سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

نویسنده : آیت الله میرسید محمد یثربی

کانون خانواده محیط پرورش فرزندان صالح

در مباحث گذشته، درباره حقّ چشم و نیز حقّ همسر، به مناسبت اهتمام شرع مقدس به موضوع خانواده، مطالبی بیان کردیم. در این جا از یک بعد دیگر به مطلب توجه می کنیم؛ یعنی همان گونه که در مباحث قبل ذکر کردیم وقتی چشم انسان، هرزه شد و دل را لرزانید، به طور طبیعی مودت و محبت مورد نیاز را در امر ازدواج و خانواده متزلزل می کند. آیه کریمه ای که در بحث حقّ همسر نیز ذکر شد می فرماید:
خَلَق لکم من أَنفسِکم أَزواجا لِتَسکُنوا الیها و جَعَلَ بینَکم مودَّة و رحمة(298).
((همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان ارامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد)).
تداوم سکون و آرامش انسان در کنار همسر، در گرو دوام و بقای مهربانی و صفای میان زن و شوهر است و اگر چشم انسان به هرزگی آلوده شد و رعایت حریم خود را نکرد، به طور طبیعی چشم به هر جا برود دل را نیز به دنبال خود می برد. دل که رفت، محبت و صفای لازم میان زن و شوهر از دست می رود.
نکته قابل توجه این است که فرزندانی که حاصل رابطه غیرمشروع اند، به طور طبیعی جایگاه مطمئنی در خانواده نخواهند داشت؛ و بالطبع تربیت شایسته چنین فرزندانی نیز دستخوش هوسبازی پدر و مادر خواهد شد؛ چرا که از صفا، لطف، ایثار و فداکاری مادر نسبت به چنین فرزندانی خبری نخواهد بود.
چه بسیار شنیده و دیده ایم فرزندی که مولود نامشروع و هرزگی و هوسبازی بوده است، رها می شود و مادر به خاطر پرهیز از ننگ داشتن فرزند نامشروع از چنین فرزندی گریزان است. گاه پیش می آید که هرگز این مادر و فرزند یکدیگر را ندیده اند.
در نتیجه فرزندی که با سرپرستی پدر و مادر در یک خانواده گرم و باصفا تربیت نشود، به عنصر مفیدی تبدیل نخواهد شد؛ و حتی اگر در سایه علم و دانش و تربیت های معمول روز هم پیشرفت کند، همیشه یک عقده روحی و احساس حقارت و خلا درونی نسبت به دیگران در او وجود خواهد داشت. مسلما این امر در جوامع انسانی و حیات بشری و دینی تأثیر مستقیم دارد. به این ترتیب، در معارف دینی خود می بینیم که برای شکل گیری بنیان استوار خانواده، به حفظ و قداست آن، از ناحیه پدر و مادر توصیه شده است تا هیچ عارضه و تندبادی، آن را متزلزل نکند.
از سوی دیگر، درباره احترام به پدر و مادر و احسان به آنها نیز تأکید شده است؛ چرا که در واقع تفضل، ترحم، بزرگداشت و گرامی داشتن والدین از طرف فرزند؛ به طور عموم، و نسبت به مادر به طور خاص، در سلامت و استواری کانون خانواده اثر مستقیم دارد.
بنابراین، تأکید ات آیات متواتر قرآن و روایات و همین سخن امام سجاد علیه السلام فقط برای زنده نگه داشتن و به تعبیر دیگر ماندگاری اصل عاطفه در زندگی بشری است و اگر عاطفه که نقش مستقیم در حیات، نشاط، بالندگی و لذت بردن از زندگی دارد، زنده بماند و در سایه هوس ها و خودبینی ها و غفلت از آینده نابود نشود، آثار بسیار مثبتی به بار می آورد؛ و اگر به هر دلیلی این اصل ارزشمند دستخوش هجوم هوس ها و خودبینی ها شده و نابود شود، آثار و تبعات فوق العاده منفی به بار می آورد؛ یعنی اگر بی اعتنایی به فرزند در سایه هوسبازی، خودبینی و آرامش کاذب یعنی تخیل آرامش، باعث بی اعتنایی و ضایع کردن حرمت والدین شود، انسجام خانواده از بین می رود؛ و در نهایت گروههای بزرگ انسانی مانند جامعه نابود می شوند. چون آن مجموعه های بزرگ نیز از چنین ویژگی هایی برخوردار نخواهند بود؛ بلکه جوامعی خواهند بود به ظاهر در کنار هم، اما با دل ها و قلب هایی دور از یکدیگر و نامأنوس.
خلاصه در چنین جوامعی، انسان دچار یک خلأ عظیم عاطفی و نبود مودت، رأفت و رحمت می شود که از تبعات منفی آن، نابودی بسیاری از اصول و معیارهای اخلاقی خواهد بود. بنابراین، صرف نظر از جهات عقلانی و عاطفی که تعلقی بین مادر و فرزند و پدر و فرزند وجود دارد، نکته مهمی که از این آیات فراوان و روایات بی شمار استفاده می شود، اصرار شارع و معارف دینی برای زنده نگه داشتن بنیان و کانون خانواده است.
مطلوب آیین مقدس اسلام، وجود یک جامعه زنده و دارای همه ملکات و فضایل انسانی است، که در گرو تربیت خانواده است؛ چرا که خانواده، هم اولین مجموعه بشری است و هم می تواند گرم ترین، صمیمی ترین، با صفاترین و موثرتین مجموعه اجتماعی باشد و بسیاری از فضایل و ملکات اخلاقی در همین مجموعه کوچک، تمرین، تجربه و القا شود و در نتیجه، به همه اجتماع تسری پیدا کند.
بر این اساس، حقوق اعضای خانواده مورد توجه شرع مقدس قرار گرفته است؛ مثل حقّ همسر، فرزند، پدر، مادر؛ و بیشتر از همه، حقّ مادر؛ و ما روی این مساله تأکید کردیم که آیات کریمه قرآن، بلافاصله بعد از امر توحید و توصیه به تدبر انسان ها و فهم دقیق یگانگی ذات ذوالجلال الهی، نسبت به والدین توصیه می کند و جالب است که در موارد مختلفی از قرآن به هنگام دستور به وصیت و نیز به هنگام ستودن و وصف انفاق، به هر مناسبتی سخن از والدین را مطرح می کند.

اکرام به والدین از دیدگاه قرآن

وصیت، یکی از ابواب فقهی ما است که ماخوذ از نص صریح قرآن است؛ مثلا در سوره مبارکه بقره می فرماید:
کتَبَ علیکم اذا حَضَرَ أَحَدُکُم المَوتُ اءن تَرَکَ خَیرا الوصیَّةُ لِلوالدین و الاَقرَبِین بالمعروف حقّا علی المتَّقین(299).
((بر شما نوشته شده، هنگامی که مرگ یکی از شما فرا رسد، اگر چیز خوبی و مالی از خود به جای گذارده، برای پدر و مادر و نزدیکان، به طور شایسته وصیت کند؛ این حقی است بر پرهیزگاران)).
انسان های مؤمن موظف اند که در طول حیات و قبل از وفاتشان، همیشه نسبت به آینده توصیه های خود را مکتوب کنند؛ چرا که وصیت کردن مستحب است.
در روایات هم وارد شده است که وصیت موجب طول عمر انسان است. آیه شریفه می فرماید که اگر نسبت به اموال خود وصیت می کنی، مراقب باش پدر و مادر را فراموش نکنی و این وظیفه انسان های با تقوا است. وقتی سخن از انفاق و توصیه انسان های مؤمن به بذل و بخشش و انفاق از اموال است، بلافاصله می فرماید:
قل ما أَنفَقتُم من خیر فللوالدین(300).
((اگر از مالتان انفاق می کنید اول پدر و مادر را در نظر بگیرید)).
در سوره مبارکه اسراء می فرماید:
و قضی ربُّکَ الا تعبدوا الا اءِیَّاهُ و بالوالدین اءِحسانا اءِمَّا یَبلُغَنَّ عندک الکِبَرَ أَحدُهُما أَو کِلاهُما فلا تقُل لَهُما أُفّ و لا تَنهَرهُما و قل لهما قولا کریما واخفَض لهما جَناحَ الذُّلِّ منَ الرَّحمَةِ و قل ربِّ ارحَمهُمَا کما رَبَّیانی صَغیرا(301).
((پروردگارت فرمان داده که جز او را نپرستید؛ و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری برسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار؛ و بر آنها فریاد نزن؛ و با رعایت کامل احترام و اکرام با آنها سخن گوی؛ و بال های تواضع و فروتنی خویش را از روی محبت و فروتنی، در برابر آنها فرود آور؛ و بگو پروردگارا! همان گونه که در کوچکی به من لطف و مرحمت کردند، آنها را مورد لطف و مرحمت قرار بده)).
آنچه از ظاهر آیه می شود استفاده کرد چند نکته است:
نکته اول؛ نیکی به پدر و مادر.
نکته دوم؛ تأکید به ضرورت این نیکوکاری به خصوص در دوران کهولت.
روابط صمیمانه و عاطفی فرزندان با پدر و مادر در حال عادی و شرایط جسمانی و اقتصادی مساعد امری طبیعی است؛ اما مهم وقتی است که به دوران کهولت پای می گذارند و به طور طبیعی سطح توقعشان بالا می رود؛ به خصوص از نظر اقتصادی و مالی هم نیازمند باشند و از فرزند خواسته ها و تقاضاهای خارج از قدرت او و یا خارج از حد معمولی داشته باشند؛ این امر خود به خود باعث می شود که انسان در مقابل این خواسته ها و خواهش ها موضع گیری کند. این جا است که آیه کریمه توصیه می کند که انسان ها توجه داشته باشند؛ وقتی پدر و مادر یا یکی از آنها به دوران پیری و کهولت پای گذاشتند، باید نسبت به آنها بیشتر رسیدگی و پرستاری شود.
نکته سوم؛ مبادا کوچکترین سخنی که معنایش انزجار و تألّم است و موجب رنجش آنها می شود، از زبان فرزند خارج شود:
فلا تَقُل لهما اُفّ(302).
((به آنها اف نگو)).
یکی از معانی اف، این است که من خسته شده ام؛ من از این مطالبی که می شنوم و از این حرکاتی که می بینم بیزارم؛ یعنی کمترین اظهار ناراحتی.
فرزند حتی حقّ ندارد کوچک ترین نارضایتی در زبان و چهره اش ظاهر شود؛ و یا آنها را از خود براند.
نکته چهارم؛ وقتی می خواهد با والدین سخن بگوید، با اکرام و رعایت کامل احترام سخن بگوید:
و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما(303).
((بر آنها فریاد مزن؛ و لطیف و سنجیده و بزرگوارانه با آنها سخن بگو)).
نکته پنجم؛ که مهمتر از همه در برخورد با پدر و مادر است:
واخفض لهما جناح الذّل من الرحمة(304).
((بال های تواضع خویش را از محبت و لطف، در برابر آنان فرود آور)).
با تواضع و فروتنی رفتار کند؛ یعنی آنها را بسیار برتر، بالاتر و والاتر از خود ببیند و با ایشان در کمال تواضع و تذلل روبرو شود.
نکته ششم؛ هم در دوران حیات و هم بعد از وفات، برای آنها دعا کند و ایشان از درگاه الهی، رحمت و آمرزش طلب کند:
و قل رب ارحمهما کما ربَّیانی صغیرا(305).
((بگو: پروردگارا! همان گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده)).

طلب آمرزش برای والدین

طلب رحمت و آمرزش کردن در زندگی و بعد از وفات سنت و سیره ای بوده که در میان انبیا، اولیا، بزرگان و ادیان الهی متعارف بوده است؛ مثلا قرآن درباره حضرت یحیی علیه السلام می فرماید:
و بَرّا بوالدیه و لکم یکن جبّارا عَصیَّا(306).
((او به پدر و مادرش نیکوکار بود؛ زیرا ستمگر و اهل طغیان و عصیان نبود)).
این تعبیر قابل توجهی است که قرآن درباره حضرت یحیی علیه السلام دارد. اصلا روش و منش یحیی علیه السلام نیکوکاری و حرمت گزاری به والدین بود.
از این تعبیر معلوم می شود که نیکوکاری نکردن، ظلم است و نقطه مقابل نیکوکاری؛ ستمگری است. قرآن درباره حضرت عیسی علیه السلام می فرماید: وقتی در گاهواره به سخن در آمد گفت:
انی عبداللَّه آتانی الکتاب و جعلنی نبیا(307).
((من بنده خدا هستم؛ به من کتاب آسمانی داده، و مرا پیامبر قرار داده است)).
خداوند به حضرت عیسی علیه السلام توصیه ای می کند و او مأمور است به آن عمل نموده، آن را ابلاغ نماید و در پایان می گوید که خدا به من دستور داده است:
و برا بوالدتی و لم یجعلنی جبارا شقیا(308).
((من مأمور شده ام که به مادرم مریم نیکوکاری کنم؛ چون جبار و بدکار نیستم)).
به تشابه این دو آیه خوب عنایت فرمایید؛ در آیه قبل، حضرت یحیی علیه السلام مأمور به نیکوکاری به پدر و مادر است و می گوید: من جبار و عاصی نیستم؛ در این آیه حضرت عیسی علیه السلام نیز مأمور به نیکوکاری است و می گوید: جبار و شقی نیستم.
قرآن از زبان حضرت ابراهیم علیه السلام می فرماید:
ربّنا اغفرلی و لوالدیَّ و للمؤمنین یوم یقوم الحساب(309).
((پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز که حساب برپا می شود، ببخش و بیامرز)).
همچنین قرآن از زبان حضرت نوح علیه السلام می فرماید:
ربِّ اغفِرلی و لوالدیَّ و لمَن دَخَل بیتی مؤمنا و للمؤمنین و المؤمنات(310).
((پروردگارا! مرا و پدر و مادرم و همه کسانی که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان باایمان را بیامرز)).
از این آیات که حضرت ابراهیم علیه السلام و حضرت نوح علیه السلام برای پدر و مادرشان طلب بخشش می کنند، به خوبی استفاده می شود که انسان در قبال والدین وظایف سنگینی دارد؛ زیرا هم از نظر عقلی مورد پذیرش، توصیه و تأکید است، هم از نظر عاطفی و احساسی قابل درک است، و هم شرع مقدس به آن توصیه کرده است؛ چون مبنای شارع مقدس تنظیم روابط صحیح انسان ها است.