سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

نویسنده : آیت الله میرسید محمد یثربی

اکرام به والدین اگرچه مسلمان نباشند

در معارف دینی ما، احترام گذاشتن و ارج نهادن به پدر و مادر یک اصل ارزشمند اخلاقی است که نشانگر سلامت و کمال مکتب ما است و اثبات می کند که در عالم، هیچ حادثه و اتفاقی نمی افتد این اصول ارزشمند و پذیرفته شده انسانی و عاطفی را تحت الشعاع قرار دهد و از ارزش و اعتبار آنها بکاهد. پدر مشرک، شرکش نقص است، اما پدربودنش قابل احترام است و مادر کافر، کافر بودنش نقصان است، اما این نقصان از حرمت مادری نمی کاهد.
در روایتی نقل شده است اسماء بنت عمیس که در زمان حیات رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم زوجه ابی بکر بود از پیغمبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم سوال کرد:
سأَلَت رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم فقالت قَدِمتُ علی أُمِّی راغِبَة فی دینها تَعنِی ما کانَت علیه من الشِّرک فأَصلِها قال صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نعم صِلِی أُمَّکِ(324).
((به خاطر این که مادرمان مشرک بود ما مهاجرت کردیم و از او جدا شدیم و من دیگر سراغ مادر نرفته ام. آیا من می توانم به عیادت او رفته، صله رحم کنم؟ حضرت فرمودند: آری، مادرت مشرک است، اما تو موظفی از او دیدار کرده، صله رحم کنی)).
یکی از روات جلیل القدر به نام معمر بن خلاد نقل می کند که:
قُلت لابی الحسن الرضا علیه السلام أَدعو لوالِدَیَّ اذا کانَا لا یِعرفَانِ الحقّ قال ادعُ لهما و تصَدَّق عنهما و اءِن کانَا حَیَّینِ لا یَعرفَان الحقّ فدارِهِمَا فانَّ رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم قال انَّ اللَّه بَعَثَنِی بالرحمة لا بالعُقوق(325).
((از امام رضا علیه السلام پرسیدم: آیا می توانم برای پدر و مادر که حقّ را قبول ندارند در این گونه روایات، حقّ به معنای ولایت است، یعنی آنها که ولایت و تشیع را نپذیرفته اند دعا و طلب مغفرت کنم؟ حضرت فرمودند: آری، دعا کنید و به جای آنها صدقه بدهید، تا خدا آنها را بیامرزد؛ اما اگر زنده هستند و حقّ را نپذیرفته اند با آنها مدارا کنید و حقّ ندارید با ایشان برخورد کنید، و بعد امام رضا علیه السلام از قول پیغمبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: من پیغمبر رحمت هستم، نه پیغمبر قطع رحم و بریدن از خویشان)).
این شیوه در آیین مقدس اسلام توجه به اصل پذیرفته شده انسانی است که، یکی از رموز موفقیت اسلام بوده است؛ صرف نظر از این که این اصول انسانی، به خودی خود یک ارزش است، فواید و آثار گران قیمتی هم برای توجه به ارزش ها داشته است که در این باره روایات تاریخی فراوانی داریم.
در تاریخ نقل شده است همین که پیروان ادیان دیگر مطلع می شدند در آیین جدید اسلام به یک سلسله از اصول عنایت ویژه شده است؛ مثلا نسبت به حرمت مادر چه تلقی و نگرشی وجود دارد، بر اساس فطرت پاک انسانی به اسلام گرایش پیدا می کردند.
در همین زمینه روایتی داریم که، شخصی نصرانی به حضور امام صادق علیه السلام رسید بعد از این که اسلام آورد از حضرت وظیفه اش را در برخورد با خانواده و مادرش سوال کرد، حضرت مهربانی به مادر را توصیه و تأکید فرمودند، از آن به بعد مرد تازه مسلمان با این که مادرش نصرانی بود، حقوق وی را کاملا رعایت می کرد و به او احترام می گذاشت. مادر بعد از مدتی متوجه شد که پس از گرایش فرزندش به آیین جدید، رفتارش با او تفاوت کرده است، از او سوال کرد: آیا این که روش تو تفاوت کرده است، توصیه دین جدید شما است؟ پاسخ مثبت شنید. همین امر، باعث شد که مادر هم در آخر حیات به اسلام گرایش پیدا کند(326).
وقتی پیروان ادیان دیگر از اهمام شرع مقدس به این اصول اخلاقی مطلوب فطرت بشر مطلع می شدند گرایش پیدا می کردند، و همین تأکید دین به اصول مطابق فطرت، ارمغان های فراوانی برای جامعه اسلامی در برداشته است.
در سوره مبارکه لقان، بعد از وصیت انسان به پاس داشت والدین، به این نکته اشاره دارد که:
و ان جاهداک علی أَن تُشرک بی ما لیس لک بهِ علم فلا تُطِعهُما(327).
((اگر پدر و مادر با تو به مجاهده برخاستند و تو را وادار کردند که برای خداوند شریک قائل شوی، از آنها اطاعت مکن)).

محدوده اطاعت از والدین

در آیات متعددی خداوند متعال، اطاعت والدین و احسان به آنها را بعد از توحید ذکر می فرماید؛ یعنی این گونه به نظر می رسد که در پیشگاه الهی مهم تر از همه مسائل، توجه به توحید و یگانگی ذات اقدس پروردگار و بعد از آن، حرمت گزاردن به والدین است؛ اما همین والدین با این همه ارج و قرب اگر بخواهند در حریم الهی وارد شده، فرزند را به شرک سفارش کنند، یا او را به ترک واجبی یا ارتکاب حرامی وادار نمایند، اطاعت پذیری مفهومی ندارد. بسیار جالب است که این دو آیه، دنبال هم ذکر شده است، و به توصیه این دو آیه خوب عنایت شود:
و وصَّینا الانسان بوالدیهِ حَمَلَتهُ أُمُّه وَهنا علی وَهن و فِصَاله فی عامَین أَنِ اشکُرلی و لوالدیکَ الیَّ المصیر(328).
((انسان را نسبت به پدر و مادرش توصیه می کنیم؛ مخصوصا مادر که با سختی، ضعف و مشکلات دوران بارداری را گذراند و دو سال فرزند را از شیره جانش سیراب کرد تا انسان شکر خدا و پدر و مادر را به جای آورد)).
در مکتب اسلام، اهتمام به احترام پدر و مادر در کنار هم سفارش شده است ب اما با این همه، بلافاصله بعد از آیه فوق، قرآن می فرماید: همین پدر و مادری که منزلت دارند اگر بخواهند از مسیر صحیح منحرف شوند و بر خلاف فطرت انسانی که او را به خداجویی و یکتاپرستی دعوت می کند، فرزند را به شرک و بت پرستی سوق دهند، اطاعت آنها واجب نخواهد بود. آیه شریفه می فرماید:
و اءِن جاهَدَاک علی أَن تُشرک بی ما لیس لکَ به علم فلا تُطِعهما و صاحِبهُما فی الدُّنیا مَعروفا(329).
((هرگاه آن دو، تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی، که از آن آگاهی نداری، از ایشان اطاعت مکن، ولی با آن دو، در دنیا به طرز شایسته ای رفتار کن)).
توجه به قسمت بعدی آیه مهم است که می فرماید: با وجود این که نباید از پدر و مادر اطاعت کنی، اجازه نداری در مصاحبت و سلوک با آنها، از مسیر معروف و پسندیده خارج شوی. در حالی که پدر و مادر مشرکند و تو را نیز به شرک دعوت می کنند و در این دعوت، اصرار و پافشاری می نمایند، تو حقّ ندرای از برخورد پسندیده با آنها عدول کنی.
اگر انسان طوری عمل کند که از مسیر معروف خارج شود و رفتارش با پدر و مادر موردپسند انسان های عاقل و دارای عواطف انسانی نباشد، به وظیفه فرزندی خود عمل نکرده است.

رضایت و خشنودی والدین

از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمودند:
رِضَی الربِّ فی رِضَی الوالدین و سَخَطُ الرَّبِّ فی سَخَطِ الوالدین(330).
((رضایت خدا در سایه رضایت والدین و خشم خدا در سایه خشم والدین است)).
یعنی تو مجاز نیستی برای خدا شریک قرار بدهی و همچنین نباید با رفتارت اسباب خشم و غضب ایشان را فراهم کنی.
در سخن دیگری از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمودند:
مَن أَصبَحَ مَرضِیَّا لابوَیه، أَصبح له بابانِ مفتوحانِ الی الجَنَّةِ(331).
((اگر انسان شب را درحالی به صبح برساند که پدر و مادرش از او راضی باشند، خداوند در همان صبحگاه دو در از درهای بهشت را به روی او می گشاید)).
در روایت دیگری ذکر شده است که رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم فرموده اند:
انِّ العبد لَیُرفَعُ له درجة فی الجنِّةِ لا یعرفها من أِعماله فیقول ربِّ انِّی لی هذه فیقول باستغفار والدیک لکِ من بِعدک(332).
((هنگامی که انسان مؤمن را به بهشت می برند، درجه ای به او داده اند که وقتی نگاه به اعمالش می کند، می بیند استحقاق آن جایگاه را ندارد و شایسته جایگاهی پایین تر است. می گوید: خدایا! این جایگاه و درجه از کجا برای من فراهم آمد؟ به او می گویند: با طلب مغفرت والدین تو)).
معلوم می شود که طلب مغفرت و دعای پدر و مادر تا حد زیادی موجب موفقیت و سعادت دنیوی و اخروی فرزندان می شود؛ یعنی انجام وظایف فرزندی و احترام گزاردن به والدین و نیکوکاری به آنها، علاوه بر آثار دنیوی، آثار اخروی نیز دارد.
مرحوم قطب راوندی روایتی را از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل کرده است که حضرت فرمودند:
مَن أَحبَّ أَن یکون أَطولَ النَّاس عُمرا فلیَبَرَّ والدیه(333).
((اگر کسی دوست دارد عمر طولانی داشته باشد، باید به پدر و مادر نیکی کند)).
یعنی اثر مستقیم خدمت، احترام و نیکی به پدر و مادر طول عمر انسان است. روایت خیلی جالب است کسی به حضور رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم شرفیاب شده، می گوید:
یا رسول اللَّه! جئتُکَ بایِعُک علی الهجرةِ و تَرَکتَ أَبَوَیَّ یَبکِیَان فقال ارجِع الیهما و أَضحِکهُما(334).
((ای رسول خدا! وقتی از خانه خارج می شدم که با شما بیعت مجدد کنم، پدر و مادرم در خانه گریه می کردند و از این سفر نگران بودند. پیغمبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: زود برگرد برو، و خنده را بر لب های آنها بنشان)).