سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

نویسنده : آیت الله میرسید محمد یثربی

مسوولیت و اختیار در خانواده

قبلا به این نکته نیز اشاره شد که اداره صحیح هر مجموعه، نیازمند یک مدیر است. اگرچه مسوولیت ها، تقسیم شده باشد اما در سیره عقلا وجود یک مدیر و فرمانروا، در هر مجموعه ای، پذیرفته شده است.
بنابر آنچه نقل شده سنت رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم چنین بوده است که اگر جمع کوچکی حتی دو نفر را به مأموریتی اعزام می فرمودند؛ یکی را فرمانده و مسوول قرار می دادند؛ و بالطبع نمی توان گفت آیین مقدس اسلام که به امر خانواده آن همه توجه دارد تکلیف حرف نهایی را در کانون روشن نکرده باشد. معارف دین، تکلیف را بر عهده مرد گذاشته و او است که مسوولیت نهایی دارد.
از مجموعه این مطالب و دلایل، نتیجه می گیریم که زن به عنوان یک فرد از زیرمجموعه مدیریتی خانواده، موظف است مطیع همسر باشد؛ همان گونه که سایر اعضای خانواده چنین وظیفه ای دارند.
همان طور که می پذیریم در اداره یک شهر یا حکومت یک کشور یک مدیر نهایی، یک فرمانروا، رهبر، سلطان یا رئیس جمهور نیاز است، در سایر مجموعه های کوچک تر همچنین است که برای حفظ نظام آنها، زیرمجموعه ها موظف به اطاعت هستند و اگر اطاعت پذیری نباشد، موجب هرج و مرج و اختلال نظام آن مجموعه می شود بنابراین، حرف نهایی را در مجموعه خانواده مرد می زند و مسوولیت اصلی به عهده او نهاده شده است.
اکنون به دو سوال باید پاسخ گفت: یکی این که طبیعی است وقتی مرد مسوولیت دارد، سایر اعضای خانواده از جمله همسر باید اطاعت پذیر باشند؛ حالا محدوده این اطاعت پذیری و فرمانبرداری تا کجا است و زن چه مقدار مکلّف به اطاعت از همسر است؟
سوال دوم این که در صورت تخلف، کیفیت مجازات متخلف چگونه است؟ و قوانین کیفری درباره او چیست؟
در پاسخ سوال اول باید گفت: تا آنجا که فرمان ها و دستورهای مرد و اوامر و نواهی او با احکام الهی منافات نداشته باشد، زن موظف به فرمانبرداری است و مسلما اگر مرد، به امر حرامی فرمان دهد و یا به ترک واجبی امر کند، قابل اطاعت نخواهد بود. اگر مرد، زن را ملزم به ارتکاب یکی از محرمات کند و یا او را از اتیان واجبات و اطاعت فرمان الهی بازدارد، لازم نیست زن فرمان او را بپذیرد. دقیقا مثل حکومت و فرمانروایی بر مردم. همان طور که در احکام روابط حاکم و مردم بیان کردیم، تا مادامی که حاکم، مردم را به عدل، داد و انجام وظایف قانونی می خواند، مردم باید بپذیرند؛ اما اگر حاکم پا را از این محدوده بیرون گذاشت و مردم را به شکستن فرمان های الهی و مقررات شرع ملزم کرد، مردم مجاز نیستند اطاعت کنند.
در روایتی آمده است که وقتی جماعتی از مردم از یکی از سرایا(285) بازمی گشتند در نزدیکی مدینه، کسی که فرمانده سپاه بود به سپاهیان دستور داد توقف کنند. بعد از توقف، فرمان داد مشغول جمع آوری هیزم از بیابان بشوند؛ همراهان که جمع قابل ملاحظه ای بودند، مقدار زیادی هیزم جمع آوری کردند. سپس دستور داد هیزم ها را آتش زدند؛ بعد از روشن کردن آتش، به افراد سپاه دستور داد میان آتش بروند؛ آنها تخلف کردند. هر چه اصرار کرد نپذیرفتند. تا این که گفت: پیغمبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم مرا فرمانده شما قرار داده، من حاکم بر شما هستم، باید مرا اطاعت کنید. باز آن جماعت نپذیرفتند. هنگامی که به مدینه رسیدند و مطلب را به محضر رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم عرضه داشتند، حضرت فرمودند: که اگر اطاعت کرده بودید و به میان آتش رفته بودید، در سرای دیگر نیز به آتش عذاب الهی می سوختید(286). یک اصل کلی است که:
لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق(287).
((در سرپیچی از فرمان خالق نباید از مخلوق اطاعت کرد)).
خداوند، خودسوزی و خودکشی را عصیان دانسته و آن را حرام کرده است؛ بنابراین، اگر فرمانروا و حاکمی دستور دهد که مردم برخلاف فرمان الهی عمل کنند، به صرف این که او حاکم است مردم نباید حرم او را بپذیرند.
همین طور همسران، اگرچه موظف به اطاعت از شوهر هستند، اما گر فرمان همسر برخلاف موازین و قوانین شرعی بود، ملزم به رعایت نیستند. از طرفی اگر فرمان همسر، ظلم به خانواده باشد، پذیرش فرمان ظالمانه شوهر، معصیت الهی است و زن می تواند سر باز زند.
از این محدوده که بگذریم، اطاعت همسر به حکم سیادت و ریاست بر مجموعه خانواده، امری الزامی است. رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم در سخنی فرموده اند:
اذا صلَّتِ المرأةُ خمسها و صامَت شَهرَهَا و حَجَّت بیت ربِّها و اَطاعَت زَوجَها و عَرَفَت حقَّ علیّ علیه السلام فَلتَدُخل مِن أَیِّ أَبوابِ الجَنان شاءَت(288).
((اگر زن در طول زندگی خود، نمازهای واجبش را به جای آورد، روزه ماه رمضانش را بدون عذر ترک نکند، و حج خانه خدا را به جای آورد و همسر خود را اطاعت کرده، فرمانبردار باشد، و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را بشناسد، از هر دری که بخواهد، وارد بهشت خواهد شد)).
حاصل اطاعت پذیری از خدا و همسر این است که بدون محاسبه مورد عنایت ذات پروردگار متعال قرار می گیرد و در قیامت، وارد بهشت می شود. در سخن دیگری هم وارد شده است که رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند:
ایُّما امرَأَة ماتَت و زوجُها عنها راض دَخَلَتِ الجَنَّةَ(289).
((هر زنی که از دنیا برود در حالی که همسرش از زندگی با او راضی و خشنود باشد، داخل بهشت می شود)).
بنابراین، همان طور که قبلا نیز بیان کردیم اطاعت پذیری زنان به حکم عقل است؛ یعنی صرف نظر از حکم شرعی، یک وظیفه عقلی است و اگر به این وظیفه صحیح عمل کنند؛ آثار خیری بر اعمال آنها مترتب است.
اگر مرد از حقوقی که همسرش برعهده او دارد تخلف کند، هم مرتکب گناه شده و هم آثار وضعی در پی دارد. تخلف زن نیز از فرمان همسر، علاوه بر گناه و حرمت تکلیفی، آثار وضعی دارد و این اثر وضعی تا آن جا است که اگر برخلاف رضای همسر عمل مستحبی به جا آورد، آن عمل مقبول نیست.
مرحوم کلینی در ((کافی)) از امام صادق علیه السلام روایتی نقل کرده است که حضرت می فرمایند:
انَّ رجلا منَ الاَنصار عَلی عهد رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم خَرجَ فی بعضِ حوائِجِهِ فَعهِدَ الی امرَأَتِهِ عَهدا أَلا تخرُجَ من بیتها حتی یَقدَمَ قال و انَّ أَباها مرِضَ فَبَعَثَتِ المرأَةُ الی النبیّ صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم فقالت انَّ زَوجی خَرَجَ و عَهِدَ الیَّ أَن لا أَخرَجَ مِن بیتی حتَّی یَقدِمِ و اءِنَّ أَبی قَد مرِضَ فتَأمُرُنی أَن أَعودَهُ فقال رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم لا أَجلِسِی فی بیتک وأَطیعِی زوجَکِ قال فَثَقُلَ فأَرسَلَت الیه ثانِیا بذلک فقالَت فتَأمُرُنی أَن أَعُودَهُ فقال أَجلِسی فی بیتک و أَطیعی زوجک قال فماتَ أَبوها فبَعَثَت الیه انَّ أَبی قد مَاتَ فتَأمُرُنی أَن أُصَلِّی علیه فقال لا أَجلسی فی بیتک وأَطیعی زوجک قال فَدُفِنَ الرَّجلُ فبَعَثَ الیها رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم انَّ اللَّه قد غَفَرَ لَکِ و لابیکِ بطاعتکِ لزوجکِ(290).
((در زمان رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم یکی از انصار برای کاری از شهر خارج شد و بر اساس همان سنت های زمان با همسرش قرار گذاشت که تا بازگشت او از خانه خارج نشود. در این بین به خانم خبر دادند که پدرش مبتلا به کسالت و بیماری شده است، او کسی را محضر رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم روانه کرد که با توجه به این عهدی که با همسرم دارم آیا به من اجازه می دهید برای عیادت پدرم که مبتلا به کسالت شده است از خانه خارج شوم، حضرت فرمودند: در خانه ات بنشین و شوهرت را اطاعت کن! مدتی گذشت؛ حال پدر او بدتر شد و باز شخصی را به حضور پیغمبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم روانه کرد که حال پدرم خیلی بد شده است، آیا اجازه می دهید او را عیادت کنم؟ باز جواب همان بود؛ که در خانه ات بنشین و همسرت را اطاعت کن. شاید چند روز گذشت؛ کسی را فرستاد و گفت: یا رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم پدر مریض من از دنیا رفت، آیا اجازه می دهید او را عیادت کنم؟ باز جواب همان بود؛ که در خانه ات بنشین و همسرت را اطاعت کن. شاید چند روز گذشت؛ کسی را فرستاد و گفت: یا رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم پدر مریض من از دنیا رفت، آیا اجازه می دهید برای نماز و مراسم او شرکت کنم؟ حضرت فرمودند: در خانه ات بنشین و بر قراری که با همسرت بسته ای وفادار باش در آن زمان هم خود رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم و هم اصحاب در این قبیل مراسم شرکت می فرمودند. مرد که دفن شد پیغمبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم بلافاصله کسی را به خانه آن زن فرستادند تا به او بگوید فرمانبرداری و التزام تو به اطاعت از همسرت، باعث شد که خداوند به خاطر تو، تو و پدرت را بیامرزد)).
نکته قابل توجه این است که این مساله حتی در سنت ها و آداب اجتماعی نیز تا آن جا اهمیت دارد که اگر مورد رضای همسر نباشد، این سنن و آداب و حتی روابط عاطفی با دیگران هم تحت الشعاع فرمان همسر قرار می گیرد.
نکته دیگر این که اگر تخلفی از ناحیه همسر صورت گرفت، مجازات چه خواهد بود؟ کیفیت مجازات چیست و قوانین فرهنگی مقرر در آیین مقدس اسلام چیست؟
در خلال بررسی حقوق زوجه، به نکات دقیقی اشاره کردیم و یکی از نکات این بود که به هر حال در مجموعه معارف ما مسوولیت نهایی خانواده با مرد است. در جامعه ما و جوامع اسلامی و نیز در پیشگاه پروردگار و محاسبات قیامت نیز مورد سوال قرار می گیرد. در روایتی از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم وارد شده است که فرمودند:
الرجل راع علی اهل بیته و کُلّ راع مسوول عن رعیته(291).
((مرد نسبت به خانواده اش مسوولیت دارد و هر مسوولی باید به انجام وظایفش اهتمام ورزد)).
همان طور که در گذشته اشاره کردیم، انسان مسوول بدون اختیار معنی ندارد؛ بدین معنی که ما از کسی مسوولیتی را بخواهیم اما به او اختیاری برای اجرای این وظیفه و مأموریت ندهیم.
انسان مسوول طبعا اختیاراتی دارد؛ یکی از اختیارات مدیر هر مجموعه، اعمال مجازات نسبت به متخلفی است که از قوانین قابل اجرای او سرپیچی می کند. بنابراین، اصل اعمال مجازات عقلا و شرعا امری پذیرفته شده است. منتها باز قبل از این که ما کیفیت اعمال مجازات را بیان کنیم باید به سخن نهایی امام سجاد علیه السلام در بیان این حقّ توجه داشته باشیم که فرموده بودند:
فاذا جَهِلَت عَفَوتَ عنها(292).
مرد توجه داشته باشد که اگر از همسر، نافرمانی، اشتباه و خطایی از روی غفلت، بی خبری و جهالت صادر شد او را ببخشد؛ چرا که طبیعی است هر انسانی جایزالخطا است و قرار نیست همه انسان ها معصوم باشند. اگر به هر دلیلی از زن خطایی صادر شد، شایسته است او را عفو کند و با دیده اغماض و گذشت به خطای وی بنگرد. دقیقا مانند همان نکته ای که امام علیه السلام درباره حاکم فرمودند.
در فرمان امیرالمؤمنین علیه السلام در حقوق حاکم نیز آمده بود که اگر افراد به حقوق عمومی یا حقّ النَّاس تجاوز کردند و حاکم هم مختار به کیفر یا بخشش بود و عفو و اغماض را مؤثر دانست، از در بخشش درآید.
در معارف اخلاقی اسلام همه انسان ها به عفو و اغماض توصیه شده اند و ان شاءاللَّه در مباحث بعد که حقوق انسان ها را نسبت به دوستانشان و یا افراد بدکار در اجتماع بیان می کنیم، به این بحث نیز خواهیم پرداخت که اساسا مطلوب شارع مقدس این است که روش و منش افراد در جامعه و روابط اجتماعی، عفو و گذشت باشد. ولی گاهی مدیر تشخیص می دهد که فرد تحت مدیریت او که خطایی مرتکب شده، باید تادیب شود، که تصمیم نهایی با او خواهد بود.

21 - حقّ برده و غلام

وَ اَمَّا حقّ رَعِیَّتِک بمِلکِ الیَمین فأَن تَعلَمَ أَنَّه خَلقُ ربِّکَ و لَحمُکَ و دَمُکَ و أَنَّک تَملِکُهُ لا أَنتَ صَنَعتَهُ دونَ اللَّه و لا خَلَقتَ له سمعا و لا بَصَرا و لا اَجرَیتَ له رِزقا و لکنَّ اللَّه کَفَاکَ ذلِکَ بمَن سخَّرَهُ لَکَ وائتَمَنَکَ علیه واستَودَعَکَ ایَّاهُ لِتَحفَظَه فیه و تَسیرَ فیه بسیرَتِهِ فتُطعِمَهُ ممَّا تأکُلّ و تَلبِسُهُ ممَّا تَلبس و لا تُکلِّفِهُ ما لا یُطیقُ فاءِن کَرِهتَ خَرَجتَ الی اللَّه منه واستَبدَلتَ به و لَم تُعَذِّب خَلقَ اللَّه و لا قوَّةَ الا باللَّه.
((حقّ برده و غلام تو آن است که بدانی او هم مخلوق خدای توست و گوشت و خون تو. و بدانی که تو مالک او هستی نه خالق او. نه گوش و چشمش را خلق کرده ای و نه روزیش داده ای. همه اینها کار خداست و او را ملک تو قرار داده و به امانت به دست تو سپرده و ودیعه ای است که باید از او محافظت کنی و با او روشی نیکو و موردقبول خداوند داشته باشی و از آنچه می خوری به او بخورانی و از آنچه می پوشی به او بپوشانی و کار بیش از طاقت او نخواهی و اگر او را نخواستی برای خدا خود را از مسوولیت او فارغ کنی و مخلوق خداوند را آزار ندهی)).
در مجموعه حقوق کسانی که تحت مدیریت گروه یا فرد دیگری اداره می شوند، از حق متعلم و محصل و سپس حق همسران به تفصیل سخن گفته شد و اینک نوبت به ذکر حق کسانی رسیده که در گذشته به عنوان موالی خوانده می شدند، یا به اصطلاح کسانی به عنوان برده یا بنده خریداری می شدند؛ و در تعبیر عامیانه و محاوره ای کنیزان و غلامان گفته می شدند و ما چون درباره این موضوع - حق مولا و مالک - مفصل بحث کردیم، دیگر این جا به صورت مستقل درباره آن سخنی گفته نمی شود.

22 - حقّ مادر

وَ اَمَّا حقّ الرَّحِمِ فحقّ أُمِّکَ أَن تَعلَمَ أَنَّها حَمَلَتکَ حیثَ لا یَحمِلُ أَحد أَحَدا و أَطعَمَتکَ مِن ثَمَرةِ قَلبِها ما لا یُطعِم أَحد أَحَدا و أَنَّها وَقَتکَ بسمعها و بصَرِها و یَدِها و رِجلِها و شِعرِها و بَشَرِها و جمیعِ جوارِحِها مُستَبشِرَة بذلک فَرِحَة مؤَمِّلَة مُحتَمِلَة لمَا فیه مکروهُها و أَلَمُها و ثِقلُها و غَمُّها حتی دفَعَتهَا عنک یدُ القُدرَة و أُخرِجَت الی الارضِ فرَضِیَت أَن تَشبَعَ و تَجوعَ هیَ و تَکسُوکَ و تَعرَی و تُروِیَکَ و تَظمَأَ و تُظِلُّکَ و تَضحَی و تُنَعِّمَکَ بِبُؤسِها و تَلَذِّذَکَ بالنَّوم بأَرَقِهَا و کان بَطنُهَا لکَ وِعَاء و حُجرُهَا لکَ حِوَاء و ثَدیُها لکَ سِقَاء و نَفسُهَا لکَ وِقاء تُباشِرُ حرَّ الدُّنیَا و بَردِهَا لکَ و دونَکَ فتَشکُرُها علی قدرِ ذلک و لا تَقدِرُ علیه الا بِعَونِ اللَّه و تَوفِیقِه.
((حقّ مادرت این است که بدانی او تو را در جایی نگه داشته که کسی نگه نمی دارد و از میوه دلش به تو داده که کسی به کسی نمی دهد و از تو با همه وجودش از گوش و چشم و دست و پا و موی و پوست، با شادمانی و سرور نگهبانی و نگهداری کرده، ناملایمات، غم و اندوه و نگرانی ها را تحمل می کند و شادان و خرم است که تو را سیر نماید، و خود گرسنه بماند؛ تو را بپوشاند و خود برهنه باشد؛ تو را سیراب کند و خود تشنه بماند؛ خود در آفتاب باشد و بر تو سایه افکند، با تحمل مشقت، آرامش و تنعم تو را فراهم آورد و با پذیرش رنج بی خوابی، تو را از لذت خواب بهره مند سازد. شکمش ظرف وجود تو و دامنش پناهگاه امن تو و سینه اش چشمه جوشانی برای رفع عطش تو و جانش فدای تو شده و سرد و گرم روزگار را به خاطر تو پذیرا گشته است؛ پس باید به پاس این همه محبت و زحمت، شکرگزار او باشی، و هرگز نمی توانی، مگر خدایت یاری کند)).
در عبارت امام علیه السلام، آن چنان زیبایی و بلاغتی وجود دارد که همه آلام و مشقت های مادر از آغاز حمل و بارداری تا بلوغ و رشد فرزند را در برمی گیرد. هر انسانی وقتی این سخنان را می خواند، بار دیگر همه رنج های مادر را مقابل چشم خود می بیند و صبر و بردباری او، در تحمل محنت و رنج های فراوان را تحسین نموده، در مقابل این موجود قابل تقدیس و تکریم خاضع می شود و بیشتر احساس وظیفه می کند. این تاثیر کلام کسی است که خود با مادر بر سر یک سفره، هم غذا نمی شود و هنگامی که علت را سوال می کنند:
أَنت أَبَرُّ النَّاس و لا نَرَاکَ تُؤَاکُلّ أُمَّکَ قال أَخافُ أَن أَمُدَّ یَدِیَ الی شی ء و قد سَبَقَت عینُهُا علیه فأَکونَ قد عَقَقتُهَا(293).
((شما با این که از نیکوکارترین مردم هستید، چگونه است که هرگز ندیده ایم با مادرتان بر سر یک سفره بنشینید؟ فرمودند: می ترسم بر سر سفره دستم را به چیزی دراز کنم که قبلا چشم مادرم بر آن افتاد باشد و با این عمل موجبات نافرمانی او را فراهم کنم)).
اگر در کلام امام علیه السلام دقت شود، رنج ها و آلام مادر تا پایان حیات ترسیم شده است؛ یعنی گرچه فرزند در بزرگسالی باشد، باز هم عواطف مادری او را همچنان نسبت به رفاه، آرامش و آسایش فرزندش حساس نگه می دارد.
در روایتی نقل شده است که شخصی خدمت رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم رسید و گفت:
انَّ وَالِدَتِی بَلَغَها الکِبَرُ و هی عِندی الانَ أَحمِلُها علی ظَهری و أُطعِمُها من کَسبِی و أُمِیطُ عنهَا الأَذَی بِیَدی و أَصرفُ عَنها مع ذلک وَجهِی استِحیَاء منها و اءِعظَاما لَها فهَل کافَأتُها قال لا لاءَنَّ بَطنَها کان لک وِعاء و ثَدیَهَا کان لکَ سِقَاء و قَدَمَهَا لکَ حِذَاء و یَدَهَا لکَ وِقَاء و حِجرَهَا لکَ حِوَاء و کانت تَصنَعُ ذلک لکَ و هیَ تَمَنَّی حَیاتَکَ و أَنتَ تَصنَعُ هذا بها و تُحبُّ مَمَاتَهَا(294).
((مادرم در سالهای کهولت است و من از او نگهداری می کنم و او را به پشت خود حمل می کنم. از حاصل رنج و کسب خود، نیاز او را تأمین می کنم و درست مانند یک طفل شیرخوار، که نیاز به مواظبت دارد، از او مراقبت و نگهداری می کنم. حتی در انجام بعضی از وظایف به چهره او هم نگاه نمی کنم که مبادا خجالت بکشد. آیا توانسته ام زحمات و خدمات مادرم را جبران کنم؟ حضرت فرمودند: نه، تو همه این کارها را کرده ای؛ اما توجه داشته باش که او علاوه بر این که تو را در شکم خود نگهداری کرده، از شیره جانش به تو داده و هر گامی که برمی داشته، برای حفاظت تو بوده است؛ هر دستی که حرکت داده، برای نگهبانی تو بوده و دامنش پناهگاه تو بوده است. با همه این احوال او این رنج و مشقت را تحمل می کرده، در حالی که آرزوی زندگی و بزرگ کردن تو را داشته است، ولی تو ضمن انجام این خدمات، در دل، به انتظار مرگ او هستی، پس هرگز نخواهی توانست خدمات او را جبران کنی و جزا دهی)).