سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

نویسنده : آیت الله میرسید محمد یثربی

مقام و منزلت مادر نزد پروردگار

منزلت و مرتبه مادر، نزد پروردگار متعال آنقدر بلند و رفیع است که فقها بر اساس آن روایات، فتواهای جالبی دارند؛ مثلا روایتی به رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نسبت داده شده است که حضرت فرمودند:
اذا کنتَ فی صلاةِ التَّطَوُّعِ فاءِن دَعَاک وَالِدُک فلا تَقطَعهَا و اءِن دَعَتکَ والِدَتُکَ فاقطَعهَا(318).
((اگر مشغول خواندن نماز مستحبی هستی و پدرت تو را صدا بزند، حقّ نداری نمازت را قطع کنی؛ اما اگر مادرت تو را صدا می زند، موظفی نماز مستحبی را شکسته و او را اجابت کنی)).
در فتواها آمده است که اگر سفر مباح و یا حتی زیارت مستحبی برای انسان پیش آید و یکی از والدین اظهار نارضایتی کند، و آن سفر را منع کند، سفر حرام می شود و انسان حقّ ندارد به آن سفر برود(319).
شبیه روایتی که درباره نماز بود درباره روزه هم وارد شده است که امام باقر علیه السلام می فرمایند:
قال موسی بن عمران علیه السلام: یا ربِّ أوصِنی، قال: أوصیک بی، فقال: یا ربِّ أوصنی، قال أوصیک بی ثلاثا، فقال: یا ربِّ أوصنی، قال أوصیک بأُمِّک؛ قال: یا ربّ أوصنی، قال: أوصیک بأُمِّک، قال: أوصنی، قال: أوصیک بأَبیک، قال: فکأَن یُقال لاَجلِ ذلک: أنّ للاُمِّ ثُلثا البِرِّ و لِلاَبِ الثُّلث(320).
((موسی علیه السلام که در کارهایش از خداوند متعال راهنمایی می خواست روزی به محضر حضرت رب العالمین عرض کرد: خدایا! به من توصیه ای کن. خطاب آمد که تو را نسبت به خودم توصیه می کنم. دوباره عرض کرد: خدایا! به من توصیه ای کن. خطاب آمد: تو را نسبت به مادرت توصیه می کنم. تا در مرتبه پنجم سوال کرد؛ باز از ناحیه رب العالمین خطاب آمد: که تو را نسبت به مادرت توصیه می کنم، مرتبه ششم سوال کرد، خطاب آمد: تو را نسبت به پدرت توصیه می کنم. در ادامه این روایت آمده است که: اگر نیکوکاریت را سه قسم کنی، دو قسمت به مادر اختصاص دارد و یک قسمت به پدر)).
روایت دیگری از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل شده است که شخصی خدمت حضرت عرض کرد:
یا رسول اللَّه ما حقّ الوالد قال أَن تُطیعِه ما عاشِ فقیل ما حقُّ الوالِدَةِ فقال هَیهات هیَهات لَو أَنَّه عَدَدَ رَملِ عَالِج و قَطرِ المَطَرِ أَیَّام الدُّنیا قامَ بین یدیها ما عَدَلَ ذلک یوم حَمَلَتهُ فی بطنها(321).
((ای رسول خدا! حقّ پدر چیست؟ حضرت فرمودند: مادامی که زنده است او را اطاعت کنی و مطیع او باشی. بعد عرض کرد: حقّ مادر چیست؟ فرمودند: اگر انسان به اندازه ریگ های بیابان و قطرات باران و ایام روزگاران، در مقابل مادر بایستد و او را اطاعت کند، به اندازه یک روز دوران حمل، حقّ او را ادا نکرده است)).
از دقت و تأکید ی که در روایات وارد شده است، لزوم احترام به مادر کاملا روشن می شود. این جا به خصوص من با فرزندان جوان، اعم از پسر و دختر، سخنی دارم و می خواهم مطلبی را برای این عزیزان عرض کنم که تأمین سعادت دنیا و آخرت، نیکی به مادر و پدر است. نکند ناخواسته اقدام به شکستن دل مادر کنند که آثار وضعی آن در زندگی دنیا و آخرت دامن گیر خواهد بود؛ مگر آن که بتوانند دوباره دل مادر را به دست آورند.
بنابراین، جوانان و فرزندان عزیزی که هنوز در خانواده های خود زندگی می کنند، و یا تازه از خانواده جدا شده اند و برای خود تشکیل زندگی داده اند، باید دقیقا در رعایت حرمت مادر بکوشند و به تمایلات و خواهش های او توجه داشته باشند؛ که اولیا، ما را به چه مسیری هدایت کرده اند. حتما به خاطر دارید روایتی را که از امام سجاد علیه السلام نقل کردیم که خدمت حضرت عرض کردند: شما با این که نیکوکارترین مردم هستید، چگونه است که هرگز ندیده ایم با مادرتان بر سر یک سفره بنشینید؟ حضرت فرمودند: می ترسم به سمت غذایی دست ببرم که قبلا چشم مادرم بر آن افتاده باشد، و با این عمل موجبات نافرمانی او را فراهم کنم(322).
در روایتی نقل شده است کسی به حضور رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم شرفیاب شد و عرض کرد:
انّی رجل شابّ نَشِیط و أُحبُّ الجهاد و لِیَ والِدَة تَکرَهُ ذلک فقال له النَّبیُّ صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم اءِرجِع فکُن مَعَ والدَتِکَ فَوَ الَّذی بَعَثَنی بالحقّ نبیّا لاُنسُهَا بکَ لیلَة خیر من جِهَادِکَ فی سبیل اللَّه سنَة(323).
((من جوانی با نشاط هستم و دارای قوت. دوست دارم در راه خدا به میدان جهاد قدم بگذارم، منتها مادری دارم که حضور مرا در میدان جهاد خوش ندارد. پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم به او فرمودند: برگرد و با مادرت همراه باش و او را نگهداری کن. قسم به آن خدایی که مرا به پیغمبری مبعوث کرد، ارزش یک شب حضور تو نزد مادرت و انس او به تو، از یک سال حضور در میدان جهاد بیشتر است)).

اکرام به والدین اگرچه مسلمان نباشند

در معارف دینی ما، احترام گذاشتن و ارج نهادن به پدر و مادر یک اصل ارزشمند اخلاقی است که نشانگر سلامت و کمال مکتب ما است و اثبات می کند که در عالم، هیچ حادثه و اتفاقی نمی افتد این اصول ارزشمند و پذیرفته شده انسانی و عاطفی را تحت الشعاع قرار دهد و از ارزش و اعتبار آنها بکاهد. پدر مشرک، شرکش نقص است، اما پدربودنش قابل احترام است و مادر کافر، کافر بودنش نقصان است، اما این نقصان از حرمت مادری نمی کاهد.
در روایتی نقل شده است اسماء بنت عمیس که در زمان حیات رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم زوجه ابی بکر بود از پیغمبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم سوال کرد:
سأَلَت رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم فقالت قَدِمتُ علی أُمِّی راغِبَة فی دینها تَعنِی ما کانَت علیه من الشِّرک فأَصلِها قال صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نعم صِلِی أُمَّکِ(324).
((به خاطر این که مادرمان مشرک بود ما مهاجرت کردیم و از او جدا شدیم و من دیگر سراغ مادر نرفته ام. آیا من می توانم به عیادت او رفته، صله رحم کنم؟ حضرت فرمودند: آری، مادرت مشرک است، اما تو موظفی از او دیدار کرده، صله رحم کنی)).
یکی از روات جلیل القدر به نام معمر بن خلاد نقل می کند که:
قُلت لابی الحسن الرضا علیه السلام أَدعو لوالِدَیَّ اذا کانَا لا یِعرفَانِ الحقّ قال ادعُ لهما و تصَدَّق عنهما و اءِن کانَا حَیَّینِ لا یَعرفَان الحقّ فدارِهِمَا فانَّ رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم قال انَّ اللَّه بَعَثَنِی بالرحمة لا بالعُقوق(325).
((از امام رضا علیه السلام پرسیدم: آیا می توانم برای پدر و مادر که حقّ را قبول ندارند در این گونه روایات، حقّ به معنای ولایت است، یعنی آنها که ولایت و تشیع را نپذیرفته اند دعا و طلب مغفرت کنم؟ حضرت فرمودند: آری، دعا کنید و به جای آنها صدقه بدهید، تا خدا آنها را بیامرزد؛ اما اگر زنده هستند و حقّ را نپذیرفته اند با آنها مدارا کنید و حقّ ندارید با ایشان برخورد کنید، و بعد امام رضا علیه السلام از قول پیغمبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: من پیغمبر رحمت هستم، نه پیغمبر قطع رحم و بریدن از خویشان)).
این شیوه در آیین مقدس اسلام توجه به اصل پذیرفته شده انسانی است که، یکی از رموز موفقیت اسلام بوده است؛ صرف نظر از این که این اصول انسانی، به خودی خود یک ارزش است، فواید و آثار گران قیمتی هم برای توجه به ارزش ها داشته است که در این باره روایات تاریخی فراوانی داریم.
در تاریخ نقل شده است همین که پیروان ادیان دیگر مطلع می شدند در آیین جدید اسلام به یک سلسله از اصول عنایت ویژه شده است؛ مثلا نسبت به حرمت مادر چه تلقی و نگرشی وجود دارد، بر اساس فطرت پاک انسانی به اسلام گرایش پیدا می کردند.
در همین زمینه روایتی داریم که، شخصی نصرانی به حضور امام صادق علیه السلام رسید بعد از این که اسلام آورد از حضرت وظیفه اش را در برخورد با خانواده و مادرش سوال کرد، حضرت مهربانی به مادر را توصیه و تأکید فرمودند، از آن به بعد مرد تازه مسلمان با این که مادرش نصرانی بود، حقوق وی را کاملا رعایت می کرد و به او احترام می گذاشت. مادر بعد از مدتی متوجه شد که پس از گرایش فرزندش به آیین جدید، رفتارش با او تفاوت کرده است، از او سوال کرد: آیا این که روش تو تفاوت کرده است، توصیه دین جدید شما است؟ پاسخ مثبت شنید. همین امر، باعث شد که مادر هم در آخر حیات به اسلام گرایش پیدا کند(326).
وقتی پیروان ادیان دیگر از اهمام شرع مقدس به این اصول اخلاقی مطلوب فطرت بشر مطلع می شدند گرایش پیدا می کردند، و همین تأکید دین به اصول مطابق فطرت، ارمغان های فراوانی برای جامعه اسلامی در برداشته است.
در سوره مبارکه لقان، بعد از وصیت انسان به پاس داشت والدین، به این نکته اشاره دارد که:
و ان جاهداک علی أَن تُشرک بی ما لیس لک بهِ علم فلا تُطِعهُما(327).
((اگر پدر و مادر با تو به مجاهده برخاستند و تو را وادار کردند که برای خداوند شریک قائل شوی، از آنها اطاعت مکن)).

محدوده اطاعت از والدین

در آیات متعددی خداوند متعال، اطاعت والدین و احسان به آنها را بعد از توحید ذکر می فرماید؛ یعنی این گونه به نظر می رسد که در پیشگاه الهی مهم تر از همه مسائل، توجه به توحید و یگانگی ذات اقدس پروردگار و بعد از آن، حرمت گزاردن به والدین است؛ اما همین والدین با این همه ارج و قرب اگر بخواهند در حریم الهی وارد شده، فرزند را به شرک سفارش کنند، یا او را به ترک واجبی یا ارتکاب حرامی وادار نمایند، اطاعت پذیری مفهومی ندارد. بسیار جالب است که این دو آیه، دنبال هم ذکر شده است، و به توصیه این دو آیه خوب عنایت شود:
و وصَّینا الانسان بوالدیهِ حَمَلَتهُ أُمُّه وَهنا علی وَهن و فِصَاله فی عامَین أَنِ اشکُرلی و لوالدیکَ الیَّ المصیر(328).
((انسان را نسبت به پدر و مادرش توصیه می کنیم؛ مخصوصا مادر که با سختی، ضعف و مشکلات دوران بارداری را گذراند و دو سال فرزند را از شیره جانش سیراب کرد تا انسان شکر خدا و پدر و مادر را به جای آورد)).
در مکتب اسلام، اهتمام به احترام پدر و مادر در کنار هم سفارش شده است ب اما با این همه، بلافاصله بعد از آیه فوق، قرآن می فرماید: همین پدر و مادری که منزلت دارند اگر بخواهند از مسیر صحیح منحرف شوند و بر خلاف فطرت انسانی که او را به خداجویی و یکتاپرستی دعوت می کند، فرزند را به شرک و بت پرستی سوق دهند، اطاعت آنها واجب نخواهد بود. آیه شریفه می فرماید:
و اءِن جاهَدَاک علی أَن تُشرک بی ما لیس لکَ به علم فلا تُطِعهما و صاحِبهُما فی الدُّنیا مَعروفا(329).
((هرگاه آن دو، تلاش کنند که تو چیزی را همتای من قرار دهی، که از آن آگاهی نداری، از ایشان اطاعت مکن، ولی با آن دو، در دنیا به طرز شایسته ای رفتار کن)).
توجه به قسمت بعدی آیه مهم است که می فرماید: با وجود این که نباید از پدر و مادر اطاعت کنی، اجازه نداری در مصاحبت و سلوک با آنها، از مسیر معروف و پسندیده خارج شوی. در حالی که پدر و مادر مشرکند و تو را نیز به شرک دعوت می کنند و در این دعوت، اصرار و پافشاری می نمایند، تو حقّ ندرای از برخورد پسندیده با آنها عدول کنی.
اگر انسان طوری عمل کند که از مسیر معروف خارج شود و رفتارش با پدر و مادر موردپسند انسان های عاقل و دارای عواطف انسانی نباشد، به وظیفه فرزندی خود عمل نکرده است.