سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام (جلد دوم)

آیت الله میرسید محمد یثربی

بررسی و تحلیل تساوی حقوق زن و مرد

ما، در مقام بیان تاریخ اروپا و جنگ جهانی نیستیم، اما مباحثی تحت عنوان حقّ یا حقوق اجتماعی در دنیا مطرح شده که از اروپا به سایر ملل سرایت کرده است که برای درک جایگاه ارزش های خودمان ریشه یابی آنها ضرورت دارد؛ چون در تقدم شرع مقدس اسلام در بیان همه این حقوق که امروز تحت اسم های زیبا، جذاب و فریبنده مطرح می شود، جای هیچ تردیدی نیست. بنابراین، لازم است که این تاریخچه خوب مورد عنایت واقع شود.
بعد از این که جنگ جهانی در اروپا پایان پذیرفت، وضعیت اجتماعی حاکم بر ملل اروپایی و غربی به صورتی بود که نگاه و تلقی آنها از جنس زن، موجودی فاقد روح بود و یا اگر او را صاحب روح می دانستند، روح او را حیوانی تلقی می کردند و در نهایت اگر برای او روح انسانی هم قائل بودند، مساوی با مرد نبود.
به تعبیری برای زن منزلت و جایگاهی شبیه بردگان قائل بودند و در اجتماع موجودی پست تر از زن یافت نمی شد؛ و اگر در این دوران سیاه، زنانی را می بینیم که اقتداری پیدا کرده اند، به خاطر قدرت های خانوادگی ایشان بوده است که دیگران را تحت تأثیر قرار می دادند، نه از جهات دیگر.
بعد از این که جنگ تمام شد، در اروپا انقلاب صنعتی، شکل جدی به خود گرفت. صاحبان صنایع و قدرت های اقتصادی، احساس کردند برای تأمین اهداف اقتصادی خود نمی توانند از وجود مردان، به اندازه کافی، بهره ببرند و اساسا جمعیت مرد این کشورها، پاسخگوی احتیاج و نیاز آنها نبود. بنابراین، جهت تأمین نیروی کار خود سراغ زنها و کودکان رفتند.

زنان و استثمار اروپا

اگر امروز، غیر از حقوق زن، حقوق کودکان نیز مطرح است، منشأ آن، اتفاقاتی است که در آن روزگار در این کشورها شکل گرفت و به واسطه خودخواهی و ضعف نفسی که در انسان های صاحب مال و مکنت به وجود آمد و به خصوص استفاده های کلان از آزادی، زنها و کودکان را جهت رسیدن به مطامع پست حیوانی به کار گرفتند، که برای آنها منافعی در پی داشت:
اول این که نیروی کار خود را تأمین کردند.
دوم این که توقعات و انتظارات زن ها و کودکان به اندازه مردها نبود.
سوم این که زن ها را مورد سوءاستفاده جنسی هم قرار می دادند و در این راه، آن چنان افراط کردند که تدریجا صدای اعتراض انسان هایی که اهل عاطفه و وجدان انسانی بودند، بلند شد و در مقام حمایت از کودکان و زنان، قانون حمایت از کودکان و تساوی حقوق زنان و مردان را وضع کردند.
چهارم این که بعد از جنگ جهانی، در قاره اروپا، تعداد مردها آنقدر کم شده بود که در کشوری مثل آلمان برای تأمین نیروی کار، علاوه بر زن ها و کودکان، از کشورهای دیگر نیز نیروی کار وارد می کردند. و چون این زنان بی سرپرست، صاحب خانواده و فرزندانی بودند و از طرفی، توان تأمین هزینه های زندگی روزمره خود را نداشتند، به کارهای فنی، صنعتی و کارگری در کارخانجات روی آوردند.
این عوامل باعث شد که پای زن ها از محیط خانواده، به محیط کار و اجتماع باز شود.
مردان متمول و عوامل آنها از بی خبری و جهل زن ها نسبت به مسائل اجتماعی و اقتصادی، سوءاستفاده های کلانی کرده و منافع خود را تأمین کردند.
این آغازی بود بر شروع بحث حقوق زن در تاریخ قرون اخیر که کم کم به کشورهای دیگر، از جمله کشورهای اسلامی نیز سرایت کرد.
در جوامع اسلامی دو گروه پیدا شدند: یک گروه مدعی شدند که اصلا اسلام هیچ تفاوتی میان مرد و زن قائل نیست. بنابراین، هر دو جنس از حقوق کاملا مساوی برخوردارند؛ و گروه دوم مدعی شدند که در قوانین اسلام روح مردسالاری نهفته است و هیچ اعتبار ویژه ای برای زن در نظر گرفته نشده و در واقع به زن ظلم شده است. به نظر می رسد که منشا این دو تفکر ضعف بنیه علمی است؛ وگرنه چنانچه کسی با دیدگاه معارف دین اسلام، نسبت به مقام انسانی و حقوق طبیعی و قوانین مدون فقهی زن که نشأت گرفته و برخاسته از خلقت طبیعی او است، آشنایی اجمالی داشته باشد، درمی یابد که هیچ یک از این دو نظر و دو تلقی صحیح نیست و هر دو مصداق فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام می باشند که فرمودند:
لاتری الجاهل الا مفرِصا أَو مفرِّطا(233).
((نادان را نبینی مگر آن که در کار زیاده روی می کند یا در امری سستی به خرج می دهد)).

تساوی حقوق زن و مرد

خداوند در قرآن می فرماید:
یا أَیُّهَا النَّاس اتّقوا ربّکم الّذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بثّ منهما رجالا کثیرا و نساء(234).
((ای مردم! از مخالفت پروردگارتان بپرهیزید. همان کسی که همه شما را از یک انسان آفرید؛ و همسر او را نیز از جنس او خلق کرد؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانی در روی زمین منتشر ساخت)).
تحلیل آیه شریفه این است که روح زن و مرد هر چه باشد یک چیز است و از منظر قرآن تساوی واضح و کاملی بین زن و مرد برقرار است. در حقیقت، هر دو از نوعی حقوق طبیعی و اخلاقی مشترک در روابط انسان برخوردارند. در سوره حجرات می خوانیم:
یا ایُّها الذین آمنوا لا یَسخَر قوم من قوم عَسی أَن یَکونوا خَیرا منهم و لا نِساء من نساء عسی أَن یَکُن خَیرا مِنهُنَّ و لا تَلمِزوا أَنفسکم و لا تَنابَزوا بالاَلقاب(235).
((ای کسانی که ایمان آورده اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند؛ و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند؛ و یکدیگر را مورد طعن و عیب جویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید)).
بر اساس این سوره مبارکه، در حقوق طبیعی و انسانی، نکات دقیق اخلاقی که انسان ها ملزم به رعایت آنها هستند، بین زن و مرد هیچ تفاوتی احساس نمی شود؛ به همان ترتیب که می گوید مردها نباید یکدیگر را به سخره بگیرند، زن ها را هم از سخره یکدیگر منع می کند. همان گونه که مردها نباید همدیگر را مورد طعن و سرزنش قرار دهند، زنها نیز باید این چنین باشند. همان گونه که برای مردها با القاب زشت یکدیگر را صدا زدن، ممنوع است. زن ها هم باید این چنین باشند.
در آیه دیگر می فرماید:
ولا تجسَّسوا و لا یغتب بعضکم بعضا(236).
((هرگز در کار دیگران تجسس نکنید؛ و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند)).
همان گونه که تجسس و کنجکاوی در امور دیگران، بر مردها ممنوع است. بر زن ها نیز ممنوع است؛ و همان طور که غیبت کردن و بدگویی دیگران، برای مردها نهی شده، درباره زن ها نیز نهی شده است. نمی توان گفت در مسائل اخلاقی، مردان مکلّف به تکالیفی اند که زن ها از آن استثنا شده اند؛ یا برای مردان امتیازاتی است که زن ها از آن برخوردار نیستند. در همه جهات حقوق فطری و انسانی، بین زن و مرد اشتراک و تساوی کامل به چشم می خورد؛ و از منظر قرآن در وصول به مدارج عالی معنوی، که برای انسان میسر است، هیچ تفاوتی میان زن و مرد مشاهده نمی شود؛ حتی سعی در عبادت که اجر اخروی دارد، برای هر دو علی السویه است. آیات مختلفی در قرآن دلالت بر این امر می کند. در سوره مبارکه آل عمران می فرماید: فاستجاب لهم ربِّهم اءِنِّی لا أُضیع عمل عامل منکم من ذکر او أُنثی(237).
((شما وقتی از خداوند چیزی را می خواهید، یا خدا را عبادت می کنید، خدا شما را پاسخ می گوید و اجر هیچ یک از شما اعم از این که مرد باشد یا زن، ضایع نمی کند)).
در سوره مبارکه نخل می فرماید:
((من عمل صالحا من ذکر أَو أُنثی و هو مؤمن فَلَنُحیِیَنَّهُ حَیاة طیِّبَة و لنجزینَّهُ أَجرهم بأَحسَنِ ما کانوا یعملون(238).
((هر انسانی زن و یا مرد عمل صالحی انجام دهد و مؤمن باشد، خداوند او را از حیات طیبه برخوردار می کند و اجر و پاداش فراوان به او عنایت می کند)).
همان گونه که ملاحظه می شود، در این آیات برای عبادت کردن، در اجر و مزد اخروی و تعالی و کمال روحی، میان زن و مرد هیچ تفاوتی به چشم نمی خورد و شاید بتوان گفت، آن طور که قرآن شریف درباره تعالی روحی و علو مرتبه معنوی مریم علیهاالسلام سخن رانده است، درباره کمتر مردی چنین گفته است.
در سوره مبارکه آل عمران می فرماید:
یا مریمُ انَّ اللَّه اصطفَاک و طهَّرَک و اصطفاک علی نساء العالمین(239).
((ای مریم! خداوند تو را از میان همه انسان ها برگزید و به طهارت روحی و معنوی مفتخر فرمود و بر همه زن های عالم برتری داد)).
و یا در آیات قبل از آن، وقتی که قرآن، داستان تولد مریم علیهاالسلام و نذر مادرش را نقل می کند، درباره مریم علیهاالسلام تعبیرات قابل توجهی می آورد.
درباره فاطمه زهرا علیهاالسلام که نمونه عالی انسانیت بوده و ائمه طاهرین علیهم السلام میوه های درخت پرثمر وجود او هستند، در حدیث قدسی خداوند خطاب به پیامبرش می فرماید:
لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علیّ لما خلقتک و لولا فاطمة لما خلقتکما(240).
((اگر تو نبودی، افلاک را خلق نمی کردم؛ و اگر علی علیه السلام نبود، تو را خلق نمی کردم و اگر فاطمه علیهاالسلام نبود، هیچ یک از شما را نمی آفریدم)).
در حقیقت، عالم هستی و جهان خلقت، طفیل وجود فاطمه زهرا علیهاالسلام هستند و درباره هیچ انسان دیگری، اعم از زن یا مرد چنین سخنی نداریم. بنابراین، کمال بی انصافی است که بدون آگاهی و اطلاع از مسائل اسلامی و آیات کریمه قرآن و روایات خاندان نبوت، درباره زن ها چنین بگوید که از جهات فطری، طبیعی و حقوقی که برخاسته از نیازهای او است، در شرع مقدس بین زن و مرد تفاوتی قرار داده شده است.
باید توجه داشته باشیم که در شرع مقدس یک سلسله قوانین و حقوق مدونی داریم که برگرفته از آیات و روایات است و شاید در ظاهر تصور شود که در وضع این قوانین بین زن و مرد، تبعیض قائل شده است؛ ولی این تفاوت نیست، مگر به خاطر همان تفاوتی که لازمه خلقت و تداوم نسل این دو و برخاسته از همان مرد بودن مرد و زن بودن زن است؛ یعنی در اساس آفرینش و طبیعت، یک تفاوت و اختلافی میان این دو جنس وجود دارد که برای همگان قابل درک است.
همان گونه که با شعارها و تشکیل کنگره ها و سمینارها و صدور قطع نامه ها گرچه مورد اتفاق همه عقلای عالم هم باشد هرگز نمی شود ماهیت و طبیعت زن و مرد را دگرگون کرد؛ همچنین هرگز نمی توان قوانین منطبق با این نیاز و شرایط حاکم بر این طبایع را نیز تغییر داد. به عبارت روشن تر ما هرگز نمی توانیم طبیعت و خصوصیات طبیعی زن را که در نهایت به پذیرش و تکمیل نطفه، بارداری و ولادت نوزاد منتهی می شود انکار کنیم و چون این امر، برای همگان قابل درک است، الزاما باید قوانین خاص مربوط به آن نیز مورد عنایت واقع شود. گرچه می توانستیم همین قوانین را به حکم شعار لزوم تساوی زن و مرد، برای مرد هم تعمیم دهیم.