سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

نویسنده : آیت الله میرسید محمد یثربی

طلب آمرزش برای والدین

طلب رحمت و آمرزش کردن در زندگی و بعد از وفات سنت و سیره ای بوده که در میان انبیا، اولیا، بزرگان و ادیان الهی متعارف بوده است؛ مثلا قرآن درباره حضرت یحیی علیه السلام می فرماید:
و بَرّا بوالدیه و لکم یکن جبّارا عَصیَّا(306).
((او به پدر و مادرش نیکوکار بود؛ زیرا ستمگر و اهل طغیان و عصیان نبود)).
این تعبیر قابل توجهی است که قرآن درباره حضرت یحیی علیه السلام دارد. اصلا روش و منش یحیی علیه السلام نیکوکاری و حرمت گزاری به والدین بود.
از این تعبیر معلوم می شود که نیکوکاری نکردن، ظلم است و نقطه مقابل نیکوکاری؛ ستمگری است. قرآن درباره حضرت عیسی علیه السلام می فرماید: وقتی در گاهواره به سخن در آمد گفت:
انی عبداللَّه آتانی الکتاب و جعلنی نبیا(307).
((من بنده خدا هستم؛ به من کتاب آسمانی داده، و مرا پیامبر قرار داده است)).
خداوند به حضرت عیسی علیه السلام توصیه ای می کند و او مأمور است به آن عمل نموده، آن را ابلاغ نماید و در پایان می گوید که خدا به من دستور داده است:
و برا بوالدتی و لم یجعلنی جبارا شقیا(308).
((من مأمور شده ام که به مادرم مریم نیکوکاری کنم؛ چون جبار و بدکار نیستم)).
به تشابه این دو آیه خوب عنایت فرمایید؛ در آیه قبل، حضرت یحیی علیه السلام مأمور به نیکوکاری به پدر و مادر است و می گوید: من جبار و عاصی نیستم؛ در این آیه حضرت عیسی علیه السلام نیز مأمور به نیکوکاری است و می گوید: جبار و شقی نیستم.
قرآن از زبان حضرت ابراهیم علیه السلام می فرماید:
ربّنا اغفرلی و لوالدیَّ و للمؤمنین یوم یقوم الحساب(309).
((پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز که حساب برپا می شود، ببخش و بیامرز)).
همچنین قرآن از زبان حضرت نوح علیه السلام می فرماید:
ربِّ اغفِرلی و لوالدیَّ و لمَن دَخَل بیتی مؤمنا و للمؤمنین و المؤمنات(310).
((پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و همه کسانی که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان باایمان را بیامرز)).
از این آیات که حضرت ابراهیم علیه السلام و حضرت نوح علیه السلام برای پدر و مادرشان طلب بخشش می کنند، به خوبی استفاده می شود که انسان در قبال والدین وظایف سنگینی دارد؛ زیرا هم از نظر عقلی مورد پذیرش، توصیه و تأکید است، هم از نظر عاطفی و احساسی قابل درک است، و هم شرع مقدس به آن توصیه کرده است؛ چون مبنای شارع مقدس تنظیم روابط صحیح انسان ها است.

مقام مادر در فرهنگ اسلام

از منظر معارف ما، مادر ویژگی خاصی دارد؛ در سوره مبارکه احقاف بعد از این که می فرماید:
و وصَّینا الانسان بوالدیه احسانا(311).
((و ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند)).
بلافاصله می فرماید:
حملته أُمُّهُ کَرها و وَضَعَتهُ کرها(312).
((انسان یاد کند که مادر چگونه با رنج و زحمت بار حمل کشید و با درد و مشقت وضع حمل نمود)).
در این آیات؛ نسبت به مادر توصیه اکید شده است و این تخصیص به ذکر مادر؛ یقینا در کلام وحی، لغو و بیهوده نیست و دلالت بر این دارد که حقّ مادر به سبب تحمل مشقات جسمانی بیشتر، نسبت به دیگر صاحبان حقوق و حتی پدر؛ والاتر و مهم تر است که امام سجاد علیه السلام هم فرمودند:
أَن تعلم انَّها حَمَلَتکَ حیث لا یَحمل أَحد أَحدا و أَطعَمَتکَ من ثمرةِ قلبها ما لا یةطعِمُ أَحد أَحدا.
((باید بدانی که مادر، تو را در جایی نگهداری کرد که هیچ کس دیگر، کسی را در آن جا نگه نمی دارد. از شیره جانش به تو داد که کسی به دیگری نمی دهد)).
نتیجه این که در کلمات وحی و سخنان اهل بیت علیهم السلام درباره حقوق مادر تأکید بیشتری شده است و در سلسله مباحث حقوق نیز امام سجاد علیه السلام حقّ ارحام و بستگان را با حقّ مادر آغاز فرموده اند.
از امام سجاد علیه السلام روایت شده است که شخصی به حضور رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم شرفیاب شده، عرض کرد:
یا رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم ما من عمل قبیح الا قد عملته فهل لی من توبَة فقال رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم فهل من والدیک أَحد حیّ قال أَبی قال فاذهَب فبرِّهِ قال فلمَّا وَلّی قال رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم لو کانت أُمُّهُ(313).
((یا رسول اللَّه! در طول عمرم کار زشتی نیست که انجام نداده باشم؛ آیا راه بازگشت و توبه دارم؟ حضرت فرمودند: آیا از پدر و مادرت هیچ یک زنده هستند، گفت: بله، پدرم زنده است. فرمود: برو به پدرت نیکی کن. راوی می گوید: وقتی او رفت، پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: اگر مادرش زنده بود، تاثیر بیشتری داشت)).
از این روایت معلوم می شود که ارج، قرب و منزلت مادر، در درگاه الهی بیشتر از پدر است؛ و در ((فقه الرضا علیه السلام)) این مطلب نقل شده است که حضرت فرمودند:
واعلم ان حقّ الاُمِّ أَلزِمُ الحقوق و أَوجَبُ لانَّها حمَلَت حیث لا یَحمِل أَحد أَحدا و وَقَت بالسمع والبصر و جمیع الجوارح مسرورَة مستبشرة بذلک فحمَلَتهُ بمَا فیه من المکروهِ الَّذی لا یَصبِرُ علیه أَحد و رَضِیَت بأَن تَجُوع و یَشبَعَ و تَظمَأَ و یَروَی و تَعرَی و یَکتَسِی و تُظِلَّهُ و تَضحَی فلیکن الشُّکرُ لها و البرُّ و الرِّفق بها علی قدر ذلک و ان کنتم لا تُطیقون بأَدنی حقِّها الا بعون اللَّه(314).
((حقّ مادر نسبت به سایر حقوق، لازم ترین و واجب ترین حقوق است؛ چرا که او را در جایی حمل کرده که کسی، دیگری را حمل نمی کند و یا گوش و چشم و همه اعضا از او نگهداری کرد. در عین این که نگهداری در رحم و شکم برای او مشقت داشت، اما با سرور و شادمانی این رنج را تحمل کرد، مشقتی که هیچ کس جز مادر حاضر نیست آن را تحمل کند.
مادر راضی بود که گرسنه بماند، اما فرزندش را سیر کند. تشنه بماند، فرزند را سیراب کند. خود برهنه بماند، فرزند را بپوشاند و خود در آفتاب باشد تا بر او سایه بیفکند. به آن مقداری که او رنج و مشقت تحمل کرده، تو باید به او نیکی کنی و با او مدارا کنی، باید شکر خدمات و زحمت های او را به جای آوری؛ هر چند شما توان جبران کوچک ترین زحمت او را ندارید مگر با یاری خداوند)).
روایت معروفی در افواه و عامه مردم هست که مرحوم قطب الدین راوندی از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمودند:
((الجنَّةُ تحتَ أَقدامِ الامَّهات(315).
((بهشت زیر پای مادران است)).
روایت مشابه دیگری می فرماید:
تحت أَقدامِ الامَّهات روضة من ریاض الجنَّة(316).
((باغی از باغهای بهشت، زیر پای مادر است)).
شاید معنای روایت این باشد که بهشت در دسترس است. و برای به دست آوردن آن جایگاه خلود و سعادت ابدی، نیاز به تهیه وسایل و ابزار دور از دسترس نیست؛ نیاز به مسافرت نیست؛ نیاز به رنج و مشقت فوق العاده نیست؛ بلکه خدمات به مادر بهشت را به ارمغان می آورد.
شاید به تعبیر دیگری هم بتوانیم این روایت را توجیه کنیم که وقتی می فرماید بهشت زیر پای مادران است، یعنی اگر خود را مقابل مادر به خاک افکنی و خود را در مقابل او کوچک بشماری، بهشت را به دست آورده ای؛ و این تأکید همان آیه شریفه است که می فرماید:
واخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة(317).
((و بال های تواضع خویش را از محبت و لطف، در برابر آنان فرود آور)).
یعنی بهشت، حاصل خضوع، تذلل، حقارت و خود را در مقابل عظمت و جایگاه رفیع مادر، کوچک دیدن است.

مقام و منزلت مادر نزد پروردگار

منزلت و مرتبه مادر، نزد پروردگار متعال آنقدر بلند و رفیع است که فقها بر اساس آن روایات، فتواهای جالبی دارند؛ مثلا روایتی به رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نسبت داده شده است که حضرت فرمودند:
اذا کنتَ فی صلاةِ التَّطَوُّعِ فاءِن دَعَاک وَالِدُک فلا تَقطَعهَا و اءِن دَعَتکَ والِدَتُکَ فاقطَعهَا(318).
((اگر مشغول خواندن نماز مستحبی هستی و پدرت تو را صدا بزند، حقّ نداری نمازت را قطع کنی؛ اما اگر مادرت تو را صدا می زند، موظفی نماز مستحبی را شکسته و او را اجابت کنی)).
در فتواها آمده است که اگر سفر مباح و یا حتی زیارت مستحبی برای انسان پیش آید و یکی از والدین اظهار نارضایتی کند، و آن سفر را منع کند، سفر حرام می شود و انسان حقّ ندارد به آن سفر برود(319).
شبیه روایتی که درباره نماز بود درباره روزه هم وارد شده است که امام باقر علیه السلام می فرمایند:
قال موسی بن عمران علیه السلام: یا ربِّ أوصِنی، قال: أوصیک بی، فقال: یا ربِّ أوصنی، قال أوصیک بی ثلاثا، فقال: یا ربِّ أوصنی، قال أوصیک بأُمِّک؛ قال: یا ربّ أوصنی، قال: أوصیک بأُمِّک، قال: أوصنی، قال: أوصیک بأَبیک، قال: فکأَن یُقال لاَجلِ ذلک: أنّ للاُمِّ ثُلثا البِرِّ و لِلاَبِ الثُّلث(320).
((موسی علیه السلام که در کارهایش از خداوند متعال راهنمایی می خواست روزی به محضر حضرت رب العالمین عرض کرد: خدایا! به من توصیه ای کن. خطاب آمد که تو را نسبت به خودم توصیه می کنم. دوباره عرض کرد: خدایا! به من توصیه ای کن. خطاب آمد: تو را نسبت به مادرت توصیه می کنم. تا در مرتبه پنجم سوال کرد؛ باز از ناحیه رب العالمین خطاب آمد: که تو را نسبت به مادرت توصیه می کنم، مرتبه ششم سوال کرد، خطاب آمد: تو را نسبت به پدرت توصیه می کنم. در ادامه این روایت آمده است که: اگر نیکوکاریت را سه قسم کنی، دو قسمت به مادر اختصاص دارد و یک قسمت به پدر)).
روایت دیگری از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل شده است که شخصی خدمت حضرت عرض کرد:
یا رسول اللَّه ما حقّ الوالد قال أَن تُطیعِه ما عاشِ فقیل ما حقُّ الوالِدَةِ فقال هَیهات هیَهات لَو أَنَّه عَدَدَ رَملِ عَالِج و قَطرِ المَطَرِ أَیَّام الدُّنیا قامَ بین یدیها ما عَدَلَ ذلک یوم حَمَلَتهُ فی بطنها(321).
((ای رسول خدا! حقّ پدر چیست؟ حضرت فرمودند: مادامی که زنده است او را اطاعت کنی و مطیع او باشی. بعد عرض کرد: حقّ مادر چیست؟ فرمودند: اگر انسان به اندازه ریگ های بیابان و قطرات باران و ایام روزگاران، در مقابل مادر بایستد و او را اطاعت کند، به اندازه یک روز دوران حمل، حقّ او را ادا نکرده است)).
از دقت و تأکید ی که در روایات وارد شده است، لزوم احترام به مادر کاملا روشن می شود. این جا به خصوص من با فرزندان جوان، اعم از پسر و دختر، سخنی دارم و می خواهم مطلبی را برای این عزیزان عرض کنم که تأمین سعادت دنیا و آخرت، نیکی به مادر و پدر است. نکند ناخواسته اقدام به شکستن دل مادر کنند که آثار وضعی آن در زندگی دنیا و آخرت دامن گیر خواهد بود؛ مگر آن که بتوانند دوباره دل مادر را به دست آورند.
بنابراین، جوانان و فرزندان عزیزی که هنوز در خانواده های خود زندگی می کنند، و یا تازه از خانواده جدا شده اند و برای خود تشکیل زندگی داده اند، باید دقیقا در رعایت حرمت مادر بکوشند و به تمایلات و خواهش های او توجه داشته باشند؛ که اولیا، ما را به چه مسیری هدایت کرده اند. حتما به خاطر دارید روایتی را که از امام سجاد علیه السلام نقل کردیم که خدمت حضرت عرض کردند: شما با این که نیکوکارترین مردم هستید، چگونه است که هرگز ندیده ایم با مادرتان بر سر یک سفره بنشینید؟ حضرت فرمودند: می ترسم به سمت غذایی دست ببرم که قبلا چشم مادرم بر آن افتاده باشد، و با این عمل موجبات نافرمانی او را فراهم کنم(322).
در روایتی نقل شده است کسی به حضور رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم شرفیاب شد و عرض کرد:
انّی رجل شابّ نَشِیط و أُحبُّ الجهاد و لِیَ والِدَة تَکرَهُ ذلک فقال له النَّبیُّ صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم اءِرجِع فکُن مَعَ والدَتِکَ فَوَ الَّذی بَعَثَنی بالحقّ نبیّا لاُنسُهَا بکَ لیلَة خیر من جِهَادِکَ فی سبیل اللَّه سنَة(323).
((من جوانی با نشاط هستم و دارای قوت. دوست دارم در راه خدا به میدان جهاد قدم بگذارم، منتها مادری دارم که حضور مرا در میدان جهاد خوش ندارد. پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم به او فرمودند: برگرد و با مادرت همراه باش و او را نگهداری کن. قسم به آن خدایی که مرا به پیغمبری مبعوث کرد، ارزش یک شب حضور تو نزد مادرت و انس او به تو، از یک سال حضور در میدان جهاد بیشتر است)).