فهرست کتاب


سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

آیت الله میرسید محمد یثربی

هماهنگی در زندگی مشترک

نکته دیگر، توصیه به مدارا در زندگی مشترک است. زن و مرد باید رعایت حال یکدیگر را بنمایند. امام سجاد علیه السلام فرمودند: زن و مرد باید بدانند برای یکدیگر نعمت هستند اگر این سخن ملاک زندگی مشترک قرار گیرد، هر یک در کنار دیگری سکون و آرامش و رفاه را تجربه خواهند کرد؛ و بدون آن توفیق وصول به آرامش دنیوی را نخواهند یافت؛ و این سکون و آرامش جز با برقراری مودت، صمیمیت و وفا در بین آنها دوام نخواهد داشت. در این صورت دیگر نیاز به بحث درباره بسیاری از قوانین نخواهد بود.
در حالات رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل شده است که روزی حضرت وارد خانه فاطمه علیهاالسلام شدند، دیدند امیرالمؤمنین علیه السلام کنار فاطمه زهرا علیه السلام نشسته و مشغول پاک کردن عدس است؛ حضرت فرمودند:
یا اباالحسن! قُلت: لبَّیک یا رسول اللَّه! قال: اِسمَع منِّی و ما أقول الا مِن امرِ ربِّی، ما من رجل یُعینُ امرأَتَهُ فی بیتها الا کان لها بکُلّ شَعرَة علی بدنه عبادةُ سنة، صیامُ نهارها و قیامُ لیلِها، و اعطاه اللَّهُ من الثّطواب مثل ما اعطاه الصابرین داودط النَّبیِّ و یعقوب و عیسی علیهم السلام(280).
((ای اباالحسن! امیرالمؤمنین علیه السلام جواب فرمودند: لبیک ای رسول خدا! پیامبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند: این سخن را از من بشنو که من چیزی جز فرمایش وحی به زبان جاری نمی کنم: هر مردی که در خانه همسرش را کمک کند، خداوند به عدد هر مویی که در بدن او است برایش عبادت سالی را منظور می کند که همه روزهایش را روزه و همه شب هایش را بیدار بوده و به درگاه خداوند راز و نیاز کرده است. و علاوه بر آن ثواب، پاداشی را که به صابرین همانند حضرت داوود، یعقوب و عیسی علیهم السلام عنایت می کند به او می بخشد)).
ثواب صابرین عجیب است. اگر کسی اهل دقت در آیات قرآن باشد و توجه داشته باشد، در آیه 156 سوره بقره که خداوند فرمان می دهد که انسان در مقابل مصائب، صبور و بردبار باشد، بعد از این که توصیه می کند که انسان ها در چنین حوادثی بگویند: انا لله و انا الیه راجعون(281)، درباره ثواب آن می فرماید: اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئک هم المهتدون(282). اینان، کسانی اند که الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده؛ و آنها هدایت یافتگان هستند.
در منابع اسلامی این گونه روایات و سخنان فراوان است: رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم در ادامه سخن فرمودند:
یا علی! مَن کان فی خدمةِ العیال فی البیت و لم یأنِف کتب اللَّه اسمهُ فی دیوان الشهداء، و کتب له بکُلّ یوم و لیلة ثواب أَلف شهید، و کتب له بکُلّ قدم ثواب حجَّة و عمره، و اعطاهُ اللَّه بکُلّ عِرق فی جسده مدینة فی الجَنَّةِ...(283).
((یا علی! اگر کسی همسرش را در خانه کمک کند و رو ترش نکند و بر او منت نگذارد، خداوند نام او را در دیوان شهدا ثبت می کند اگر کمک او با اشتیاق و صفا و محبت باشد برای هر روز و شب او اجر هزار شهید را مقرر می فرماید؛ و برای هر قدمی که در یاری همسرش برمی دارد، خداوند پاداش یک حج و عمره قرار می دهد. و به ازای هر رگی که در بدن او است برایش شهری در بهشت مقرر می فرماید)).
می دانیم که در کلمات اهل بیت علیهم السلام اغراق وجود ندارد، زیرا اغراق و غلو، در شأن تقوا و عصمت معصوم نیست این سخنان هم کلماتی نیست که برخاسته از هوا و هوس باشد و یا برای تقویت جانب خود و نوع خود گفته شده باشد. سخن رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم و پیام آور وحی، عین واقع است، حضرت در ادامه سخن می فرمایند:
یا علی! من لم یأنف من خدمت العیال فهو کفارة للکبایر و یُطفِی غضب الربّ، و مهورُ الحور العین، و تَزیدُ فی الحسنات و الدرجات(284).
((علی جان! خدمت به اهل خانه و عیال موجب می شود گناهان انسان تخفیف پیدا کند و آتش غضب پروردگار را خاموش کند. خدمت در خانه، مهریه حورالعین است و حسنات و درجات انسان را در قیامت زیاد می کند)).
صورت طبیعی انسان ها متفاوت است، یعنی یکی چهره اش سپید است و دیگری گندمگون، و دیگری سبزه؛ یکی چشمش از درشتی و زیبایی خاصی برخوردار است و یکی دیگر بدان حسن و شمایل نیست؛ در برخی گوش و ابروان و لب ها به صورتی زیبا است که با دیگران متفاوت است و... به همین ترتیب انسان ها در اندیشه و خلق وخو هم با یکدیگر متفاوتند؛ و طبیعی است که زن و مرد نیز در خلق تفاوت دارند که با این تفاوت ها زندگی مشترک را در کنار یکدیگر آغاز می کنند. از این رو خواسته های آنها نیز بر اساس تفاوت خلقیات، متفاوت خواهد بود.
بنابراین، آنچه می تواند اختلافات فکری و اندیشه ای و تفاوت میل ها و تقاضاها را برطرف کند، محبت، مودت و صفا است.
بر این اساس زن و مرد مخصوصا خانم ها باید ملاحظه کنند که شرع مقدس درباره رعایت حقوق زناشویی، علاوه بر حقوق واجب، در مورد مستحبات نیز تأکید می فرماید؛ و همچنین مرد را تشویق به همکاری و کمک به همسر می کند، با این ملاحظه که همسر، هیچ تکلیفی برای انجام خدمت در خانه ندارد؛ یعنی زن موظف نیست که خدمات خانه را انجام دهد.
اما بیان این نکته، خالی از لطف نیست که اگر روح محبت، صفا و صمیمیت در زندگی حاکم شود، به طور طبیعی از اختلاف نظرها و سلیقه ها و عکس العمل های طبیعی در هنگام اختلاف نظر خواهد کاست و کانون گرم و با طراوتی برای همسران و فرزندانشان فراهم خواهد آورد.
نکته دیگر این است که رعایت همه این حقوق از طرفین خواسته شده است؛ یعنی همان گونه که خداوند متعال حقوقی به عهده مرد قرار داده است، در مقابل حقوقی نیز بر عهده زن گذاشته است.
اساسا در معارف ما حقّ یک طرفه نیست. همان گونه که مرد موظف به وظایفی است که اگر از آنها تخلف کند، مرتکب حرام شرعی شده است و آثار وضعی نیز دارد، زن نیز چنین است. چون او هم باید حقوق همسرش را به طور کامل رعایت کند.
در این جا یادآوری فرمایش امام سجاد علیه السلام لازم است که اصرار آن حضرت و همچنین آیات شریفه ای که مطرح شد، ناظر به القای یک دیدگاه و یک فرهنگ اصیل در زندگی مشترک است؛ یعنی در باور و اندیشه زن و مرد باید زندگی بر اساس مودت و محبت شکل گیرد و اگر چنین شد سخن و گفتگو درباره بسیاری از حقوق، غیرضروری است.
وقتی اساس زندگی بر مبنای دوستی و صمیمیت برقرار شد، نیازی نیست که مرد را به امری ملزم نماییم و یا زن را به کاری وادار کنیم. همین صفا، محبت، دوستی و صمیمیت هر دو را به انجام وظایف خود آشنا می کند؛ یعنی حاکمیت عاطفه، نقصانی باقی نمی گذارد.

مسوولیت و اختیار در خانواده

قبلا به این نکته نیز اشاره شد که اداره صحیح هر مجموعه، نیازمند یک مدیر است. اگرچه مسوولیت ها، تقسیم شده باشد اما در سیره عقلا وجود یک مدیر و فرمانروا، در هر مجموعه ای، پذیرفته شده است.
بنابر آنچه نقل شده سنت رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم چنین بوده است که اگر جمع کوچکی حتی دو نفر را به مأموریتی اعزام می فرمودند؛ یکی را فرمانده و مسوول قرار می دادند؛ و بالطبع نمی توان گفت آیین مقدس اسلام که به امر خانواده آن همه توجه دارد تکلیف حرف نهایی را در کانون روشن نکرده باشد. معارف دین، تکلیف را بر عهده مرد گذاشته و او است که مسوولیت نهایی دارد.
از مجموعه این مطالب و دلایل، نتیجه می گیریم که زن به عنوان یک فرد از زیرمجموعه مدیریتی خانواده، موظف است مطیع همسر باشد؛ همان گونه که سایر اعضای خانواده چنین وظیفه ای دارند.
همان طور که می پذیریم در اداره یک شهر یا حکومت یک کشور یک مدیر نهایی، یک فرمانروا، رهبر، سلطان یا رئیس جمهور نیاز است، در سایر مجموعه های کوچک تر همچنین است که برای حفظ نظام آنها، زیرمجموعه ها موظف به اطاعت هستند و اگر اطاعت پذیری نباشد، موجب هرج و مرج و اختلال نظام آن مجموعه می شود بنابراین، حرف نهایی را در مجموعه خانواده مرد می زند و مسوولیت اصلی به عهده او نهاده شده است.
اکنون به دو سوال باید پاسخ گفت: یکی این که طبیعی است وقتی مرد مسوولیت دارد، سایر اعضای خانواده از جمله همسر باید اطاعت پذیر باشند؛ حالا محدوده این اطاعت پذیری و فرمانبرداری تا کجا است و زن چه مقدار مکلّف به اطاعت از همسر است؟
سوال دوم این که در صورت تخلف، کیفیت مجازات متخلف چگونه است؟ و قوانین کیفری درباره او چیست؟
در پاسخ سوال اول باید گفت: تا آنجا که فرمان ها و دستورهای مرد و اوامر و نواهی او با احکام الهی منافات نداشته باشد، زن موظف به فرمانبرداری است و مسلما اگر مرد، به امر حرامی فرمان دهد و یا به ترک واجبی امر کند، قابل اطاعت نخواهد بود. اگر مرد، زن را ملزم به ارتکاب یکی از محرمات کند و یا او را از اتیان واجبات و اطاعت فرمان الهی بازدارد، لازم نیست زن فرمان او را بپذیرد. دقیقا مثل حکومت و فرمانروایی بر مردم. همان طور که در احکام روابط حاکم و مردم بیان کردیم، تا مادامی که حاکم، مردم را به عدل، داد و انجام وظایف قانونی می خواند، مردم باید بپذیرند؛ اما اگر حاکم پا را از این محدوده بیرون گذاشت و مردم را به شکستن فرمان های الهی و مقررات شرع ملزم کرد، مردم مجاز نیستند اطاعت کنند.
در روایتی آمده است که وقتی جماعتی از مردم از یکی از سرایا(285) بازمی گشتند در نزدیکی مدینه، کسی که فرمانده سپاه بود به سپاهیان دستور داد توقف کنند. بعد از توقف، فرمان داد مشغول جمع آوری هیزم از بیابان بشوند؛ همراهان که جمع قابل ملاحظه ای بودند، مقدار زیادی هیزم جمع آوری کردند. سپس دستور داد هیزم ها را آتش زدند؛ بعد از روشن کردن آتش، به افراد سپاه دستور داد میان آتش بروند؛ آنها تخلف کردند. هر چه اصرار کرد نپذیرفتند. تا این که گفت: پیغمبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم مرا فرمانده شما قرار داده، من حاکم بر شما هستم، باید مرا اطاعت کنید. باز آن جماعت نپذیرفتند. هنگامی که به مدینه رسیدند و مطلب را به محضر رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم عرضه داشتند، حضرت فرمودند: که اگر اطاعت کرده بودید و به میان آتش رفته بودید، در سرای دیگر نیز به آتش عذاب الهی می سوختید(286). یک اصل کلی است که:
لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق(287).
((در سرپیچی از فرمان خالق نباید از مخلوق اطاعت کرد)).
خداوند، خودسوزی و خودکشی را عصیان دانسته و آن را حرام کرده است؛ بنابراین، اگر فرمانروا و حاکمی دستور دهد که مردم برخلاف فرمان الهی عمل کنند، به صرف این که او حاکم است مردم نباید حرم او را بپذیرند.
همین طور همسران، اگرچه موظف به اطاعت از شوهر هستند، اما گر فرمان همسر برخلاف موازین و قوانین شرعی بود، ملزم به رعایت نیستند. از طرفی اگر فرمان همسر، ظلم به خانواده باشد، پذیرش فرمان ظالمانه شوهر، معصیت الهی است و زن می تواند سر باز زند.
از این محدوده که بگذریم، اطاعت همسر به حکم سیادت و ریاست بر مجموعه خانواده، امری الزامی است. رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم در سخنی فرموده اند:
اذا صلَّتِ المرأةُ خمسها و صامَت شَهرَهَا و حَجَّت بیت ربِّها و اَطاعَت زَوجَها و عَرَفَت حقَّ علیّ علیه السلام فَلتَدُخل مِن أَیِّ أَبوابِ الجَنان شاءَت(288).
((اگر زن در طول زندگی خود، نمازهای واجبش را به جای آورد، روزه ماه رمضانش را بدون عذر ترک نکند، و حج خانه خدا را به جای آورد و همسر خود را اطاعت کرده، فرمانبردار باشد، و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را بشناسد، از هر دری که بخواهد، وارد بهشت خواهد شد)).
حاصل اطاعت پذیری از خدا و همسر این است که بدون محاسبه مورد عنایت ذات پروردگار متعال قرار می گیرد و در قیامت، وارد بهشت می شود. در سخن دیگری هم وارد شده است که رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم فرمودند:
ایُّما امرَأَة ماتَت و زوجُها عنها راض دَخَلَتِ الجَنَّةَ(289).
((هر زنی که از دنیا برود در حالی که همسرش از زندگی با او راضی و خشنود باشد، داخل بهشت می شود)).
بنابراین، همان طور که قبلا نیز بیان کردیم اطاعت پذیری زنان به حکم عقل است؛ یعنی صرف نظر از حکم شرعی، یک وظیفه عقلی است و اگر به این وظیفه صحیح عمل کنند؛ آثار خیری بر اعمال آنها مترتب است.
اگر مرد از حقوقی که همسرش برعهده او دارد تخلف کند، هم مرتکب گناه شده و هم آثار وضعی در پی دارد. تخلف زن نیز از فرمان همسر، علاوه بر گناه و حرمت تکلیفی، آثار وضعی دارد و این اثر وضعی تا آن جا است که اگر برخلاف رضای همسر عمل مستحبی به جا آورد، آن عمل مقبول نیست.
مرحوم کلینی در ((کافی)) از امام صادق علیه السلام روایتی نقل کرده است که حضرت می فرمایند:
انَّ رجلا منَ الاَنصار عَلی عهد رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم خَرجَ فی بعضِ حوائِجِهِ فَعهِدَ الی امرَأَتِهِ عَهدا أَلا تخرُجَ من بیتها حتی یَقدَمَ قال و انَّ أَباها مرِضَ فَبَعَثَتِ المرأَةُ الی النبیّ صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم فقالت انَّ زَوجی خَرَجَ و عَهِدَ الیَّ أَن لا أَخرَجَ مِن بیتی حتَّی یَقدِمِ و اءِنَّ أَبی قَد مرِضَ فتَأمُرُنی أَن أَعودَهُ فقال رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم لا أَجلِسِی فی بیتک وأَطیعِی زوجَکِ قال فَثَقُلَ فأَرسَلَت الیه ثانِیا بذلک فقالَت فتَأمُرُنی أَن أَعُودَهُ فقال أَجلِسی فی بیتک و أَطیعی زوجک قال فماتَ أَبوها فبَعَثَت الیه انَّ أَبی قد مَاتَ فتَأمُرُنی أَن أُصَلِّی علیه فقال لا أَجلسی فی بیتک وأَطیعی زوجک قال فَدُفِنَ الرَّجلُ فبَعَثَ الیها رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم انَّ اللَّه قد غَفَرَ لَکِ و لابیکِ بطاعتکِ لزوجکِ(290).
((در زمان رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم یکی از انصار برای کاری از شهر خارج شد و بر اساس همان سنت های زمان با همسرش قرار گذاشت که تا بازگشت او از خانه خارج نشود. در این بین به خانم خبر دادند که پدرش مبتلا به کسالت و بیماری شده است، او کسی را محضر رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم روانه کرد که با توجه به این عهدی که با همسرم دارم آیا به من اجازه می دهید برای عیادت پدرم که مبتلا به کسالت شده است از خانه خارج شوم، حضرت فرمودند: در خانه ات بنشین و شوهرت را اطاعت کن! مدتی گذشت؛ حال پدر او بدتر شد و باز شخصی را به حضور پیغمبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم روانه کرد که حال پدرم خیلی بد شده است، آیا اجازه می دهید او را عیادت کنم؟ باز جواب همان بود؛ که در خانه ات بنشین و همسرت را اطاعت کن. شاید چند روز گذشت؛ کسی را فرستاد و گفت: یا رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم پدر مریض من از دنیا رفت، آیا اجازه می دهید او را عیادت کنم؟ باز جواب همان بود؛ که در خانه ات بنشین و همسرت را اطاعت کن. شاید چند روز گذشت؛ کسی را فرستاد و گفت: یا رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم پدر مریض من از دنیا رفت، آیا اجازه می دهید برای نماز و مراسم او شرکت کنم؟ حضرت فرمودند: در خانه ات بنشین و بر قراری که با همسرت بسته ای وفادار باش در آن زمان هم خود رسول اللَّه صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم و هم اصحاب در این قبیل مراسم شرکت می فرمودند. مرد که دفن شد پیغمبر صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم بلافاصله کسی را به خانه آن زن فرستادند تا به او بگوید فرمانبرداری و التزام تو به اطاعت از همسرت، باعث شد که خداوند به خاطر تو، تو و پدرت را بیامرزد)).
نکته قابل توجه این است که این مساله حتی در سنت ها و آداب اجتماعی نیز تا آن جا اهمیت دارد که اگر مورد رضای همسر نباشد، این سنن و آداب و حتی روابط عاطفی با دیگران هم تحت الشعاع فرمان همسر قرار می گیرد.
نکته دیگر این که اگر تخلفی از ناحیه همسر صورت گرفت، مجازات چه خواهد بود؟ کیفیت مجازات چیست و قوانین فرهنگی مقرر در آیین مقدس اسلام چیست؟
در خلال بررسی حقوق زوجه، به نکات دقیقی اشاره کردیم و یکی از نکات این بود که به هر حال در مجموعه معارف ما مسوولیت نهایی خانواده با مرد است. در جامعه ما و جوامع اسلامی و نیز در پیشگاه پروردگار و محاسبات قیامت نیز مورد سوال قرار می گیرد. در روایتی از رسول اکرم صلَّی اللَّه علیه و آله و سلم وارد شده است که فرمودند:
الرجل راع علی اهل بیته و کُلّ راع مسوول عن رعیته(291).
((مرد نسبت به خانواده اش مسوولیت دارد و هر مسوولی باید به انجام وظایفش اهتمام ورزد)).
همان طور که در گذشته اشاره کردیم، انسان مسوول بدون اختیار معنی ندارد؛ بدین معنی که ما از کسی مسوولیتی را بخواهیم اما به او اختیاری برای اجرای این وظیفه و مأموریت ندهیم.
انسان مسوول طبعا اختیاراتی دارد؛ یکی از اختیارات مدیر هر مجموعه، اعمال مجازات نسبت به متخلفی است که از قوانین قابل اجرای او سرپیچی می کند. بنابراین، اصل اعمال مجازات عقلا و شرعا امری پذیرفته شده است. منتها باز قبل از این که ما کیفیت اعمال مجازات را بیان کنیم باید به سخن نهایی امام سجاد علیه السلام در بیان این حقّ توجه داشته باشیم که فرموده بودند:
فاذا جَهِلَت عَفَوتَ عنها(292).
مرد توجه داشته باشد که اگر از همسر، نافرمانی، اشتباه و خطایی از روی غفلت، بی خبری و جهالت صادر شد او را ببخشد؛ چرا که طبیعی است هر انسانی جایزالخطا است و قرار نیست همه انسان ها معصوم باشند. اگر به هر دلیلی از زن خطایی صادر شد، شایسته است او را عفو کند و با دیده اغماض و گذشت به خطای وی بنگرد. دقیقا مانند همان نکته ای که امام علیه السلام درباره حاکم فرمودند.
در فرمان امیرالمؤمنین علیه السلام در حقوق حاکم نیز آمده بود که اگر افراد به حقوق عمومی یا حقّ النَّاس تجاوز کردند و حاکم هم مختار به کیفر یا بخشش بود و عفو و اغماض را مؤثر دانست، از در بخشش درآید.
در معارف اخلاقی اسلام همه انسان ها به عفو و اغماض توصیه شده اند و ان شاءاللَّه در مباحث بعد که حقوق انسان ها را نسبت به دوستانشان و یا افراد بدکار در اجتماع بیان می کنیم، به این بحث نیز خواهیم پرداخت که اساسا مطلوب شارع مقدس این است که روش و منش افراد در جامعه و روابط اجتماعی، عفو و گذشت باشد. ولی گاهی مدیر تشخیص می دهد که فرد تحت مدیریت او که خطایی مرتکب شده، باید تادیب شود، که تصمیم نهایی با او خواهد بود.

21 - حقّ برده و غلام

وَ اَمَّا حقّ رَعِیَّتِک بمِلکِ الیَمین فأَن تَعلَمَ أَنَّه خَلقُ ربِّکَ و لَحمُکَ و دَمُکَ و أَنَّک تَملِکُهُ لا أَنتَ صَنَعتَهُ دونَ اللَّه و لا خَلَقتَ له سمعا و لا بَصَرا و لا اَجرَیتَ له رِزقا و لکنَّ اللَّه کَفَاکَ ذلِکَ بمَن سخَّرَهُ لَکَ وائتَمَنَکَ علیه واستَودَعَکَ ایَّاهُ لِتَحفَظَه فیه و تَسیرَ فیه بسیرَتِهِ فتُطعِمَهُ ممَّا تأکُلّ و تَلبِسُهُ ممَّا تَلبس و لا تُکلِّفِهُ ما لا یُطیقُ فاءِن کَرِهتَ خَرَجتَ الی اللَّه منه واستَبدَلتَ به و لَم تُعَذِّب خَلقَ اللَّه و لا قوَّةَ الا باللَّه.
((حقّ برده و غلام تو آن است که بدانی او هم مخلوق خدای توست و گوشت و خون تو. و بدانی که تو مالک او هستی نه خالق او. نه گوش و چشمش را خلق کرده ای و نه روزیش داده ای. همه اینها کار خداست و او را ملک تو قرار داده و به امانت به دست تو سپرده و ودیعه ای است که باید از او محافظت کنی و با او روشی نیکو و موردقبول خداوند داشته باشی و از آنچه می خوری به او بخورانی و از آنچه می پوشی به او بپوشانی و کار بیش از طاقت او نخواهی و اگر او را نخواستی برای خدا خود را از مسوولیت او فارغ کنی و مخلوق خداوند را آزار ندهی)).
در مجموعه حقوق کسانی که تحت مدیریت گروه یا فرد دیگری اداره می شوند، از حق متعلم و محصل و سپس حق همسران به تفصیل سخن گفته شد و اینک نوبت به ذکر حق کسانی رسیده که در گذشته به عنوان موالی خوانده می شدند، یا به اصطلاح کسانی به عنوان برده یا بنده خریداری می شدند؛ و در تعبیر عامیانه و محاوره ای کنیزان و غلامان گفته می شدند و ما چون درباره این موضوع - حق مولا و مالک - مفصل بحث کردیم، دیگر این جا به صورت مستقل درباره آن سخنی گفته نمی شود.