سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

نویسنده : آیت الله میرسید محمد یثربی

اکرام به والدین از دیدگاه قرآن

وصیت، یکی از ابواب فقهی ما است که ماخوذ از نص صریح قرآن است؛ مثلا در سوره مبارکه بقره می فرماید:
کتَبَ علیکم اذا حَضَرَ أَحَدُکُم المَوتُ اءن تَرَکَ خَیرا الوصیَّةُ لِلوالدین و الاَقرَبِین بالمعروف حقّا علی المتَّقین(299).
((بر شما نوشته شده، هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد، اگر چیز خوبی و مالی از خود به جای گذارده، برای پدر و مادر و نزدیکان، به طور شایسته وصیت کند؛ این حقی است بر پرهیزگاران)).
انسان های مؤمن موظف اند که در طول حیات و قبل از وفاتشان، همیشه نسبت به آینده توصیه های خود را مکتوب کنند؛ چرا که وصیت کردن مستحب است.
در روایات هم وارد شده است که وصیت موجب طول عمر انسان است. آیه شریفه می فرماید که اگر نسبت به اموال خود وصیت می کنی، مراقب باش پدر و مادر را فراموش نکنی و این وظیفه انسان های با تقوا است. وقتی سخن از انفاق و توصیه انسان های مؤمن به بذل و بخشش و انفاق از اموال است، بلافاصله می فرماید:
قل ما أَنفَقتُم من خیر فللوالدین(300).
((اگر از مالتان انفاق می کنید اول پدر و مادر را در نظر بگیرید)).
در سوره مبارکه اسراء می فرماید:
و قضی ربُّکَ الا تعبدوا الا اءِیَّاهُ و بالوالدین اءِحسانا اءِمَّا یَبلُغَنَّ عندک الکِبَرَ أَحدُهُما أَو کِلاهُما فلا تقُل لَهُما أُفّ و لا تَنهَرهُما و قل لهما قولا کریما واخفَض لهما جَناحَ الذُّلِّ منَ الرَّحمَةِ و قل ربِّ ارحَمهُمَا کما رَبَّیانی صَغیرا(301).
((پروردگارت فرمان داده که جز او را نپرستید؛ و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری برسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار؛ و بر آنها فریاد نزن؛ و با رعایت کامل احترام و اکرام با آنها سخن گوی؛ و بال های تواضع و فروتنی خویش را از روی محبت و فروتنی، در برابر آنها فرود آور؛ و بگو پروردگارا! همان گونه که در کوچکی به من لطف و مرحمت کردند، آنها را مورد لطف و مرحمت قرار بده)).
آنچه از ظاهر آیه می شود استفاده کرد چند نکته است:
نکته اول؛ نیکی به پدر و مادر.
نکته دوم؛ تأکید به ضرورت این نیکوکاری به خصوص در دوران کهولت.
روابط صمیمانه و عاطفی فرزندان با پدر و مادر در حال عادی و شرایط جسمانی و اقتصادی مساعد امری طبیعی است؛ اما مهم وقتی است که به دوران کهولت پای می گذارند و به طور طبیعی سطح توقعشان بالا می رود؛ به خصوص از نظر اقتصادی و مالی هم نیازمند باشند و از فرزند خواسته ها و تقاضاهای خارج از قدرت او و یا خارج از حد معمولی داشته باشند؛ این امر خود به خود باعث می شود که انسان در مقابل این خواسته ها و خواهش ها موضع گیری کند. این جا است که آیه کریمه توصیه می کند که انسان ها توجه داشته باشند؛ وقتی پدر و مادر یا یکی از آنها به دوران پیری و کهولت پای گذاشتند، باید نسبت به آنها بیشتر رسیدگی و پرستاری شود.
نکته سوم؛ مبادا کوچکترین سخنی که معنایش انزجار و تألّم است و موجب رنجش آنها می شود، از زبان فرزند خارج شود:
فلا تَقُل لهما اُفّ(302).
((به آنها اف نگو)).
یکی از معانی اف، این است که من خسته شده ام؛ من از این مطالبی که می شنوم و از این حرکاتی که می بینم بیزارم؛ یعنی کمترین اظهار ناراحتی.
فرزند حتی حقّ ندارد کوچک ترین نارضایتی در زبان و چهره اش ظاهر شود؛ و یا آنها را از خود براند.
نکته چهارم؛ وقتی می خواهد با والدین سخن بگوید، با اکرام و رعایت کامل احترام سخن بگوید:
و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما(303).
((بر آنها فریاد مزن؛ و لطیف و سنجیده و بزرگوارانه با آنها سخن بگو)).
نکته پنجم؛ که مهمتر از همه در برخورد با پدر و مادر است:
واخفض لهما جناح الذّل من الرحمة(304).
((بال های تواضع خویش را از محبت و لطف، در برابر آنان فرود آور)).
با تواضع و فروتنی رفتار کند؛ یعنی آنها را بسیار برتر، بالاتر و والاتر از خود ببیند و با ایشان در کمال تواضع و تذلل روبرو شود.
نکته ششم؛ هم در دوران حیات و هم بعد از وفات، برای آنها دعا کند و ایشان از درگاه الهی، رحمت و آمرزش طلب کند:
و قل رب ارحمهما کما ربَّیانی صغیرا(305).
((بگو: پروردگارا! همان گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده)).

طلب آمرزش برای والدین

طلب رحمت و آمرزش کردن در زندگی و بعد از وفات سنت و سیره ای بوده که در میان انبیا، اولیا، بزرگان و ادیان الهی متعارف بوده است؛ مثلا قرآن درباره حضرت یحیی علیه السلام می فرماید:
و بَرّا بوالدیه و لکم یکن جبّارا عَصیَّا(306).
((او به پدر و مادرش نیکوکار بود؛ زیرا ستمگر و اهل طغیان و عصیان نبود)).
این تعبیر قابل توجهی است که قرآن درباره حضرت یحیی علیه السلام دارد. اصلا روش و منش یحیی علیه السلام نیکوکاری و حرمت گزاری به والدین بود.
از این تعبیر معلوم می شود که نیکوکاری نکردن، ظلم است و نقطه مقابل نیکوکاری؛ ستمگری است. قرآن درباره حضرت عیسی علیه السلام می فرماید: وقتی در گاهواره به سخن در آمد گفت:
انی عبداللَّه آتانی الکتاب و جعلنی نبیا(307).
((من بنده خدا هستم؛ به من کتاب آسمانی داده، و مرا پیامبر قرار داده است)).
خداوند به حضرت عیسی علیه السلام توصیه ای می کند و او مأمور است به آن عمل نموده، آن را ابلاغ نماید و در پایان می گوید که خدا به من دستور داده است:
و برا بوالدتی و لم یجعلنی جبارا شقیا(308).
((من مأمور شده ام که به مادرم مریم نیکوکاری کنم؛ چون جبار و بدکار نیستم)).
به تشابه این دو آیه خوب عنایت فرمایید؛ در آیه قبل، حضرت یحیی علیه السلام مأمور به نیکوکاری به پدر و مادر است و می گوید: من جبار و عاصی نیستم؛ در این آیه حضرت عیسی علیه السلام نیز مأمور به نیکوکاری است و می گوید: جبار و شقی نیستم.
قرآن از زبان حضرت ابراهیم علیه السلام می فرماید:
ربّنا اغفرلی و لوالدیَّ و للمؤمنین یوم یقوم الحساب(309).
((پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز که حساب برپا می شود، ببخش و بیامرز)).
همچنین قرآن از زبان حضرت نوح علیه السلام می فرماید:
ربِّ اغفِرلی و لوالدیَّ و لمَن دَخَل بیتی مؤمنا و للمؤمنین و المؤمنات(310).
((پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و همه کسانی که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان باایمان را بیامرز)).
از این آیات که حضرت ابراهیم علیه السلام و حضرت نوح علیه السلام برای پدر و مادرشان طلب بخشش می کنند، به خوبی استفاده می شود که انسان در قبال والدین وظایف سنگینی دارد؛ زیرا هم از نظر عقلی مورد پذیرش، توصیه و تأکید است، هم از نظر عاطفی و احساسی قابل درک است، و هم شرع مقدس به آن توصیه کرده است؛ چون مبنای شارع مقدس تنظیم روابط صحیح انسان ها است.

مقام مادر در فرهنگ اسلام

از منظر معارف ما، مادر ویژگی خاصی دارد؛ در سوره مبارکه احقاف بعد از این که می فرماید:
و وصَّینا الانسان بوالدیه احسانا(311).
((و ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند)).
بلافاصله می فرماید:
حملته أُمُّهُ کَرها و وَضَعَتهُ کرها(312).
((انسان یاد کند که مادر چگونه با رنج و زحمت بار حمل کشید و با درد و مشقت وضع حمل نمود)).
در این آیات؛ نسبت به مادر توصیه اکید شده است و این تخصیص به ذکر مادر؛ یقینا در کلام وحی، لغو و بیهوده نیست و دلالت بر این دارد که حقّ مادر به سبب تحمل مشقات جسمانی بیشتر، نسبت به دیگر صاحبان حقوق و حتی پدر؛ والاتر و مهم تر است که امام سجاد علیه السلام هم فرمودند:
أَن تعلم انَّها حَمَلَتکَ حیث لا یَحمل أَحد أَحدا و أَطعَمَتکَ من ثمرةِ قلبها ما لا یةطعِمُ أَحد أَحدا.
((باید بدانی که مادر، تو را در جایی نگهداری کرد که هیچ کس دیگر، کسی را در آن جا نگه نمی دارد. از شیره جانش به تو داد که کسی به دیگری نمی دهد)).
نتیجه این که در کلمات وحی و سخنان اهل بیت علیهم السلام درباره حقوق مادر تأکید بیشتری شده است و در سلسله مباحث حقوق نیز امام سجاد علیه السلام حقّ ارحام و بستگان را با حقّ مادر آغاز فرموده اند.
از امام سجاد علیه السلام روایت شده است که شخصی به حضور رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم شرفیاب شده، عرض کرد:
یا رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم ما من عمل قبیح الا قد عملته فهل لی من توبَة فقال رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم فهل من والدیک أَحد حیّ قال أَبی قال فاذهَب فبرِّهِ قال فلمَّا وَلّی قال رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم لو کانت أُمُّهُ(313).
((یا رسول اللَّه! در طول عمرم کار زشتی نیست که انجام نداده باشم؛ آیا راه بازگشت و توبه دارم؟ حضرت فرمودند: آیا از پدر و مادرت هیچ یک زنده هستند، گفت: بله، پدرم زنده است. فرمود: برو به پدرت نیکی کن. راوی می گوید: وقتی او رفت، پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: اگر مادرش زنده بود، تاثیر بیشتری داشت)).
از این روایت معلوم می شود که ارج، قرب و منزلت مادر، در درگاه الهی بیشتر از پدر است؛ و در ((فقه الرضا علیه السلام)) این مطلب نقل شده است که حضرت فرمودند:
واعلم ان حقّ الاُمِّ أَلزِمُ الحقوق و أَوجَبُ لانَّها حمَلَت حیث لا یَحمِل أَحد أَحدا و وَقَت بالسمع والبصر و جمیع الجوارح مسرورَة مستبشرة بذلک فحمَلَتهُ بمَا فیه من المکروهِ الَّذی لا یَصبِرُ علیه أَحد و رَضِیَت بأَن تَجُوع و یَشبَعَ و تَظمَأَ و یَروَی و تَعرَی و یَکتَسِی و تُظِلَّهُ و تَضحَی فلیکن الشُّکرُ لها و البرُّ و الرِّفق بها علی قدر ذلک و ان کنتم لا تُطیقون بأَدنی حقِّها الا بعون اللَّه(314).
((حقّ مادر نسبت به سایر حقوق، لازم ترین و واجب ترین حقوق است؛ چرا که او را در جایی حمل کرده که کسی، دیگری را حمل نمی کند و یا گوش و چشم و همه اعضا از او نگهداری کرد. در عین این که نگهداری در رحم و شکم برای او مشقت داشت، اما با سرور و شادمانی این رنج را تحمل کرد، مشقتی که هیچ کس جز مادر حاضر نیست آن را تحمل کند.
مادر راضی بود که گرسنه بماند، اما فرزندش را سیر کند. تشنه بماند، فرزند را سیراب کند. خود برهنه بماند، فرزند را بپوشاند و خود در آفتاب باشد تا بر او سایه بیفکند. به آن مقداری که او رنج و مشقت تحمل کرده، تو باید به او نیکی کنی و با او مدارا کنی، باید شکر خدمات و زحمت های او را به جای آوری؛ هر چند شما توان جبران کوچک ترین زحمت او را ندارید مگر با یاری خداوند)).
روایت معروفی در افواه و عامه مردم هست که مرحوم قطب الدین راوندی از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمودند:
((الجنَّةُ تحتَ أَقدامِ الامَّهات(315).
((بهشت زیر پای مادران است)).
روایت مشابه دیگری می فرماید:
تحت أَقدامِ الامَّهات روضة من ریاض الجنَّة(316).
((باغی از باغهای بهشت، زیر پای مادر است)).
شاید معنای روایت این باشد که بهشت در دسترس است. و برای به دست آوردن آن جایگاه خلود و سعادت ابدی، نیاز به تهیه وسایل و ابزار دور از دسترس نیست؛ نیاز به مسافرت نیست؛ نیاز به رنج و مشقت فوق العاده نیست؛ بلکه خدمات به مادر بهشت را به ارمغان می آورد.
شاید به تعبیر دیگری هم بتوانیم این روایت را توجیه کنیم که وقتی می فرماید بهشت زیر پای مادران است، یعنی اگر خود را مقابل مادر به خاک افکنی و خود را در مقابل او کوچک بشماری، بهشت را به دست آورده ای؛ و این تأکید همان آیه شریفه است که می فرماید:
واخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة(317).
((و بال های تواضع خویش را از محبت و لطف، در برابر آنان فرود آور)).
یعنی بهشت، حاصل خضوع، تذلل، حقارت و خود را در مقابل عظمت و جایگاه رفیع مادر، کوچک دیدن است.