و گوشه انزوا اختیار کند؟ یا باید بر مصیبت ها صبر کند و این حوادث را مردانه و با کمال شهامت، اقتدار و اتکال به نفس تحمل کند و از سر بگذراند.
قرآن برای مقاومت و ایستادگی در مقابل مشکلات، احساس ضعف نکردن و خود را نباختن وعده عجیبی می دهد: به صابران بشارت بده! صابران کسانی اند که در مقابل مشکلات خم به ابرو نمی آورند و می گویند آنچه ما داشته ایم داده های الهی است. آنچه که از دست رفته است، اقتضای مصلحت الهی است. آنها هرگز به خاطر این حوادث از انجام وظایف انسانی و ایمانی خود دریغ نمی ورزند. اگر آنها چنین کردند، در سایه اتخاذ این شیوه، خدا درود و رحمتش را بر آنها نازل خواهد کرد. اینها رستگاران حقیقی و واقعی اند.
بنابراین، خداوند متعال فضیلت و منقبت عظیمی برای صابران در مقابل مشکلات و مصائب طبیعی زندگی مقرر فرموده است که این مقام و منزلت همان مقام و منزلتی است که خداوند متعال برای پیام آور و رسول خود در قرآن ذکر می کند:
انّ اللَّه و ملائکتَهُ یُصَلُّون علی النَّبِی یا أیها الَّذین آمنوا صَلُّوا علیه و سلِّموا تسلیما(583).
((خدا و ملائکه او بر پیامبر درود می فرستند. ای کسانی که ایمان آورده اید، بر او درود و سلام فرستید و کاملا تسلیم فرمان او باشید)).
در آیه مورد بحث هم می فرماید افراد صابر و مقاوم در مقابل مشکلات و مصائب زندگی، مشمول درود الهی اند:
أولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمَة(584).
((اینان کسانی اند که مشمول صلوات و رحمت پروردگارشان قرار می گیرند)).
از مجموعه این مطالب، به این نتیجه می رسیم که چون خلقت و طبیعت حیات دنیوی انسان، با مصیبت ها و مشکلات گره خورده است. پدر و مادر باید فرزند را به این مساله انس بدهند، که مبادا به خاطر عدم اطلاع و آگاهی از حوادث زندگی، احساس حقارت و ترس و ضعف کند.
وقتی کودک با خانواده است و از حمایت والدین برخوردار است، معمولا درگیر مسائل زندگی نیست، اما زمانی که پا را از محیط خانواده بیرون گذاشت و به محیط اجتماع، که از مدرسه و کلاس آغاز می شود تا دوران جوانی و بزرگسالی، وارد شد، گاه با مصائب و مشکلاتی برخورد می کند که احساس حقارت، ضعف و خودباختگی می کند. به همین دلیل میدان را خالی می کند. باید به او توجه داد که انسان باید مقاوم و صبور باشد. در روایتی از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل شده است که می فرمایند:
المؤمن الّذی یُخَالط النَّاس و یَصبِر علی أذاهم أعظم أجرا مِنَ الَّذی لا یُخالِطهم و لا یَصبر علی أذاهم(585).
((انسان مؤمنی که با مردم معاشرت می کند و بر مشکلات معاشرت اجتماعی صبر کرده و پذیرای آنها است، به مراتب اجر و پاداشش نزد پروردگار بالاتر از مؤمنی است که گوشه انزوا اختیار کرده و از صحنه اجتماع گریخته است یا در اجتماع است، اما صبر بر مشکلات ندارد)).
این نکاتی است که والدین باید به فرزند بیاموزند و به آگاهی دهند که آینده زندگی او با مشکلات، گره خورده است و راه غلبه بر مشکلات، گریز از اجتماع نیست؛ بلکه صبر است.
معنای دیگر صبر، حفظ حریم های شرعی و قانونی در رویارویی با مشکلات است.
ممکن است کودک در هنگام روبرو شدن با مشکلات به خاطر عدم آشنایی از خود عکس العمل های نامناسبی نشان بدهد؛ مثلا دست به خلاف شرع یا قانون بزند و به طور طبیعی در این موارد، یک انسان متخلف، متمرد، بدچهره شناخته شده و از لذایذ زندگی دنیوی و سعادت اخروی محروم می شود. جالب این است که خداوند در پایان همان آیه قبل فرماید:
واصبر علی ما أصابک انَّ ذلک مِن عَزم الامور(586).
((در برابر مصیبت هایی که به تو می رسد شکیبا باش که این از کارهای مهم است)).